گزين گويه هايي از مهدي فاضل


شعر و ادب |

1) هر چيزي پاياني دارد، اين شرط بنيادينِ زندگي‌ست؛ پرهيز از انديشيدن به پايانِ برخي چيزها اما گاهي حرمت نهادن به شرط بنيادين است.

 

2) مزيت انسان بودن، «همان» شدن است.

 

3) در ما تمايلي‌ست ناخودآگاه به ابتذال، و نيز رغبتي‌ست به ستيز با آن؛ هنگام مواجهه با «خود» نيز ما همين رويکرد را داريم.

 

4)  آنکس که زباني باز دارد، از «زبان‌بازي» بي‌نياز است.

 

5) مدافعِ حقيقي يک مرد، زني‌ست که گاه به گاه بر او مي‌تازد.

 

6) آنکه به خود رجوع کرد و خود را کاويد، به حقيقت‌هايي دست يافت که پيش از آن، خودشان را در آينه‌اي از دروغ‌ها مي‌نماياندند.

 

7) تا هنگامي که انديشه‌ها‌ هستند، قلقلک چه  لزومي دارد؟

 

8) آزادي حقيقي در پذيرش تماميتِ خود است، حتي اگر اين تماميت شامل دروغ‌هاي ناخودآگاهي باشد که ما را به زنجير کشيده‌اند.