تنگدستان را دريابيم


یاددداشت اول |

 با مسووليت سردبير

 

سال، با همه ي تلخي و شيريني هايش در گذر است، ماه آخر سال است و احوال روزگار  با آمدن شکوفه هاي بهاري دگرگون مي شود، زمين و زمان نو مي شوند و دنيا به لطف خداوند چهره ي خود را به نسيم خوش نوروز خواهد آراست. آن چنان که جناب مولوي مي فرمايد :

هر زمان نو مي شود دنيا و ما

بي خبر در نو شدن اندر بقا

اما اين زيبايي ها و دلبري ها تا زماني که وضعيت معيشت شهروندان سامان نداشته باشد و اقتصاد خانوار به ساحل امني نرسيده باشد نمي تواند به چشم شهروندان فقير و در مانده معيشت بيايد، مردي که بدون کار و در آمد شامگاه با دست خالي به خانه بر مي گردد را چه به بهار و تابستان و خزان و زمستان، لقمه اي نان و اندکي خورد و خوراک براي فرزندان مي خواهد که نيست، چنين مردي نه مي تواند تمشيت زندگي کند و نه در بند تربيت نسل آتي  است، زيرا گرفتار معيشت است و منزلت و کرامت برايش شعارهاي بي رنگ. ما مي دانيم که پيامبر گرامي(ص) اسلام فرموده اند: ايمان با فقر از دست مي رود، وقتي صحبت از افول ايمان به ميان آيد پس مرگ ادب و احترام و ...جاي خود دارد، شکم گرسنه است و محتاج نان، نه مشتي شعار عوامانه اين و آن . از جانبي ديگر درصد بالاي فقير نسبي در کشور و آمار بالاي فقر مطلق به هر دليل مسووليت انسانهاي شريف و بزرگواري را که مکنت و توانمندي مالي دارند را بيشتر مي کند، بخاطر داشته باشيم که حتي اگر دولت ناتوان در سامان دادن معيشت شهروندان باشد باز هم از مسووليت انساني ما چيزي کم نمي شود، هر کس هر چه مي تواند و هر چه در توان دارد بايد به دستگيري هم نوعان  خود شتاب کند.  به هر روي  شوربختانه امسال نيز عيد با دستان خالي براي شهروندان ايران مي آيد، اما در همين تلخي و سختي معيشت نيز مي توانيم دست يکي دو خانواده را اگر مي توانيم بگيريم و با مساعدتي اندک و همراهي با هموطنانمان خانواده اي را آرامش بخشيم و اگر نمي توانيم يار خاطر باشيم لاجرم دستي را به گرمي بفشاريم و اندک مساعدتي اگر برمي آيد دريغ نکنيم.