کشاورزي متولي ندارد


تیتر اول |

مهران قجري- بيش از 124 هزار بهره بردار در بخش کشاورزي گلستان هم اکنون در حال فعاليت اند و تعداد قابل توجهي از خانوارهاي روستايي و شهري اين استان شمالي معيشت شان با کشاورزي گره خورده است. اين سالها با توجه به خشکسالي هاي متوالي، کشاورزي شغل پردرآمدي محسوب نشده و تعداد زيادي از کشاورزان با توجه به سختي ها و چالش هاي متعدد و متنوعي که صاحبان اين شغل با آن دست و پنجه نرم مي کنند، ديگر تمايلي به ادامه ندارند و انصراف داده و به دنبال شغلي ديگر يا بار سفر به شهر بسته اند يا در همان روستا يا شهر عهده دار کار ديگري شده اند. تغييرات اقليمي، وقوع سرما و يخبندان و حوادث متعدد نيز البته بي تاثير نبوده است. هزينه‌هاي کشاورزي در بخش‌هاي مختلف چندين برابر شده هزينه تامين نهاده ها از جمله سم، کود، بذر، ماشين آلات و ادوات کشاورزي همه و همه دست به دست هم داده اند تا کشاورزان را نسبت به ادامه توليد محصولات دلسرد کنند تا ديگر کشاورزي مقرون به صرفه نباشد. نگارنده سالها پيش مدتي در مرکز جهادکشاورزي در حومه شهرستان گنبد به خاطر انجام پروژه تحقيقاتي دانشگاهي رفت و آمد مي کردم و با کشاورزان زحمتکش آن منطقه آشنا بودم. روزي براي انجام همان کار مطالعاتي با يکي از کشاورزان سن و سال دار که سالها تجربه کار داشت، درباره شغل کشاورزي و تامين معيشت و بي توجهي مسوولان جهادکشاورزي به اقتصاد کشاورزان صحبت مي کرديم، ايشان با صراحت مي گفت کشاورزي تنها شغلي است که سرپرست ندارد و بدون متولي اداره مي شود. مي گفت، از روزي که به ياد دارم ما به دنبال بذر و کود و سم دويديم هيچ وقت هم آب خوش از گلويمان پايين نرفت. حتي يک سال کشاورز گندم کار نمونه معرفي شدم اما با لوح تقدير و مبلغ ناچيزي، سر و ته قضيه را هم آوردند. همان روز وقتي از پله هاي محل برگزاري تجليل از نمونه هاي بخش کشاورزي پايين مي آمدم با خودم عهد بستم که وقتي بعد از اين همه زحمت و کار و تلاش، حاصل قرار است يک لوح تقدير باشد و چهار تا هندوانه در زير بغلمان که شما سربازان خط مقدم توليد استان هستيد، عطاي اين شغل را به لقايش بفروشم. اين البته يک تجربه شخصي است اما به جرات مي توان گفت يکي از مشکلات حوزه کشاورزي استان اين است که کشاورزي در اين استان به سمت صنعتي شدن نرفته‌ است و کشت قريب به اتفاق محصولات کشاورزي به صورت سنتي انجام مي‌شود و پيشرفت و دستيابي به تکنولوژي در بخش کشاورزي استان بسيار کم و نامحسوس اتفاق افتاده است که البته مي تواند دليلش اين باشد که اغلب کشاورزان گلستان خرده مالک هستند. بنابراين، اينکه رييس سازمان جهادکشاورزي استان مدعي مي شود که گلستان اولين استاني است که به زودي در آن مرکز هوشمندسازي بخش کشاورزي راه اندازي مي شود، بيشتر شبيه  يک شوخي تلخ و خنده آور و خواب و خيال است، چرا که زيرساخت هاي لازم براي اين مهم در استان فراهم نيست و به اين زودي ها هم امکان فراهم شدن ندارد. از جانب ديگر به دليل فقدان  يا کمبود صنايع تبديلي در استان، دلالان، محصولات کشاورزان را با پايين‌ترين قيمت ممکن خريداري کرده ولي با بالاترين سود آن را به فروش مي‌رسانند. اين مهم مي تواند با حضور سرمايه‌گذاران در منطقه و راه‌اندازي صنايع تبديلي بهبود يابد اما شرايط لازم براي جذب و جلب سرمايه گذار در استان فراهم نيست و مسوولان امر هم در شعارها استقبال از سرمايه گذاران را فرياد مي زنند اما عملا اتفاقي نيفتاده است. استاني که هنوز به لحاظ وجود صنايع تبديلي و تکميلي بخش کشاورزي عقب است نمي تواند مدعي اين باشد که کشاورزي هوشمند را مي تواند اجرا کند. استفاده از هوش مصنوعي، فناوري مبتني بر اينترنت اشيا، ماهواره ها و هواپيماهاي بدون سرنشين، الزامات هوشمندسازي کشاورزي است. آيا مخاطبان روزنامه نشانه هايي يا حتي يک نشانه براي نيل به آن را مشاهده کرده اند؟ کشاورزي هوشمند بسيار عالي است، هزينه هاي مالي را کاهش مي دهد و حجم توليد را افزايش و تجارت کشاورزي را مقرون به صرفه تر مي کند. اما مساله اين است که با حلوا حلوا دهان شيرين نمي شود. به اين خاطر هم وجدان عمومي کشاورزان و هم آنچه ديگر شهروندان ملاحظه مي کنند آن است که گويا کشاورزي گلستان و يا شايد کشاورزي کشور بدون متولي رها شده است و تلاش هاي گاه و بي گاه متوليان امر هم که بيشتر رنگ نمايش دارد بيش از آنکه براي کشاورزان مفيد به فايده باشد براي ماندگاري خودشان بر مناصب است خداوند عاقبت اين ملت را با اين مديران نمايشي به خير کند.