به سخنداني نيست


یاددداشت اول |

     با مسوولیت سردبیر

نگاهی به سخنان نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مسوولان و مدیران گلستانی که در چند روز گذشته دیدگاههایشان درباره وضعیت عمومی گلستان در اخبار منتشر شده است نشانگر آن است که گویا همگان در حال بیدار شدن از خواب عمیقی هستند که به آن دچار شده بودند. آب، خاک، زندگی، توسعه و ... کلید واژه هایی هستند که اندک اندک جایگاه و تعریف خود را پیدا می کنند، گویا تازه متوجه شده اند که سرزمینی که آب نداشته باشد قابلیت ماندگاری ندارد و کسی نمی تواند در آن زندگی کند  یا سر زمینی که خاک آن از مواد آلی خالی شود دیگر در آن بذری نخواهد رویید و ... اینها البته مسایل بنیادینی است که کارشناسان سالها آنها را هشدار داده اند اما تا به امروز آنها را کلماتی ویترینی  می دانستند و گمان می کردند سخنانی است از سر ادعای دانایی ، اما اینک همگان اذعان می کنند باید ابتدا آب و خاک داشت و بعد برای دهها طرح توسعه ای نقشه ریخت، باید جنگل و محیط زیست داشت تا فردا که سازمان های بین المللی حتی برای تولید اکسیژن کشورها  مقدار و اندازه تعیین کردند و بین کشورهای مولد اکسیژن و مصرف کننده آن فرق گذاشتند دیگر برای هوای  تنفسی خود هزینه نپردازیم، اما پرسش این است برای آنکه بتوانیم آب، خاک و محیط زیست خود را نجات دهیم باید برنامه معلومی برای نجات داشته باشیم. چگونه می توان در استانی که نیمی از آن گرفتار کشاورزی سنتی  با کمترین بهره وری است گامی به پیش گذاشت. تلختر آنکه چگونه می توان گامی به جلو برداشت تا هنگامی که تا همین یکی دو سال پیش برخی مسوولان استان به دنبال جمع کردن امضا برای کشت شالی بودند؟ چگونه می توان به پیش رفت وقتی برای کشاورز هیچ الگوی کشتی که جذابیت اقتصادی داشته باشد تعریف نشده است، چگونه می توان با قوانین عجیب ارث و میراث که بهترین زمین های کشاورزی را به چند تکه تقسیم می کند کشاورزی مدرن داشت؟ و از همه مهمتر یکی پاسخ دهد  تا به حال برای این بنیادی ترین امورات چه اقداماتی انجام شده است ؟ آیا طرح مساله آشوراده  آدرس غلط دادن نیست؟ در سرزمین بی آب و علفی که هر روز دریا با آن قهر بیشتری می کند چه می خواهیم بکنیم؟ اگر منطقی و ارزشمند است چرا آن را به افکار عمومی توضیح نمی دهید؟ آیا پروژه لایروبی موفق بوده است؟ مسوولان محترم اکنون باید گزارشی از اقدامات خود را در این مسیر بدهند والا این دردها را که ما سالهاست جار می زنیم. دانستن و درک کردن البته برای تبیین صورت مساله مهم است اما آنکه باید کاری انجام دهد قطعا شهروندان نیستند، پس لطفا بگویید در این سالها چه کرده اید و یا بگویید از این پس برنامه اتان برای آب، خاک و زندگی در گلستان چیست ؟ و الا آنگونه که استاد سخن جناب سعدی می فرماید:

 سعدیا گر چه سخندان و مصالح گویی          به عمل کار برآید به سخندانی نیست