جنگ شهرت و اصالت ... چگونه خودنمايي و کپيکاري، رسانهها را به نابودي ميکشاند؟
یادداشت |
علي کيان
خودنمايي افراطي و کپيکاري بدون خلاقيت، دو معضل جدي هستند که جامعه امروز را تحت تأثير قرار دادهاند. اين دو پديده نهتنها فضاي اجتماعي را سطحي و بيمحتوا کردهاند، بلکه بر کيفيت توليد محتوا، رسانهها و کار خبرنگاران نيز اثرات مخربي گذاشتهاند. وقتي ديده شدن جاي مهارت را ميگيرد، شبکههاي اجتماعي بستري براي رقابت در جلب توجه ميشود. بسياري از افراد بهجاي توليد محتواي عميق و مفيد، تنها به ديده شدن فکر ميکنند. هرچه جنجاليتر، بهتر. در چنين فضايي، شهرت از مهارت مهمتر شده و هرکس که بيشتر در مرکز توجه باشد، موفقتر به نظر ميرسد، حتي اگر چيزي براي ارائه نداشته باشد. در کنار خودنمايي افراطي، کپيکاري بدون خلاقيت نيز بحران ديگري است. بسياري از افراد و حتي رسانهها، بدون توليد محتواي جديد، تنها به بازنشر اخبار، ايدهها و سبکهاي ديگران ميپردازند. نتيجه چنين روندي، چرخهاي تکراري و بيکيفيت است که در آن نه نوآوري ديده ميشود و نه هويت مستقل. اين وضعيت، حرفه خبرنگاري را نيز بهشدت تحت فشار قرار داده است. کاهش اعتبار رسانهها، يکي از پيامدهاي اين روند است. وقتي افراد عادي با نمايشگري و بازنشر اطلاعات سطحي مخاطب جذب ميکنند، رسانههاي معتبر براي حفظ جايگاه خود مجبور به پيروي از اين روند ميشوند و اين باعث کاهش کيفيت و اعتبار محتواي رسانهاي ميشود. در اين شرايط، خبرنگاران حرفهاي بايد با افرادي رقابت کنند که بدون تخصص، صرفاً با خودنمايي و انتشار مطالب کپيشده، مخاطب جذب ميکنند. اين رقابت ناعادلانه باعث کاهش انگيزه خبرنگاران واقعي و فرسايش اين حرفه شده است. از سوي ديگر، کمارزش شدن توليد محتواي اصيل باعث شده است که مخاطبان به محتواي سطحي و تکراري عادت کنند و ديگر جايي براي گزارشهاي تحقيقي و تحليلهاي عميق باقي نماند. رسانهها نيز براي بقا، مجبور به توليد محتواي زرد و کمارزش ميشوند. براي برونرفت از اين وضعيت، جامعه و رسانهها بايد به اصالت و کيفيت بازگردند. مخاطبان بايد ياد بگيرند که در ميان سيل اطلاعات، بهدنبال محتواي عميق و واقعي باشند. رسانهها نيز بايد بهجاي دنبالهروي از موجهاي زرد، بر تحليل و تحقيق تمرکز کنند. تنها در اين صورت است که ميتوان از اين چرخه معيوب خودنمايي و تقليد خارج شد و به سمت يک جامعه آگاهتر و رسانههاي معتبرتر حرکت کرد.
روزنامهنگار