خزر در حال تغيير است
تیتر اول |
استاد دانشگاه شهيد بهشتي: لايروبي و پمپاژ راهکار خشکي خليج گرگان نيست
سلامت نيوز- اين روزها رويداد کم آب شدن و هشدار خشک شدن "خليج گرگان" دوباره خبرساز شده است و "لايروبي" و "پمپاژ آب" دو راهکار مطرح شده از سوي برخي ارگان ها و متخصصان به عنوان راه حل "احياي خليج گرگان" است. اما دانشگاهيان محيط زيست نظرات هشدار دهنده اي در نظر دارند که اگر به آنها توجه نکنيم علاوه بر هدر رفت منابع مالي، آسيب هاي بيشتري دامن خليج گرگان را خواهد گرفت. اصغر عبدلي عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي در اينباره يادداشتي را در اختيار "سلامت نيوز" گذاشته است که در ادامه مي خوانيد. او همراه با دکتر بهرام کيابي و مهندس رمضانعلي قائمي، کتابي را در سال 1378 با عنوان "اکوسيستم هاي تالابي و رودخانه اي استان گلستان" نوشته و منتشر کرده اند. اصغر عبدلي عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي در يادداشتي درباره بحران خشکي خليج گرگان نوشته است:
اين روزها حال و روز خليج گرگان و تالاب گميشان و در مجموع بخش هاي کم عمق در جنوب و شمال درياي خزر خوب نيست. البته چند سالي است که اين بحران و تغييرات شروع شده و در سال هاي اخير تشديد شده است. متاسفانه همانند بسياري از مسائل محيط زيستي، مسئولين و متوليان تصميم گير در اين زمينه به جاي نگاه جامع به مسائلي که در حال اتفاق در اين منطقه و در تمامي کره زمين است، از زاويه محدود به مسئله نگاه مي کنند و تاسف آور اينکه خيلي از اوقات با نگاهي استاني، درصدد حل مشکل برمي آيند؛ غافل از اينکه پيکره درياي خزر متاثر از فعاليت هاي انساني و تغييرات اقليم شده است. اگرچه قبلا هم هشدارهايي در اين زمينه داده شده، اما متاسفانه گوش شنوايي نيست!
همه ما علاقه مند به محيط زيست ايران عزيز هستيم و بدون ترديد نيت اغلب افرادي که در اين راه قدم برمي دارند خير است؛ اما بايد بدانيم که اگر بودجه هاي محدودي که در اين شرايط اقتصادي سخت داريم، چگونه با الويت بندي درست، بايد آن را براي بهتر نمودن شرايط هزينه کرد؟
علت نوشتن اين مطلب از آنجا شروع شد که باز هم در رسانه ها صحبت از ارائه راه حل هاي بدون پايه و اساس علمي و به دور از جامع نگري به عنوان احياي خليج گرگان مطرح است. برخي اين ايده را مطرح کرده اند که بايد لايروب دائمي را در خليج گرگان مستقر کنيم و مسئولان استاني در گلستان اعلام کردند که عليرغم لايروبي انجام گرفته، شرايط خليج گرگان در حال بازگشت به گذشته است!
طبق گزارش هاي منتشر شده، حدود 600 ميليارد تومان در سال 1401 هزينه لايروبي کانال آشوراده شده است و عملا با وجود اين هزينه در مدت کوتاهي کمتر از 3 سال به نقطه قبل باز گشته ايم. مشکل البته به اينجا ختم نمي شود. مسئولين محترم استان گلستان اعلام کرده اند که به علت عقب نشيني 11 کيلومتري آب، هر 4 هزار هکتار مزارع پرورش ميگو در گميشان نيز با خطر از بين رفتن به علت نداشتن آب مواجه است. وقتي برنامه ريزي و توسعه بدون در نظر گرفتن شرايط محيط زيست منطقه و عدم توجه به مدل هاي پيش بيني تغييرات محيط زيست آينده باشد دچار همين بحران ها و از بين رفتن سرمايه هاي کشور خواهيم بود. از همان ابتدا هم توسعه پرورش ميگو در اين منطقه متناسب با ظرفيت هاي اکولوژيکي نبود و تذکرهاي زيادي داده شد اما کو گوش شنوا؟
سه دهه است که کشورهاي پيشرفته مسئله تغيير اقليم را به صورت جدي مورد بررسي قرار داده اند و در اين زمينه مدل سازي هاي متفاوتي را انجام داده اند که اغلب پيش بيني ها نشان از افزايش سطح آب درياها و اقيانوس ها داشته که بسياري از آنها با اندکي اختلاف به واقعيت رسيده است...
در مورد درياي خزر عده اي خوشبين بودند که با افزايش دما و ذوب شدن يخ هاي بخش هاي شمالي، درياي خزر، پر آب تر مي شود! اما آنها متاسفانه افزايش دما و تبخير زياد آب از سطح دريا را پيش بيني نکرده بودند. ضمن آنکه اين بزرگترين درياچه دنيا راهي براي تبادل آب با اقيانوس ها ندارد. طبق مطالعات مختلفي که در اين حوضه انجام گرفته اثبات شده که تغييرات مشاهده شده در وسعت درياي خزر در يک دوره 37 ساله (1979-2015) به وضوح نشان مي دهد که افزايش نرخ تبخير در درياي خزر در طول دوره 37 ساله، نقش مهمي را ايفا کرده است و کاهش عمق 6-7 سانتي متري به طور ميانگين و سالانه در سال هاي اخير اتفاق افتاده است. وضعيت فعلي که در آن، تبخير بيشتر از آب ورودي به صورت بارندگي و همچنين ورودي از طريق رودخانه ها است احتمالاً ادامه کاهش طولاني مدت عمق و در نتيجه سطح آب درياي خزر وجود خواهد داشت. بدون افزايش بارندگي و کاهش تبخير در درياي خزر يا حوضه آبريز اطراف، انتظار مي رود کاهش سطح آب آن و کاهش عمق و پيامدهاي آن در مناطق کم عمق نمايان شود و وضعيت به همين شکل ادامه يابد. بخش هاي با عمق کمتر از 5 متر مانند خليج گرگان و بخش هاي شمالي درياي خزر بسيار آسيب پذير تر خواهند بود.
پيش بيني ها حاکي از آن است که عمق آب درياي خزر تا پايان قرن جاري در مجموع بين 9 تا 18 متر کاهش مي يابد. بر اساس اين پيش بيني هاي جديد، کاهش عمق درياي خزر در قرن بيست و يکم تقريباً دو برابر برآوردهاي مبتني بر مدل هاي اقليمي قبلي خواهد بود. کاهش عمق 9 تا 18 متري به اين معني است که بخش هايي از دشت هاي وسيع شمال خزر، بخش هايي از سواحل ترکمنستان در جنوب شرقي و بخش هاي زيادي از مناطق ساحلي در ميانه و جنوب درياي خزر خشک مي شوند،سطح درياي خزر براي سناريوي کاهش عمق 9 متر 23 درصد و براي 18 متر 34 درصد کاهش مي يابد.
مدير مرکز ملي مطالعات و تحقيقات درياي خزر موسسه تحقيقات آب اعلام نموده که در بازه زماني از سال 1375 تاکنون، عمق آب درياي خزر با روند کاهشي مواجه بوده و در طي 28 سال، به ميزان 210 سانتيمتر از سطح تراز آب خزر کاسته شده است. حدود يکسوم کاهش اشاره شده تنها در سه سال پياپي 1400، 1401 و 1402 مجموعاً به ميزان 70 سانتيمتر به وقوع پيوسته است. اين خود نشان دهنده شدت يافتن بحران در سال هاي اخير به دليل تغيير اقليم بوده که حدود 4 برابر ميزان پيش بيني شده است. بنابراين بي اثر شدن لايروبي کانال آشوراده به عمق 1 متر براي آبرساني بهتر به خليج گرگان کاملا قابل پيش بيني بوده و اينجانب به عزيزاني که مشغول ارزيابي و اثرگذاري لايروبي بر اکوسيستم خليج بوده اند اين نکته را بارها يادآوري کرده ام که اختصاص اين همه بودجه براي اين کار، همانند يک مسکن براي يک بيماري حاد است آن هم با هزينه بسيار زياد.
سال هاي زيادي را براي مطالعه در مورد شرايط اکولوژيک و تنوع زيستي خليج گرگان و اکوسيستم هاي پيراموني آن صرف نموده ام؛ با يک شناخت اوليه هم مي توان متوجه شد که اگر قرار است عمق آب درياي خزر ساليانه 6 تا 7 سانتي متر پايين برود و در حالت واقعي در سال هاي اخير 25 سانتي متر در سال، بنابراين خشک شدن بخش هاي زيادي از شمال، شمال شرق و جنوب شرق درياي خزر از جمله خليج گرگان دور از انتظار نيست. اکوسيستم هاي آبي استان گلستان درگير مشکلات متعددي هستند که يقينا صرف هزينه هاي چند صد ميليارد توماني مي تواند تاثير مثبتي براي آنها و براي مردم منطقه داشته باشد.
پمپاژ آب بي فايده است
متاسفانه اخيرا بعد از اجراي لايروبي کانال آشوراده و عدم نتيجه گيري، حال صحبت از پمپاژ آب به داخل خليج گرگان و انتقال آب از رودخانه نکا مطرح شده است. اين طرح ها نه تنها به احياي اکوسيستم خليج گرگان کمک نمي کنند، بلکه باعث مي شود که ضمن هدر رفت منابع مالي، مشکلات محيط زيستي ديگري را نيز ايجاد کنند. يقينا همه ما نگران خشک شدن اين اکوسيستم ارزشمند و پيامدهاي ناگوار آن مانند از بين رفتن تنوع زيستي آبزيان، پرندگان مهاجر و ايجاد کانوني موثر در تشکيل ريزگردها و ده ها مشکل محيط زيستي، اقتصادي و اجتماعي هستيم. به ياد دارم زماني که نقدهاي محيط زيستي هنوز در کشور خيلي باب نشده بود، کتاب اکوسيستم هاي تالابي و رودخانه اي استان گلستان را در سال 1378 به همراه جناب آقاي دکتر کيابي و مهندس قائمي نوشتيم. به خوبي به ياد دارم که برخي از مسئولين محيط زيست آن زمان با نقد برخي از عملکردهاي شيلات در قبال همين خليج گرگان و گميشان مخالف بودند و خوشبختانه عليرغم آن مخالفت ها با اصرار نگارندگان کتاب، هشدارها منتشر شد. اگر چه متاسفانه بي توجهي به هشدارها در مورد اکوسيستم هاي آبي استان گلستان ده ها سال است که اتفاق افتاده است، اين در حالي است که اين اکوسيستم ها مانند رودخانه گرگانرود و قره سو و بسياري از تالاب ها و منابع آبزي آنها، نقش هاي مهمي در اشتغال، اقتصاد و تامين غذاي مردم و مهم تر از همه پايداري سرزمين داشته اند. حال اگر بودجه اي وجود دارد بايد به گونه اي هزينه شود که اثرگذار باشد نه آنکه بگوييم چند صد ميليارد تومان هزينه شد، چند هزار هکتار به سطح تالاب اضافه شد و بعد از مدتي کوتاه آب اضافه شده تبخير شد و کانال لايروبي شده هم به مرز خشک شدن رسيد!
در سياست هاي اغلب کشورهاي دنيا، ضمن تلاش براي احياي اکوسيستم ها و کنترل عوامل موثر بر تغيير اقليم، تلاش مي کنند که با تغييرات به وجود آمده سازگار شوند. فقط کشور ايران از اين تغييرات متاثر نشده است. در 20 سال گذشته حدود 2 متر عمق آب درياي خزر کاهش پيدا کرده و کشورهاي روسيه و قزاقستان که مناطق کم عمق تري را دارند بيشتر دچار خشکي شده اند. ميزان اين خشکي حدود چندين هزار کيلومتر مربع اعلام شده است.
ما بايد بپذيريم که نمي توانيم خليج گرگان، گميشان و سواحل جنوب درياي خزر را ديوار بکشيم و از ساير بخش هاي درياي خزر جدا کنيم تا زماني که پديده تغيير اقليم وجود دارد و با شدت بيشتر از گذشته پيش مي رود و اراده اي از طرف کشورهاي موثر در تغيير اقليم براي جلوگيري از توليد بيشتر گازهاي گلخانه اي وجود ندارد نمي توان انتظار بهبود شرايط را داشت.
خليج گرگان در سال هاي گذشته شاهد پروژه هاي مختلفي بوده، در دهه 60 به اين فکر افتادند که دهانه خليج را ببندند و آنجا را تبديل به پرورش ماهي نمايند که خوشبختانه اتفاق نيفتاد! در دهه 70، پرورش ماهي در سيستم "پن" را راه انداختند که آن هم شکست خورد! درحال حاضر آب دريا با سرعت بيش از پيش بيني ها در حال حرکت به سمت مناطق عميق تر است و ما مي خواهيم جلوي اين حرکت را بگيريم و برخلاف شيب منطقه، آب را به خليج برگردانيم!
باور کنيد اين کار شدني نيست؛ کافي است به خليج گرگان در نگاه وسيع تر به عنوان جزئي از اکوسيستم بزرگ درياي خزر و همچنين درياي خزر را نيز جزئي از کره زمين که به دست انسان دچار تغيير شده است ببينيم. باور کنيم که خليج گرگان يک استخر نيست!
اين طرح ها براي خليج گرگان آبي به همراه نخواهد داشت! چشم ها را بايد شست، خليج گرگان را بايد جور ديگري ديد!