پیام شهروندان
پیام شهروندان |
چه دهشتناک و فاجعه بار است که دنيا به جاي اينکه بر مدار ادبيات بچرخد بر مدار علم مي چرخد. امروزه شاهد هستيم که علم با بشر چه کرده و با او چه خواهد کرد. آدمهاي کوکي که انسان و آزادي را فراموش کردند و به نام توسعه و پيشرفت علم بر توحش بشري و بر تعداد آدمهاي کوکي افزودند و اين چه دردناک...
عيسي وحداني
يادداشت گلشن مهر را درباره روش مندي علمي و ضرورت آن خواندم، بر اين نوشته ها که مي نگرم بر خود مي لرزم که چگونه يک فرد تحصيلکرده که خود را تحليلگر اوضاع مي خواند اينچنين بر وفق مراد دل عوام و تکنولوژي لجام گسيخته سخنسرايي مي کند. اي کاش ميشد حضوري با اين آدم صحبتي داشته باشم.
در مورد کمبودها گاز و برق بايد بگويم حدود 150 مگاوات در روز کسري برق داريم (يعني حدود يک سوم برق مصرفي) که منجر به تعطيلي نصف استان شده مسأله اينجاست که در کشور گاز کافي براي خوراک نيروگاه هاي بزرگ گازي نداريم، علاوه بر اين گازويين به عنوان سوخت جايگزين هم به علت کاهلي موجود نيست و ذخاير استراتژيکي که در اين ايام به کمک دولت ميومد، خاليه!
سلام ، خداقوت اسعدالله ايامکم. ضمن تشکر از توجه جنابعالي در ارسال الکترونيکي هر شماره از روزنامه وزين گلشن مهر گلستان، به استحضار مي رساند روزنامه با حوصله و دقت مورد مطالعه قرار مي گيرد و مورد بهره برداري مي رسد بدون تعارف بار محتوايي آن مفيد و راهبردي است منتها براي اين شماره خواستم نقدي کنم که صفحه اول يا صفحه اصلي به لحاظ صفحه آرايي و چينش مطالب نسبتا ضعيف جلوه گري و هدايت گري دارد و براي من مخاطب خيلي جذاب و جريان به نظر نمي رسد. مانا باشيد
سلام و ارادت و خداقوت. مطلب خوبي براي تيتر يک انتخاب شده ولي عليرغم متن که انتقادي هست تيتر مثبت رو به ذهن مخاطب القا ميکنه
مثلا اگر روتيتر مي شد
"خريد تضميني گندم"
ميتونست تيتر يک بشه
"غير منطقي و غير منصفانه"
که انتقادي تر و يا شايد نزديک تر به محتوا بود. مرسي از کليه زحمات و تلاش هاتون
سلام ودرود. مشکلات در حوزه هاي مختلف نشان از غفلتهاي چندين ساله است. يکي ازعوامل موثر رقابت واهي در ارائه گزارشهاي غيرواقعي از اقدامات به مقامات سبب غافل شدن از اصل موضوع است و همان غفلت از انجام واقعي امورات ميباشد حال ازحوادث اتفاقات همچون کرونا وناترازي انرژي که بگذريم بقول رئيس جمهورمحترم ناعدالتي درآموزش وامکانات آموزشي درنقاط مختلف بگونه ايکه در نقاط برخودار از مزاياي بيشتري برخوردار و نقاط کم برخوردارا ز مزاياي کمتري بهرمند ميبرند وهيچگاه فرصت رقابت سالم درجامعه بويژه براي نقاط دورافتاده وجود نداشته. آموزش درآموزش دولتي متاسفانه اين شکاف سالهاي متوالي عميق تر وفاصله ها بيشترشده است در صورت عدم حل معضل فوق گسل طبقاتي زلزله نابودي عدالت آموزشي را بدنبال خواهد داشت.
درباره يادداشت تجربه انقلاب اسلامي بايد بگويم هيچ فردي در اون دوران حتي يک درصد به چنين نتيجه اي فکر نميکرد انقلابيون اوليه که خود را روشنفکر مي ناميدند نتوانستند درک کنند. شرايطي که در اينده رخ خواهد داد بنظر نه من بلکه کارشناسان جامعه شناسي امثال علي شريعتي را نبايد دانشمند فيلسوف و...ناميد ايشون با آن افکار به اصطلاح روشنفکرانه دمار از کشور درآورد.
همين امروز يک اتوبوس در کرمان که دختران گل دبيرستاني ما را از اردو بر ميگردانده چپ ميکند وتا اين لحظه 6 نوگل فرشته ما فوت کردند و30 مصدوم در بيمارستان ها بستري هستند هرروز اين اتفاقات در حال وقوع هست چرا چاره انديشي نميشود؟ چرا مشکلات ديده نميشود؟ چرا راهکاري مشخص ارائه نميشود؟ چه کسي پاسخگو هست ؟
در ايران قانون همه يا هيچ کس خيلي خوب رعايت ميشود. همه در موقع رسيدن به نتيجه اي دخيل در آن بوده اند وقتي اتفاقي بد رخ ميدهد با وجود آنکه صراحتا در قانون بعنوان يکي از مسئولين دخيل در آن ميباشند اما هيچ کس آن را نمي پذيرد وتوپ را به زمين سازمان ديگر مي اندازد دهها سال است اين آمار وجود دارد.
آيا اگر اينجا اروپا بود مديران تصميم گير دخيل در اين آمار ميتوانستند آسوده خاطر سر بر بالين بگذارند؟امارکشته هاي ساليانه اروپا به کنار چون آنها غربي هستند و ما را با آنها کاري نيست آمار کشته هاي کشورهاي جنوب شرق آسيا با جمعيتي بيشتر از ايران در سال چقدر است؟ در سال قريب 190 هزار مجروح ومعلول در اثر حوادث رانندگي رخ ميده هزينه هاي روحي ورواني وارد بر آن شخص وخانواده اش که بسيار هم سنگين است کنار بگذاريم هزينه درمان اين مصدومين ومعلولين هم در شرايط بحراني حاد وهم در طولاني مدت ومزمن چقدر است ؟ آيا محاسبه نشده چه ميزان منابع در سال اختصاص به همين يک مورد دارد ؟
هزينه هاي فقدان يک فرد براي خانواده او چقدر هست ؟
هزينه هاي از کار افتادگي يک فرد اينکه ديگر او کارآمد نيست وآينده خودش تباه شده و ديگر نميتواند آن اثربخشي مفيد وکارايي را براي خودش خانواد ه اش وجامعه اش داشته باشد چقدر است؟
ايا اين هزينه ها در کشورهاي ديگر به چشم نمي آيد؟
چرا با وجود اينهمه سال هاي پي در پي هنوز آمار حتي رو به رشد است ؟
اساسا چيزي بنام استراتژي چيزي بنام مساله بيان مساله حل مساله مديريت بحران در سيستم مديريتي ما وجود دارد ؟
راحت ترين کار در اين کشور به گواه تاريخ که نگاه ميکنيم ايران هست. هيچ مديري در قبال هر خرابه اي که پديد آورده هيچ پاسخگويي ندارد وهيچ مسئوليتي هم ندارد. در فوتبال غير فوتبال حوزه اقتصادي اجتماعي فرهنگي در کجا ديديم که يک مديري براي فاجعه اي که به بار ميآورد خسراني که به بار آورده جوابگو بوده باشد ؟ به ازاي هر يک کارمند هم ماشائ الله 10 پست مديريتي وجود دارد. آنجا که از اصلاح ساختار ميگوييم از اينکه لازم است توقف کنند ببينند کجاي کار قراردارند به کجا ميخواهند برسند مساله چيست اينجاست
ما خيلي فرصت ها را از دست داديم. تهديد ها را هم يا نديديم يا منکر شديم. نقاط قوت وضعف خود را هم که نشناختيم پس استراتژي نميتوانيم داشته باشيم. ما حتي نميدانيم مشکل چيست کجاست؟ شما مديران عزيز قشر فرهيخته جامعه آيا ميدانيد چه ارگاني چه مجموعه وسازماني يا سازمان ها و وزارتخانه هايي متولي امر کشته ها ومصدومين حوادث رانندگي هستند؟ کداميک از آنها مسئوليت اين نابساماني را مي پذيرند ؟
پاي صحبت که ميرسد همه تحليل گر هستند وخود را نه تنها دخيل در اين امر نميدانند بلکه اظهار فضل ميکنند وطلبکار هم هستند. آيا با اين روند بي نظمي ونا هماهنگي بين بخش هاي مختلف دخيل در اين موضوع ميتوان اميدي به بهبود اين وضعيت داشت ؟
آيا طرحي برنامه اي استراتژي خاصي براي کم کردن اين آمار اسفناک طي سالهاي سال ديده يا شنيده ايد ؟
دانستن همان درک کردن نيست تفاوت بزرگي بين انها وجود دارد. حتي مديران ما تعريف آن را نميدانند يا حداقل بخش بزرگي از آنها. شما ممکن است چيزي را بدانيد اما ممکن است آن را درک نکرده باشيد. بين دانش وخرد واژه درک وجود دارد در کوتاه مدت نميتوان نسلي نو با نگرش و درک که اکتسابي هستند خلق کرد اما با آموزش درست و در طولاني مدت ميتوان نسلي جديد آفريد. نسلي که انسانيت در آن معنا داشته باشد.
نماينده مجلسي که بضاعت علمي ندارد با مدارک ارشد ودکترايي که کيلو کيلو به آنها از طرف دانشگاه هايي که در هر کوي وبرزني وجود دارد داده ميشود ارشد فلان رشته دکتراي مديريت فلان دانشگاه يا جالب است فارغ التحصيل از فلان دانشگاه در آمريکا بعد بلد نيست دو جمله انگليسي بگويد. مطالعه کتاب هاي مديريت استراتژيک و برنامه ريزي و مديريت منابع انساني کاوازاکي گري همل بيل گيتس سان تزو مايکل پورتو و....پيشکش. آن کسانيکه شايستگي پست هاي کليدي در بخش هاي گوناگون اجرايي ومقننه را دارند کوچکترين فرصتي به آنها داده نميشود وتوان رقابت هم ندارند حتي اگر انگيزه کار داشته باشند
ارتباط سالاري بلاي جان مديريت در اين کشور شده است. حتي در علم هم تبعيض ديده ميشود
ميخواهيد کشور درست شود تخصص گرايي به معناي واقعي کلمه هدف باشد. استفاده از نخبگان هدف باشد
انسان هاي درست بر سر کار باشند مشکلات حل ميشود مديري که خود نميداند چه کاره هست
مديري که خود تخصص حوزه مربوطه را ندارد چگونه ميتواند اثر بخشي وکارايي داشته باشد؟
تحريم يک بخش از علل عقب ماندگي ماست بزرگتر از آن ناکارآمدي مديران است. سخن اينست که خودما ايرانيان بزرگاني داريم که وقتي با دقت آثار آنها را ميخوانيم دقيقا از اينده نگري و دانش وفهم ودرک وخرد و بيان مساله حل مساله مديريت استراتژيک و.....گفته اند.
همان چيزهايي که گري همل ومايکل پورتو و...با بسط وگسترش آنها وبيان جزئيات وبا تحقيقات ومطالعات آنها را مستند کرده اند. کاش مديران ما از دانشمندان وعارفان گذشته و از برترين اقتصاددان هاي روز دنيا بهره اي ببرند کتاب هاي آنها را مطالعه کنند و اگر نميتوانند متوجه شوند براي پيشرفت خودشان هم که شده معلماني بگيرند کمي دانش خود را افزايش دهند.
به سهم خودم از شما و همه عوامل و دست اندرکاران نشريه گلشن مهر تشکر مي کنم که براي هر مناسب و هر مقوله فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، فني، علمي و ... هم براي مردم عادي و هم براي اقشار مختلف
و هم براي مديران بخش هاي دولتي و غير دولتي مطالب ارزشمندي داريد که با مطالعه آن مي توانند
هم براي خود مفيد باشند و هم براي جامعه و استان و شهرستانها و حتي روستاها اقدامات مؤثري را انجام دهند. اين مطالب و انتشار و انتقال آن ضروري و حاکي از آن است که افراد متخصص و متعهد و داراي مهارت و کاربلد و مجرب و کارکشته بايد در جايگاه هاي مختلف بر مسند امور باشند تا گامهاي تحولي و پيش برنده برداشته شود.
قدرت دائمي
سلام از شما و تيم حرفهايتان در روزنامه گلشن مهر بابت توجه ويژهاي که به مسائل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي داريد، صميمانه قدرداني کنم.تلاشهاي شما در انعکاس واقعيتها و روشنگري، شايسته تحسين است.
با آرزوي توفيق روزافزون
سلام و درود
سپاس فراوان از لطفتان. متشکرم که تو اين شبهاي سرد با ارسال پيامها و اخبار استان، کمک مي کنيد تا سطح آگاهي مون، ارتقاء پيدا کرده و رشد کنه.
دوستتون داريم و قدردان زحمات شما هستيم.
جهانشاهي
يکي از راههاي اعتماد سازي بين حاکميت ومردم مسئوليتهاي اجتماعي سازمان هاست . کدام سازمان يا وزارتخانه اين مسائل برايش اولويت بوده ؟
اين صحنه ها را به شخصه نميبينم . افراد مختار هستند ببينند يا نبينند از فرستنده پيام هم تشکر مي کنم وقصد هشدار وتوجه سازي واقناع سازي دارند . سخن من به اين پويش هاست پويش نه به تصادف
فرهنگ حاصل وبرگرفته از جهان بيني، باورها، ارزش ها وعادت ها و در آخر رفتار هاست. در سازمان هاي ما مشکلات فرهنگي بسياري داريم شايد مطالبي که در مورد پوشش و رفتار وکلام مديران آورده شده به ظاهر گفته بشه که اينها چيزي نيست همه ميدانند اما واقعيت در صحنه بروز چيزي ديگر است اين يعني ما ميشنويم ميبينيم اما درک نميکنيم جهان بيني ما همان است که هست باور ما ارزش ها وعادات ورفتار ما گويي نبايد تغيير کند . اين تصادفات جداي از نبود زيرساخت ها چه جاده اي چه خودرو با کيفيت به فرهنگ رانندگي ودر ادامه فرهنگ فردي و اجتماعي جامعه بر ميگردد . از دانش و درک وخرد مديران ومسئولان دخيل در مساله تصادف ومرگ و ميرهاي عجيب وغريب در رابطه با کيفيت خودرو وجاده که نااميد هستيم چرا؟ وقتي دهها سال است ميزان کشته ها حدود 24 هزار نفر ومجروح ومعلول ها درسال بيش از 300 هزار نفر هست آيا چيزي جز بي برنامگي ودغدغه مند نبودن واساسا مساله را نداستن چيزي ديگر به ذهن منتقل ميشود؟
گرچه همين مورد يعني بي تفاوتي مديران هم با چالش هاي فرهنگي مرتبط است يعني فرهنگ از کليدهاي اصلي باز کردن قفل هاي سوء مديريت است. خطاي انساني هم ناشي از فرهنگ نا مناسب هست .جهان بيني، باور،عادت، ارزش و رفتار در سازمان ها نمود بارز جامعه است. اين اشکالات در همه سطوح ولايه هاي مديريتي تا مردم عادي وجود دارد. اصلاح فرهنگ در يک سازمان طبق رفرنس هاي جهاني با ديدن تمام ابزار والزامات 2 تا 5 سال زمان ميبرد. يعني يک باور عادت و ارزش نامناسب براي تغيير به زمان نياز دارد
اين اصلاح فرهنگ در سطح کلان مانند جامعه بين 5 تا 10 سال آنهم با داشتن برنامه هاي اصول مديريتي زمان ميبرد. فرهنگ بد ،آشغال ريختن، رانندگي بد، رفتار نامناسب، خشم و....يک شبه بوجود نيامده يک شبه هم رفع نخواهد شد . فرهنگ واژه اي هست که برنامه هاي مشخص هدفمند طي زمان مشخص ميخواهد با زير نويس تلوزيون وپويش حل نخواهد شد برنامه جامع کل نگر با مشخص شدن مجريان وکار تيمي گروهي با مشارکت ذي نفعان را ميخواهد متاسفانه با شرايط موجود نه برنامه اي مشخص قابل اندازه گيري ملموس ديده ميشود نه عزمي واراده اي براي اجراي آن.
در ايران قانون همه يا هيچ کس خيلي خوب رعايت ميشود. همه در موقع رسيدن به نتيجه اي دخيل در آن بوده اند وقتي اتفاقي بد رخ ميدهد با وجود آنکه صراحتا در قانون بعنوان يکي از مسئولين دخيل در آن ميباشند اما هيچ کس آن را نمي پذيرد وتوپ را به زمين سازمان ديگر مي اندازد دهها سال است اين آمار وجود دارد.
10
آيا اگر اينجا اروپا بود مديران تصميم گير دخيل در اين آمار ميتوانستند آسوده خاطر سر بر بالين بگذارند؟امارکشته هاي ساليانه اروپا به کنار چون آنها غربي هستند و ما را با آنها کاري نيست آمار کشته هاي کشورهاي جنوب شرق آسيا با جمعيتي بيشتر از ايران در سال چقدر است؟ در سال قريب 190 هزار مجروح ومعلول در اثر حوادث رانندگي رخ ميده هزينه هاي روحي ورواني وارد بر آن شخص وخانواده اش که بسيار هم سنگين است کنار بگذاريم هزينه درمان اين مصدومين ومعلولين هم در شرايط بحراني حاد وهم در طولاني مدت ومزمن چقدر است ؟ آيا محاسبه نشده چه ميزان منابع در سال اختصاص به همين يک مورد دارد ؟
هزينه هاي فقدان يک فرد براي خانواده او چقدر هست ؟
هزينه هاي از کار افتادگي يک فرد اينکه ديگر او کارآمد نيست وآينده خودش تباه شده و ديگر نميتواند آن اثربخشي مفيد وکارايي را براي خودش خانواد ه اش وجامعه اش داشته باشد چقدر است ؟
ايا اين هزينه ها در کشورهاي ديگر به چشم نمي آيد؟
چرا با وجود اينهمه سال هاي پي در پي هنوز آمار حتي رو به رشد است ؟
اساسا چيزي بنام استراتژي چيزي بنام مساله بيان مساله حل مساله مديريت بحران در سيستم مديريتي ما وجود دارد ؟
11
راحت ترين کار در اين کشور به گواه تاريخ که نگاه ميکنيم ايران هست. هيچ مديري در قبال هر خرابه اي که پديد آورده هيچ پاسخگويي ندارد وهيچ مسئوليتي هم ندارد. در فوتبال غير فوتبال حوزه اقتصادي اجتماعي فرهنگي در کجا ديديم که يک مديري براي فاجعه اي که به بار ميآورد خسراني که به بار آورده جوابگو بوده باشد ؟ به ازاي هر يک کارمند هم ماشائ الله 10 پست مديريتي وجود دارد. آنجا که از اصلاح ساختار ميگوييم از اينکه لازم است توقف کنند ببينند کجاي کار قراردارند به کجا ميخواهند برسند مساله چيست اينجاست
ما خيلي فرصت ها را از دست داديم. تهديد ها را هم يا نديديم يا منکر شديم. نقاط قوت وضعف خود را هم که نشناختيم پس استراتژي نميتوانيم داشته باشيم. ما حتي نميدانيم مشکل چيست کجاست؟ شما مديران عزيز قشر فرهيخته جامعه آيا ميدانيد چه ارگاني چه مجموعه وسازماني يا سازمان ها و وزارتخانه هايي متولي امر کشته ها ومصدومين حوادث رانندگي هستند؟ کداميک از آنها مسئوليت اين نابساماني را مي پذيرند ؟
پاي صحبت که ميرسد همه تحليل گر هستند وخود را نه تنها دخيل در اين امر نميدانند بلکه اظهار فضل ميکنند وطلبکار هم هستند. آيا با اين روند بي نظمي ونا هماهنگي بين بخش هاي مختلف دخيل در اين موضوع ميتوان اميدي به بهبود اين وضعيت داشت ؟
آيا طرحي برنامه اي استراتژي خاصي براي کم کردن اين آمار اسفناک طي سالهاي سال ديده يا شنيده ايد ؟
12
دانستن همان درک کردن نيست تفاوت بزرگي بين انها وجود دارد. حتي مديران ما تعريف آن را نميدانند يا حداقل بخش بزرگي از آنها. شما ممکن است چيزي را بدانيد اما ممکن است آن را درک نکرده باشيد. بين دانش وخرد واژه درک وجود دارد در کوتاه مدت نميتوان نسلي نو با نگرش و درک که اکتسابي هستند خلق کرد اما با آموزش درست و در طولاني مدت ميتوان نسلي جديد آفريد. نسلي که انسانيت در آن معنا داشته باشد.
13
نماينده مجلسي که بضاعت علمي ندارد با مدارک ارشد ودکترايي که کيلو کيلو به آنها از طرف دانشگاه هايي که در هر کوي وبرزني وجود دارد داده ميشود ارشد فلان رشته دکتراي مديريت فلان دانشگاه يا جالب است فارغ التحصيل از فلان دانشگاه در آمريکا بعد بلد نيست دو جمله انگليسي بگويد. مطالعه کتاب هاي مديريت استراتژيک و برنامه ريزي و مديريت منابع انساني کاوازاکي گري همل بيل گيتس سان تزو مايکل پورتو و....پيشکش. آن کسانيکه شايستگي پست هاي کليدي در بخش هاي گوناگون اجرايي ومقننه را دارند کوچکترين فرصتي به آنها داده نميشود وتوان رقابت هم ندارند حتي اگر انگيزه کار داشته باشند
ارتباط سالاري بلاي جان مديريت در اين کشور شده است. حتي در علم هم تبعيض ديده ميشود
ميخواهيد کشور درست شود تخصص گرايي به معناي واقعي کلمه هدف باشد. استفاده از نخبگان هدف باشد
انسان هاي درست بر سر کار باشند مشکلات حل ميشود مديري که خود نميداند چه کاره هست
مديري که خود تخصص حوزه مربوطه را ندارد چگونه ميتواند اثر بخشي وکارايي داشته باشد؟
تحريم يک بخش از علل عقب ماندگي ماست بزرگتر از آن ناکارآمدي مديران است. سخن اينست که خودما ايرانيان بزرگاني داريم که وقتي با دقت آثار آنها را ميخوانيم دقيقا از اينده نگري و دانش وفهم ودرک وخرد و بيان مساله حل مساله مديريت استراتژيک و.....گفته اند.
همان چيزهايي که گري همل ومايکل پورتو و...با بسط وگسترش آنها وبيان جزئيات وبا تحقيقات ومطالعات آنها را مستند کرده اند. کاش مديران ما از دانشمندان وعارفان گذشته و از برترين اقتصاددان هاي روز دنيا بهره اي ببرند کتاب هاي آنها را مطالعه کنند و اگر نميتوانند متوجه شوند براي پيشرفت خودشان هم که شده معلماني بگيرند کمي دانش خود را افزايش دهند.
14
به سهم خودم از شما و همه عوامل و دست اندرکاران نشريه گلشن مهر تشکر مي کنم که براي هر مناسب و هر مقوله فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، فني، علمي و ... هم براي مردم عادي و هم براي اقشار مختلف
و هم براي مديران بخش هاي دولتي و غير دولتي مطالب ارزشمندي داريد که با مطالعه آن مي توانند
هم براي خود مفيد باشند و هم براي جامعه و استان و شهرستانها و حتي روستاها اقدامات مؤثري را انجام دهند. اين مطالب و انتشار و انتقال آن ضروري و حاکي از آن است که افراد متخصص و متعهد و داراي مهارت و کاربلد و مجرب و کارکشته بايد در جايگاه هاي مختلف بر مسند امور باشند تا گامهاي تحولي و پيش برنده برداشته شود.
قدرت دائمي
15
سلام از شما و تيم حرفهايتان در روزنامه گلشن مهر بابت توجه ويژهاي که به مسائل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي داريد، صميمانه قدرداني کنم.تلاشهاي شما در انعکاس واقعيتها و روشنگري، شايسته تحسين است.
با آرزوي توفيق روزافزون
16
سلام و درود
سپاس فراوان از لطفتان. متشکرم که تو اين شبهاي سرد با ارسال پيامها و اخبار استان، کمک مي کنيد تا سطح آگاهي مون، ارتقاء پيدا کرده و رشد کنه.
دوستتون داريم و قدردان زحمات شما هستيم.
جهانشاهي
17
يکي از راههاي اعتماد سازي بين حاکميت ومردم مسئوليتهاي اجتماعي سازمان هاست . کدام سازمان يا وزارتخانه اين مسائل برايش اولويت بوده ؟
18
اين صحنه ها را به شخصه نميبينم . افراد مختار هستند ببينند يا نبينند از فرستنده پيام هم تشکر مي کنم وقصد هشدار وتوجه سازي واقناع سازي دارند . سخن من به اين پويش هاست پويش نه به تصادف
فرهنگ حاصل وبرگرفته از جهان بيني، باورها، ارزش ها وعادت ها و در آخر رفتار هاست. در سازمان هاي ما مشکلات فرهنگي بسياري داريم شايد مطالبي که در مورد پوشش و رفتار وکلام مديران آورده شده به ظاهر گفته بشه که اينها چيزي نيست همه ميدانند اما واقعيت در صحنه بروز چيزي ديگر است اين يعني ما ميشنويم ميبينيم اما درک نميکنيم جهان بيني ما همان است که هست باور ما ارزش ها وعادات ورفتار ما گويي نبايد تغيير کند . اين تصادفات جداي از نبود زيرساخت ها چه جاده اي چه خودرو با کيفيت به فرهنگ رانندگي ودر ادامه فرهنگ فردي و اجتماعي جامعه بر ميگردد . از دانش و درک وخرد مديران ومسئولان دخيل در مساله تصادف ومرگ و ميرهاي عجيب وغريب در رابطه با کيفيت خودرو وجاده که نااميد هستيم چرا؟ وقتي دهها سال است ميزان کشته ها حدود 24 هزار نفر ومجروح ومعلول ها درسال بيش از 300 هزار نفر هست آيا چيزي جز بي برنامگي ودغدغه مند نبودن واساسا مساله را نداستن چيزي ديگر به ذهن منتقل ميشود؟
گرچه همين مورد يعني بي تفاوتي مديران هم با چالش هاي فرهنگي مرتبط است يعني فرهنگ از کليدهاي اصلي باز کردن قفل هاي سوء مديريت است. خطاي انساني هم ناشي از فرهنگ نا مناسب هست .جهان بيني، باور،عادت، ارزش و رفتار در سازمان ها نمود بارز جامعه است. اين اشکالات در همه سطوح ولايه هاي مديريتي تا مردم عادي وجود دارد. اصلاح فرهنگ در يک سازمان طبق رفرنس هاي جهاني با ديدن تمام ابزار والزامات 2 تا 5 سال زمان ميبرد. يعني يک باور عادت و ارزش نامناسب براي تغيير به زمان نياز دارد
اين اصلاح فرهنگ در سطح کلان مانند جامعه بين 5 تا 10 سال آنهم با داشتن برنامه هاي اصول مديريتي زمان ميبرد. فرهنگ بد ،آشغال ريختن، رانندگي بد، رفتار نامناسب، خشم و....يک شبه بوجود نيامده يک شبه هم رفع نخواهد شد . فرهنگ واژه اي هست که برنامه هاي مشخص هدفمند طي زمان مشخص ميخواهد با زير نويس تلوزيون وپويش حل نخواهد شد برنامه جامع کل نگر با مشخص شدن مجريان وکار تيمي گروهي با مشارکت ذي نفعان را ميخواهد متاسفانه با شرايط موجود نه برنامه اي مشخص قابل اندازه گيري ملموس ديده ميشود نه عزمي واراده اي براي اجراي آن.