در نشست سراي فرهنگ و رسانه عنوان شد: گفتمان محيط‌زيست


تیتر اول |

مهران موذني- شانزدهمين دورهمي سراي فرهنگ و رسانه تحت عنوان «گفتماني پيرامون النگدره» برگزار شد. پژوهشگران، فعالين و علاقه‌مندان به محيط‌زيست با حضور در اين نشست، به هم‌فکري و لزوم ايجاد يک گفتمان براي حفظ جنگل النگدره پرداختند.

 

النگدره ميراث پدري ماست

حسين ضميري، شاعر، نويسنده و پژوهشگر حوزه فرهنگ عامه به عنوان نخستين سخنران نشست درباره لزوم عقلاني حفظ و مراقبت از النگدره گفت: انتظار مي‌رود جنگل الگندره دست‌نخورده باقي بماند و اين انتظار با توسعه گرگان منافاتي ندارد. يکي از دوستان از من خواسته بود که درباره اين موضوع يادداشت ننويسم. در حالي که النگدره ميراث پدري من است که مي‌خواهم صحيح و سالم به فرزندان خودم و ديگران بسپرم. چرا نبايد در اين باره بنويسم؟ آيا نوشتن سبب مي‌شود که من شخصي معاند باشم؟ اگر عقلانيتي پشت کار نباشد، مطلبي نمي‌نويسم. اما در حال حاضر که اينچنين نيست، بايد بنويسم. گلشن مهر نيز محبت مي‌کند و آن را به عنوان تيتر اول منتشر مي‌کند. يکي از اين تيترهاي اول «لطفاً با النگدره شوخي نکنيد» بود که اغلب فکر کردند مخاطبش مسئولين است. در حالي که مخاطبش خود مردم بودند. عده‌اي در شرايط ناهنجاري در النگدره عکاسي مي‌کنند. اصطلاحاً وايرال شدن اين تصاوير نتايج بدي به بار خواهد آورد. همه بايد بجنگيم تا النگدره را نگه داريم.

 

ميدان را خالي نکنيم

رحمت‌اله رجايي، نويسنده و پژوهشگر تاريخ و فرهنگ گلستان ضمن انتقاد به برخي نهادهاي دولتي، با تاکيد بر خالي نکردن ميدان اظهار داشت: ما در سرزميني وسيع با پيشينه‌اي تاريخي و امکاناتي خدادادي زندگي مي‌کنيم. از همين رو، بايد آن را بشناسيم و در حفظ آن کوشا باشيم. جامعه ايران امروزه مشکلات زيادي دارد. کاش جناب شهردار و مسئوليني ديگر نيز در اين جلسه حضور داشتند. متأسفانه بسياري حوزه‌هاي ما از قبيل محيط‌زيست، کشاورزي و بناهاي تاريخي ما رها شده‌اند. اما اين‌ها دليل نمي‌شود که ما ميدان را خالي کنيم. ما در جلسات تشکل سراي فرهنگ و رسانه کار خودمان را انجام مي‌دهيم. چرا که اعتقاد داريم اين نوع برنامه‌ها تأثير خودشان را مي‌گذارند...

النگدره فسيل زنده است

محمد اسماعيل اسدي، پژوهشگر مستقل آب، خاک و کشاورزي حفاظتي پارک جنگلي النگدره را يک فسيل زنده دانست و درباره ترويج اين نام در راستاي اهداف آموزشي و گردشگري عنوان کرد: از پارک جنگلي هيرکاني النگدره در يادداشت‌هايمان به عنوان «موزه منابع طبيعي» يا «فسيل زنده 50 ميليون‌ساله» يا «دايناسور طبيعي» ياد مي‌کنيم. اين‌ها هيچ‌کدام گزافه‌گويي نيست. اين پارک جنگلي با 185 هکتار وسعت، انحصاري‌ترين پارک درون‌شهري کشور است و نظيرش وجود ندارد. پارک جنگلي هيرکاني النگدره قسمتي از جنگل‌هاي کهن هيرکاني است. وسعت جنگل‌هاي هيرکاني در 60 سال اخير به علت دست‌درازي‌هاي بشر نصف شده است. در نظر داشته باشيد که شاخص AQI معيار کيفيت هواست. اين شاخص طي زمستاني که گذشت، در شهرهايي چون تهران و اراک بالاي 200 بود. AQI در پارک جنگلي النگدره بين 35 تا 50 است و اين يعني ما سالم‌ترين هواي کشور را در اختيار داريم. در کم‌تر يک متر مربع از اين پارک جنگلي، 4 گونه گياهي (انجيلي، ممرز، بلوط و آزاد) قابل‌مشاهده است. اين نشان از تنوع زيستي بالاي آن دارد. اين جنگل‌ها که 50 ميليون سال سن دارند را کسي نکاشته است. در نظر بگيريد که نئاندرتال‌ها (اجداد ما) 2 و نيم‌ميليون سال قدمت دارند. اين يعني اين جنگل‌ها بودند که شرايط حيات ما را فراهم کردند. قصدم اين است که بگويم جنگل‌ها به ما نيازي ندارند. اين ما هستيم که براي بقاي خودمان به جنگل‌ها يا به عبارتي، شُش‌هاي زمين احتياج داريم. اين صحبت‌ها را در شوراي شهر، شهرداري و... انجام دادم. اما متأسفانه هنوز گوش شنوايي نيافتم. همه فقط شنونده بوده و عمل‌گرايي نداشتند.

اگر چنين گنجينه‌اي در اختيار يک کشور اروپايي بود، روزي 100 هزار يورو از آن درآمدزايي مي‌کردند. اما متأسفانه ما به دنبال تخريب آن هستيم. همين که در تابلوي عدالت 103، النگدره را «فسيل زنده 50 ميليون‌ساله» بناميم، نوعي فرهنگ‌سازي است. نصب تابلوهاي محتوايي يا يک LCD ديجيتال در ابتداي جنگل، از ديگر اقداماتي است که مي‌تواند مفيد باشد. بايد محتواهايي براي معرفي ارزش‌هاي النگدره توليد شود. اين امکان وجود دارد که ايستگاه‌هايي در پارک جنگلي النگدره قرار گيرند و از دانشجوهاي دانشگاه منابع طبيعي در آن‌ها براي فرهنگ‌سازي استفاده شود. به طور مثال، درباره مضرات سيگار کشيدن در جنگل اطلاع‌رساني صورت گيرد. حتي جاي دارد کشيدن سيگار در اين جنگل‌ها را ممنوع کنيم. چرا که موجب آسيب شديد خاک مي‌شود.

 

جنگلها را پس از ثبت جهاني رها نکنيم

رمضانعلي قائمي، مدير سابق پارک ملي گلستان که پيشينه ثبت جهاني ميراث طبيعي در ايران را زير ذره‌بين برد، درباره اهميت توجه به آن‌ها پس از ثبت گفت: پيش از اينکه اخيراً اقدامي براي ثبت جنگل‌هاي هيرکاني در فهرست ميراث‌هاي جهاني انجام شود، دولت‌هاي پيشين آثار فرهنگي و تاريخي زيادي را ثبت کرده بودند. اما هيچ‌کدام از اين دولت‌ها در ثبت ميراث طبيعي چندان موفق نبودند. تا اينکه در سال 2016 کوير لوت به عنوان اولين ميراث طبيعي ايران به ثبت رسيد. سپس به فکر ثبت جهاني جنگل‌هاي هيرکاني افتادند. جنگل‌هايي که مربوط به 35 الي 50 ميليون سال پيش هستند و در گذشته، امتدادشان تا اروپا و روسيه هم مي‌رسيد. مقدمات ثبت اين جنگل‌ها فراهم شد و در استان‌هاي گيلان، مازندران و گلستان مجموعاً 12 منطقه به ثبت رسيد. پارک ملي گلستان، منطقه حفاظت‌شده جهان‌نما، بخش‌هايي از ناحيه جنوبي گرگان، منطقه‌اي در دهانه علي‌آباد، زرين‌گل، افراتخته و سياه‌رودبار مواردي بودند که در گلستان به ثبت رسيدند. اميد است که ديگر جنگل‌هاي ما نيز به ثبت جهاني برسند. اما بايد در نظر داشت که براي ميسر شدن اين امر، آن مناطق بايد ابتدائاً يکي از اَشکال حفاظتي را داشته باشند. بحث‌هاي ما با دولت در اين باره بود که بعد از ثبت جهاني، بايد فعاليت‌هايي در اين مناطق انجام شود. اگرچه که جنگل النگدره بخشي از جنگل‌هاي هيرکاني است، اما در حال حاضر براي حفاظت و برنامه‌ريزي در نظر گرفته نشده است. اين جنگل به علت نزديکي به شهر، مي‌تواند مرکزي براي آشنايي مردم با گونه‌هاي جانوري و گياهي باشد. اما متأسفانه هنوز يک تابلوي راهنما هم در اين راستا نصب نشده است.

 

با آموزش جلوي شکار را بگيريم

محمود شکيبا، رئيس اداره حفاظت و مديريت حيات وحش گلستان درباره تنوع زيستي زياد و کم‌توجهي به آموزش در اين باره عنوان کرد: پارک جنگلي النگدره تنوع زيستي بسيار بالايي دارد که شايد کم‌تر کسي از آن آگاه باشد. برخي باور نمي‌کنند که جنگل النگدره پلنگ داشته باشد و شب‌ها به جنگل مي‌روند. مراجعه شبانه ما به النگدره، آرامش و آسايش حيات‌وحش را بر هم مي‌زند. همچنين جان خود مراجعه‌کنندگان را هم به خطر مي‌اندازد. من به بشخصه سمور جنگلي، سمور سنگي، روباه، گرگ و حتي سياه‌گوش را در اين جنگل مشاهده کردم. در نظر بگيريد که روزانه افراد زيادي در اين جنگل حضور پيدا مي‌کنند و اين امکان براي ما محياست تا درباره تنوع زيستي همين جنگل به آن‌ها آموزش دهيم. بسياري از شکارچيان اصلاً از عواقب کارشان آگاهي ندارند. تنها 5 دقيقه صحبت با آن‌ها موجب خواهد شد که شکار را به طور کلي کنار بگذارند. من فکر مي‌کنم تا کنون اداره محيط‌زيست، منابع طبيعي و شهرداري گرگان توجه کافي را به اين موضوع نداشته‌اند. در النگدره گونه‌اي به نام وزغ تالشي وجود دارد. چندين سال پيش متوجه شدم که مدت‌هاست هيچ گونه نابالغي از اين وزغ‌ها را مشاهده نکرده‌ام. چرا که ديگر برکه‌اي براي تخم‌ريزي آن‌ها باقي نمانده بود. تصميم گرفتم از منابع طبيعي بخواهم تا برکه‌اي براي آن‌ها فراهم کنند. در حال حاضر، حدود 2 سال است که درگير برکه‌اي که شايد اندازه يک قالي 3 در 4 هم نباشد، هستيم.

 

النگدره مکاني تاريخي است

سروش خراساني، فعال حوزه گردشگري نگاهي متفاوت به النگدره داشت و با تاکيد بر اهميت تاريخي آن گفت: علاوه بر مسائل طبيعي النگدره، جاي دارد به مسائل تاريخي آن نيز توجه کنيم. قبرستان‌هايي چندصدساله و سکونت‌گاهي بشري که ثبت ملي نيز شده نيز در النگدره قرار دارند. متأسفانه عدم آگاهي و عدم رسيدگي باعث شده تا گنج‌کن‌ها نه تنها به آثار فرهنگي و تاريخي النگدره، بلکه به طبيعت آن نيز آسيب‌هايي وارد کنند.

 

به حيوانات النگدره غذارساني نکنيم

مهناز بغيري، فعال حوزه گردشگري درباره آسيب غذارساني به حيوانات سرگردان النگدره و لزوم آموزش در اين باره اظهار داشت: متأسفانه افرادي از سر دلسوزي به سگ‌ها و گربه‌هاي النگدره غذارساني مي‌کنند که آسيب‌هاي محيط‌زيستي در پي دارد. اين نشان مي‌دهد ما در آگاهي‌رساني مشکل داريم. دغدغه من اين است که در اين باره، نه براي افراد بزرگسال، بلکه بستري براي آگاهي کودکان ايجاد کنيم. چرا که آموزش کودکان موجب نتيجه بهتري خواهد شد.

 

جنگلهاي ديگر را از ياد نبريم

سيد مجتبي حسيني،‌ معاون پايش و نظارت اداره کل حفاظت محيط زيست گلستان ضمن تاکيد بر مطالبه‌گري گفت: ما نبايد زيستگاه‌هاي پيراموني النگدره که تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم بر آن مي‌گذارند و به عنوان يک کل واحد، به شهر گرگان خدمات اکوسيستمي ارائه مي‌دهند را ناديده بگيريم. نبايد رنگو و توشن که امروز اسير ساخت و ساز هستند را فراموش کنيم. در اين صورت، النگدره نيز از بين خواهد رفت. در استان گلستان نمونه‌هاي زيادي مانند النگدره در بالاجاده، ميان‌دره و کردکوي نيز وجود دارد. همچنين من فکر مي‌کنم جلساتي از اين دست زماني که النگدره وارد حريم شهر شد، بايد برگزار مي‌شد. امروزه نه منابع طبيعي، نه شهرداري و نه محيط‌زيست پاسخگو هستند. همه ما از تنوع زيستي النگدره آگاه هستيم. اما متأسفانه کاري از دستمان برنمي‌آيد. چرا که کار دست افراد ديگري است. من نمي‌گويم که دست روي دست بگذاريم. حرف من اين است که مسئولين بايد در اين جلسات حضور پيدا کنند. پيشنهاد من اين است که نتايج اين قبيل جلسات در قالب يک نامه رسمي به گوش شهردار برسد.

 

النگدره يک برند است

علي رايجي، فعال محيط‌زيست و گردشگري با بررسي وجهه النگدره به عنوان يک برند گفت: امروزه النگدره به يک برند تبديل شده. مسافرها از النگدره به عنوان مکان امني ياد مي‌کنند که به طور مثال خانم‌ها در آن بدون ايجاد هيچ مزاحمتي حضور پيدا مي‌کنند. از اين جهت، اوضاع فرهنگي استان ما نسبت به برخي ديگر از استان‌ها بهتر است. آموزش‌هايي در مسير حفاظت از محيط‌زيست، به ارتقاي سطح فرهنگي کمک خواهد کرد.

 

سازمانهاي مردمنهاد را فراموش نکنيم

عادل سميعي، فعال محيط‌زيستي وجود يک سازمان مردم‌نهاد را راه‌حل برخي از مشکلات دانست و عنوان کرد: من فکر مي‌کنم جاي يک سازمان مردم‌نهاد خالي است تا حل بسياري از مشکلات را گردن بگيرد. تورليدرها نيز مي‌توانند بخشي از کار را بر عهده بگيرند. من به شخصه 5 سال است که در حوزه جنگل‌هاي هيرکاني فعاليت دارم. در اين 5 سال اطلاعات زيادي درباره تنوع زيستي اين جنگل‌ها پيدا کرده‌ام که موجب علاقه بيش‌تر من به تلاش در حفظ آن‌ها شده است. بسياري از آسيب‌هايي که به اين جنگل‌ها وارد مي‌شود از سر ناداني است. اگر هرکدام از تورليدرها به صورت رايگان يک تور را بر عهده بگيرند و خدمات آموزشي ارائه کنند، بخش بزرگي از مشکلات حل خواهد شد.

 

گفتمان محيطزيستي ايجاد کنيم

احسان مکتبي، صاحب امتياز روزنامه گلشن مهر ايجاد يک گفتمان محيط‌زيستي را راهکاري اصولي قلمداد کرد و گفت: در کتاب «چرا ملت‌ها شکست مي‌خورند» گفته شده که جهالت حاکمان يا مديرانشان سبب مي‌شود کشوري از مسير توسعه خارج شود. اگر شخصي متوجه نباشد که در چه جايگاهي قرار گرفته و چه مسئوليتي بر عهده دارد، يک جامعه را تخريب خواهد کرد و آسيب‌هاي ناشي از آن به سادگي جبران نخواهد شد. ما در ابتدا بايد به ادبيات نااميدي فائق شويم و از نتوانستن صحبت نکنيم. به قول مهدي اخوان ثالث «نعش اين شهيد عزيز روي دست ما مانده است.» امروز ايران روي دست ماست و ما راهي جز اميدواري نداريم. براي اين کار بايد ادبيات اميدواري را توليد کنيم. ما در گلشن مهر تلاش کرديم و نتيجه‌اش را ديديم. چه کسي مي‌گويد نمي‌توان کاري کرد؟ همچنين بايد تلاش کنيم تا گفتمان محيط‌زيست را بر ادبيات اجتماعي و فرهنگي گلستان حاکم کنيم. دال مرکزي اين گفتمان مي‌تواند النگدره باشد. قطعا دال‌هاي فرعي نيز وجود خواهند داشت. هنگامي که گفتماني شکل بگيرد، يک چارچوب علمي نيز همراهش خواهد بود و مطالب زيادي توليد خواهد شد. بايد آن‌قدر بگوييم، بنويسيم، تکرار کنيم و فشار بياوريم که اين گفتمان جاي بيفتد.

 

النگدره براي همه

مهرشاد خورشيدي، روشندل و علاقه‌مند به طبيعت به بيان مزاياي ممنوعيت تردد خودروها براي معلولين پرداخت و عنوان کرد: من از گذشته تردد زيادي در النگدره داشتم و آن را طبيعتي مناسب براي مديتيشن مي‌ديدم. بعد از آشنايي با دکتر اسدي، با تنوع گياهي النگدره آشنا و بيش‌تر از پيش شيفته طبيعت شدم. ممنوعيت عبور و مرور خودروها موجب شد تا من و ديگر عزيزاني که دچار معلوليت هستند، تردد راحت‌تري داشته باشيم. اميدوارم تمام افرادي که وارد جنگل النگدره مي‌شوند، دوستدار طبيعت باشند و آسيبي را متوجه آن نسازند.

 

مطالبهگر باشيم

معين مطلبي، فعال و علاقه‌مند به محيط‌زيست با زير ذره‌بين بردن تأثيرات مطالبه‌گري گفت: من به ياد دارم که سال گذشته خودروها مجاز به تردد دوباره در النگدره شدند. من به همراه عده زيادي از شهروندان گرگان براي جلوگيري از اين حکم گرد هم آمديم. به ما گفته شد که تا با دغدغه‌مندان محيط‌زيست گفت‌و‌گويي صورت نگيرد، النگدره را براي خودروها بازگشايي نکنند. اما به محض خروج ما از محيط، خودروها وارد جنگل شدند. اما با پيگيري عزيزان دغدغه‌مند، جلوي آن گرفته شد. اين نتيجه پيگيري تمام اين عزيزان بود. برگزاري اين جلسات و ايجاد يک گفتمان محيط‌زيستي، به نتيجه مطلوبي ختم خواهد شد.

 

خاک جنگل را با آتش نابود نکنيم

فرزانه سيدقاسمي، فعال و دغدغه‌مند محيط زيست روشن کردن آتش را بلاي جان خاک جنگل‌ها دانست و اظهار داشت: متأسفانه آتش‌هايي که در النگدره ايجاد مي‌شود، آسيب‌هاي زيادي را به خاک آن وارد مي‌کند. به طوري که ساليان سال طول مي‌کشد تا آن مقدار خاک دوباره بازسازي شود. در کشورهاي اروپايي مأموراني در جنگل‌ها براي جلوگيري از اين امر و جريمه متخلفين در نظر گرفته شده است. انتظار ما اين است که قانوني براي جلوگيري از ايجاد آتش در النگدره ايجاد شود.

 

پتانسيل گردشگري را ناديده نگيريم

رضا بيدختي، دبير سابق هيئت کوهنوردي گلستان و فعال حوزه گردشگري درباره پتانسيل گردشگري النگدره عنوان کرد: سال 1380 که همراه با تعدادي از مسئولين فدراسيون کوهنوري به جنگل النگدره رفته بودم، رهاشدگي اين جنگل موجب شگفتي يکي از آن‌ها شده بود. وي به من گفت که مشابه همين جنگل در سراوان رشت توسط تشکل‌هاي زيست‌محيطي مديريت مي‌شود. از سال 1380 تا به امروز که در حوزه تورهاي گردشگري فعالم، شخصاً مي‌بينم که گردشگران چقدر به طبيعت گلستان و خريد ملکي در اين استان علاقه‌مندند. قطعاً توجه بيش‌تر به محيط‌زيست، سرازير شدن گردشگران بيش‌تري را به همراه خواهد داشت.

 

معذوريت قانوني داريم

اميد شريفي فعال سياسي گلستاني از منظر حقوقي به مباحث النگدره پرداخت و معاذير قانوني را عامل برخي برخوردها با آن دانست. وي عنوان کرد: متأسفانه در مواردي معاذير قانوني وجود دارد و برخي قوانين دست و پاي ما را بسته‌اند. از اين رو که اسم النگدره به پارک تغيير کرده، قوانين سازمان جنگل‌ها و مراتع براي پارک‌ها در آن اجرا مي‌شود. حتي اگر امکان اجراسازي‌شان وجود نداشته باشد. به عنوان مثال، دوستداران طبيعت مايل‌اند تا درخت‌هاي پوسيده در النگدره بماند. اما اگر يکي از همين درختان روي سر فردي بيفتد، مسئولين النگدره بازخواست خواهند شد. از طرفي منابع طبيعي به علت نفوذ دستگاه‌هاي ديگر توان اعمال قدرت ندارد. حتي اگر نفوذ ديگر دستگاه‌ها نيز از بين برود، منابع طبيعي همچنان توان مديريت النگدره را ندارد. انتظار مي‌رود که در جلسات آينده بيش‌تر به اين موارد پرداخته شود.

 

اردوهاي دانشآموزي را فراموش نکنيم

مريم آسيابان، ماما و نيکوکار گلستاني با تأکيد بر آموزش دانش‌آموزان براي تربيت نسل‌هاي آينده گفت: انتظار مي‌رود طي روزهاي آينده که اردوهاي دانش‌آموزي آغاز خواهد شد، آموزش و پرورش در مسير آموزش محيط‌زيستي گامي بردارد. به طور مثال معلمين و مربيان پاک‌سازي محيط‌زيست را نيز به دانش‌آموزان بياموزند. همچنين گفتني است که ما تاکنون کارت‌هاي زرد و قرمز زيادي براي فعاليت‌هاي محيط‌زيستي‌مان گرفته‌ايم. شخصي در شوراي شهر به من گفت که چرا اين‌قدر لجبازي صمي‌کنم؟ اين در حالي بود که تنها مي‌خواستم درباره ممنوعيت تردد خودروها در النگدره جريان‌سازي کنم. متأسفانه برخي از اين برخوردها در شأن افراد نيست.

 

تکنيکهاي روز را بياموزيم

مزدک دربيکي بي‌توجهي جامعه به مسائل محيط‌زيستي را معضلي دانست که با يادگيري تکنيک‌هاي روز در ارتباط‌گيري حل خواهد شد. وي افزود: از جلساتي از اين دست نبايد انتظار خروجي بزرگي داشت. انتظاري که مي‌رود اين است علاوه بر اينکه مباحثي در اين جلسات مطرح شود، ارتباطي بين افراد متخصص و دغدغه‌مند در اين جلسات صورت بگيرد. اينکه نتيجه کاري کوچک است، دليل بر انجام ندادنش نيست. ما افرادي را مي‌خواهيم تا پلي بين حضار اين جلسه و جامعه باشند. اينکه از نسل زد در اين جلسه افراد کمي حضور دارند، قابل قبول نيست. بايد با تکنيک‌هاي روز آشنا باشيم. آقاي ظهير تهراني ويديويي را در انتقاد جشنواره مضحک هزار رنگ منتشر کرد که بازخوردي ميليوني گرفت. انتشار مقالات علمي در جمع‌هاي تخصصي کارآمد است. اما بايد اين مطالب در قالب ويديوهايي در فضاي مجازي براي نسل‌هاي جديدتر منتشر شوند.