کتاب بخوانيم
یاددداشت اول |
■ با مسووليت سردبير
پنجشنبه گذشته روز کتاب و کتابخواني بود. خوب است در اين مجال از خود بپرسيم آخرين کتابي را که خوانده ايم کدام کتاب بوده است؟آخرين مطلبي را که خوانده ايم و تلنگري به ذهن ما زده است چه مطلبي بوده است؟آخرين نوشته اي که ما را وادار به تامل درباره دانسته ها و رفتارهاي پيشين مان کرده است کدام نوشته بوده است ؟آخرين.... مي توانيم قدري تامل کنيم و ذهن خود را واکاوي نماييم و از خود بپرسيم آيا در تمام مدت عمر کتاب، نوشته و يا مطلبي خوانده ام که به دانسته هاي قبليم تلنگري زده باشد؟ آيا به دانسته هايم شک کرده ام؟ آيا باورهايم درست و راست بوده است؟ يا آنکه در تمام اين سالها هر چه خوانده ام و انديشيده ام تنها بدنبال توجيه دانسته هاي قبليم بوده ام، نخواسته ام که تغيير کنم و نخواسته ام که پنجره اي از فهم هاي جديد در برابر خود باز کنم. از خود بپرسيم و بينديشيم آيا ما همان انسان سي سال پيش نيستيم؟ آيا در ده سال گذشته خود نمانده ايم؟ همان رفتارها، همان باورها و همان ذهنيتها، در اين صورت روزگار چگونه بر شما گذشته است، از گذر روزگار چه سوغاتي براي فرزندانمان و نسل هاي بعديمان خواهيم گذاشت؟ تنها سن و سال و موي سپيدمان را؟ تنها مال و اموال اندوخته امان را؟ چه چيز را؟ حقيقت آن است که بسياري از ما نه کتاب مي خوانيم و نه فيلم مي بينيم، نه نمايشنامه ها را تماشا مي کنيم، نه موسيقي خوب گوش مي دهيم و نه به انجمن هاي فرهنگي و اجتماعي سر مي زنيم، اگر هم مي خوانيم تنها براي رفع نيازهاي حداقلي زندگي روزمره است. اگر هم فيلم مي بينيم براي پر کردن اوقات کسالت است. در حالي که کتابها نوشته مي شوند و فيلم ها و نمايشنامه ها ساخته مي شوند تا به ما درسهاي تازه بياموزند. تا ما راه و رسم زندگي خود را اصلاح کنيم. کتابها نوشته مي شوند تا زندگي ما را تغيير دهند. مراقب باشيم نکند همه عالم هستي در تک و پوي زندگي باشد و ما مرده باشيم و گمان کنيم زنده ايم. بهوش باشيم که:
هر زمان نو مي شود دنيا و ما
بي خبر در نو شدن اندر بقا
(حضرت مولانا)
همه کاينات در هر لحظه دچار نو شدگي است و من و تو دچار رخوت و کسالت. براي گذر از اين کسالت و رخوت بايد کتابهاي خوب خواند، فيلمهاي خوب ديد و از تجربيات ديگران بهره برد تا زندگي مان رونق دوباره بگيرد ونشاط به جانمان برگردد.