چالش هاي توسعه در گلستان
تیتر اول |
پوريا گنجي- توسعه، فرآيندي جامع و چندبعدي است که بهبود شرايط اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي يک جامعه را هدف قرار ميدهد. اين فرآيند نه تنها به رشد اقتصادي محدود نميشود، بلکه بهبود شاخصهايي مانند آموزش، سلامت، برابري جنسيتي، کاهش فقر، حفظ محيط زيست و افزايش مشارکت سياسي را نيز در بر ميگيرد. توسعه پايدار به معناي تأمين نيازهاي نسل حاضر بدون به خطر انداختن توانايي نسلهاي آينده براي تأمين نيازهاي خود است. آمارتيا کومار سن، اقتصاددان برجسته هندي، در کتاب معروف خود "توسعه به مثابه آزادي"، توسعه را فرآيند گسترش آزاديهاي واقعي افراد تعريف ميکند. به گفته او، توسعه زماني محقق ميشود که افراد بتوانند از قابليتها و فرصتهاي لازم براي زندگي بهتر برخوردار شوند.
اهميت توسعه پايدار در سطح ملي و استاني
توسعه پايدار به کشورها امکان ميدهد رشد اقتصادي متوازن و بلندمدتي داشته باشند. اين رويکرد با بهرهوري منابع، کاهش ضايعات و نوآوريهاي سبز، اقتصاد را تقويت کرده و به کاهش فقر و نابرابريهاي اجتماعي از طريق بهبود آموزش، سلامت و اشتغال کمک ميکند. همچنين، با مديريت منابع طبيعي و کاهش انتشار گازهاي گلخانهاي، به حفظ محيط زيست و مقابله با تغييرات اقليمي ميپردازد. در سطح استاني، توسعه پايدار به توزيع عادلانهتر منابع، کاهش نابرابريهاي منطقهاي و حفاظت از منابع طبيعي محلي کمک کرده و با مشارکت جوامع محلي، حس مسئوليتپذيري را تقويت ميکند.
ضرورت بررسي ريشههاي توسعه در استان گلستان
استان گلستان با موقعيت جغرافيايي ويژه، تنوع قومي و فرهنگي، و دسترسي به درياي خزر، از پتانسيلهاي بالاي تجاري، کشاورزي و گردشگري برخوردار است. اين استان، بهعنوان يکي از قطبهاي کشاورزي ايران، با چالشهاي محيط زيستي مانند فرسايش خاک، کاهش آبهاي زيرزميني و تخريب جنگلها مواجه است. بررسي ريشههاي توسعه در گلستان، علاوه بر کاهش تنشهاي قومي و تقويت همبستگي اجتماعي، به ارائه راهحلهاي پايدار براي مقابله با اين چالشها کمک ميکند.
ظرفيتهاي طبيعي و اقتصادي استان گلستان در توسعه
استان گلستان به دليل خاک حاصلخيز، آبوهواي مناسب و دسترسي به منابع آب، يکي از قطبهاي مهم کشاورزي در ايران است. محصولات عمده اين استان شامل گندم، جو، برنج، دانههاي روغني و مرکبات است. همچنين، اين استان بخشي از جنگلهاي هيرکاني را در خود جاي داده است که از قديميترين جنگلهاي جهان محسوب ميشوند. اين جنگلها نه تنها از نظر زيستي بسيار ارزشمند هستند، بلکه پتانسيل بالايي براي توسعه اکوتوريسم دارند. دسترسي به درياي خزر نيز امکان توسعه فعاليتهاي تجاري، ماهيگيري و گردشگري ساحلي را فراهم کرده. اين دسترسي، استان گلستان را به يک منطقه استراتژيک براي تجارت منطقهاي تبديل کرده است. همچنين، اين استان به دليل جاذبههاي طبيعي مانند جنگلهاي هيرکاني، سواحل درياي خزر، پارکهاي ملي و آثار تاريخي، پتانسيل بالايي براي توسعه گردشگري دارد.
نقش دولت و سياستگذاريها در توسعه استان گلستان
دولت با سرمايهگذاري در زيرساختهاي حملونقل، انرژي، آب، ارتباطات و آموزش، زمينه توسعه اقتصادي و اجتماعي استان گلستان را فراهم ميکند. توسعه جادهها و راهآهن دسترسي به بازارهاي بينالمللي را بهبود ميبخشد و حمايت از کشاورزي از طريق تأمين نهادهها و فناوريهاي نوين، بهرهوري و درآمد کشاورزان را افزايش ميدهد....
همچنين، با توسعه زيرساختهاي گردشگري و تبليغات، دولت به رشد صنعت گردشگري در استان، که داراي جاذبههايي مانند جنگلهاي هيرکاني و سواحل خزر است، کمک ميکند.
چالشهاي توسعه در استان گلستان
استان گلستان با مشکلات محيط زيستي متعددي مانند فرسايش خاک، کاهش سطح آبهاي زيرزميني و تخريب جنگلهاي هيرکاني مواجه است. اين مشکلات ميتوانند به کاهش بهرهوري کشاورزي و تخريب اکوسيستمهاي طبيعي منجر شوند. همچنين، اين استان با مشکل کمآبي و مديريت نادرست منابع آب مواجه است که به دليل برداشت بيرويه از منابع آب زيرزميني و عدم استفاده از فناوريهاي نوين آبياري تشديد ميشود. نابرابريهاي منطقهاي و فقر نيز از ديگر چالشهاي توسعه در استان گلستان است. اين نابرابريها به دليل توزيع ناعادلانه منابع و فرصتها بين مناطق مختلف استان تشديد ميشود. ضعف زيرساختهاي حملونقل، انرژي و ارتباطات نيز يکي از چالشهاي عمده براي توسعه اقتصادي و اجتماعي اين استان است که در ادامه به شرح آن ميپردازيم. براساس گزارش ايرنا، ميزان فرسايش خاک در استان گلستان از غرب به شرق بين 8 تا 35 تن در هکتار متغير است. در مناطق شرقي، بهويژه شهرستان مراوهتپه، فرسايش شديدتر بوده و شرايط بحرانيتري حاکم است. به گفته مديرکل منابع طبيعي و آبخيزداري، حدود 330 هزار هکتار از اراضي زراعي و منابع طبيعي شمال استان در معرض خطر بيابانيشدن قرار دارد. اين در حالي است که ميانگين فرسايش خاک در جهان حدود 6 تن در هکتار است، اما اين رقم در استان گلستان به 35 تن در هر هکتار ميرسد که نشان از جدي بودن بحران دارد. در خصوص بحران منابع آبي، مديرعامل شرکت آب و فاضلاب گلستان، در گفتگو با خبرگزاري مهر اعلام کرد که سطح آبهاي زيرزميني در اين استان طي دهه اخير از 19.5 ليتر در ثانيه به 13 ليتر در ثانيه کاهش يافته است. اين افت شديد ظرفيت آبدهي چاهها و کاهش سطح ايستايي منابع زيرزميني را به دنبال داشته است؛ از آنجا که 97 درصد آب شرب شهرها و روستاهاي استان از منابع زيرزميني تأمين ميشود، اين موضوع در فصول گرم بحران جديتري را رقم ميزند. همچنين از ديگر پيامدهاي ناگوار اين مسأله، ميتوان به افزايش نرخ فرونشست زمين در استان اشاره نمود. بر اساس گزارش مرکز زمينشناسي ايران، نرخ فرونشست در گلستان حتي از برخي استانهاي بحراني مانند اصفهان نيز بيشتر است که تهديدي جدي براي زيرساختهاي شهري و کشاورزي محسوب ميشود. همچنين طبق گزارش تسنيم، استفاده بيرويه از کود و سموم شيميايي در بخش کشاورزي موجب آلودگي منابع آبهاي سطحي و زيرزميني شده است. اين آلودگي علاوه بر افزايش خطر ابتلا به بيماريهاي گوارشي و کليوي، باعث کاهش تنوع زيستي و تهديد گونههاي گياهي و جانوري نيز شده است.
همچنين در مورد تهديدات اکوسيستم مطالعات انجامشده در سال 1400 نشان ميدهد که در شش دهه گذشته، حدود نيم ميليون هکتار از جنگلهاي هيرکاني به دليل فعاليتهاي مخرب از بين رفته است. بخش قابلتوجهي از اين جنگلزدايي در استان گلستان رخ داده و کاهش تنوع زيستي و تهديد گونههاي جانوري را در يکي از غنيترين اکوسيستمهاي جنگلي مناطق معتدل جهان به دنبال داشته است.
در حوزه کشاورزي و بهرهوري آب بر اساس گزارش خبرگزاري مهر، از مجموع 270 هزار هکتار اراضي آبي استان، تنها 75 هزار هکتار (28 درصد) به سيستم آبياري نوين مجهز شدهاند. اين در حالي است که در روشهاي سنتي، راندمان آبياري تنها 36 درصد است که به معناي هدررفت 64 درصد از آب ميباشد. عدم استفاده از فناوريهاي نوين علاوه بر کاهش بهرهوري، هزينههاي توليد را نيز افزايش داده است.
در خصوص تغييرات اقليمي بررسي مطالعات و گزارشها نشان ميدهد که استان گلستان بهطور قابلتوجهي تحت تأثير تغييرات آبوهوايي قرار گرفته است. مطالعات پيشبيني ميکنند تا سال 2100 ميلادي، ميانگين دماي اين استان 4.3 درجه سانتيگراد افزايش خواهد يافت. طي 25 سال گذشته، تغييرات اقليمي تأثير محسوسي بر الگوي کشت نداشته، اما افزايش دما و تغييرات الگوي بارش ممکن است در آينده تغييرات چشمگيري در الگوي کشت ايجاد کند که نتيجه آن کاهش بهرهوري محصولات کشاورزي و افزايش هزينههاي توليد خواهد بود.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهاي مجلس، نرخ فقر در کشور از 29.2 درصد در سال 1400 به 30.1 درصد در سال 1402 افزايش يافته است. همچنين، بر اساس رتبهبندي محرومترين استانهاي کشور که در سال 1399 انجام گرفت، استان گلستان در جايگاه پنجم قرار داشت که مشخص گرديد ميزان فقر استان بالاتر از ميانگين کشوري بوده. به نظر ميرسد در سالهاي اخير، با ادامه سياستهاي کلي، اين آمار تغيير چنداني نکرده و همچنان نرخ فقر در استان گلستان بالاتر از ميانگين کشور باقي مانده است. همچنين مديرکل کار و رفاه اجتماعي گلستان نرخ بيکاري استان در پاييز 1403 را 9.9 درصد اعلام کرد، در حالي که اين شاخص در کشور 7.2 درصد بوده است. اين آمار نشان ميدهد که نرخ بيکاري نيز در استان بالاتر از ميانگين کشوري است. رضا مبصري، عضو هيئترئيسه اتاق بازرگاني، اظهار داشت که درآمد سرانه استان گلستان تنها 47 درصد ميانگين کشوري است و طي سالهاي اخير تنها 3 درصد بهبود يافته است. اين موضوع نشاندهنده شکاف عميق اقتصادي بين گلستان و ساير استانهاي کشور است. وابستگي شديد استان به بخش کشاورزي و قيمتهاي دستوري اين محصولات، سودآوري اين بخش را کاهش داده و موجب شده است که توليد برخي محصولات، مانند گندم و جو، براي کشاورزان مقرونبهصرفه نباشد. از سوي ديگر، با وجود نقش کليدي استان گلستان در تامين امنيت غذايي کشور، از منابع مالي و تسهيلات بانکي کمتري نسبت به استانهاي صنعتي برخوردار است که اين نابرابري منجر به عقبماندگي اقتصادي و توسعهنيافتگي استان شده است. استان گلستان در حوزه انرژي نيز با چالشهاي جدي مواجه است. بنا برگفته رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي استان، ميزان برق توليدي در گلستان حدود يکهزار مگاوات بوده که عمدتاً از نيروگاه عليآباد کتول تأمين ميشود. در حالي که براي رسيدن به رشد اقتصادي پايدار اين استان نيازمند 2400 مگاوات توليد برق است. همچنين، گلستان به دليل موقعيت جغرافيايي و شرايط اقليمي مناسب، پتانسيل بالايي براي استفاده از ظرفيت انرژي خورشيدي و بادي دارد اما متاسفانه تاکنون اقدام مؤثري در اين زمينه صورت نگرفته است.
در حوزه گاز نيز با چالشهاي قابل توجهي در تامين و مديريت آن مواجه هستيم. ناترازي بين تقاضا و عرضه به ويژه در فصل سرما و بدمصرفي از جمله چالشهاي اساسي ميباشد به نحوي که سرانه مصرف هر مشترک 18 تا 20 مترمکعب در شبانهروز بوده و در روزهايي که کاهش شديد دما را در پي داشته، ميزان مصرف گاز به 12 ميليون متر مکعب که بالاتر از ميانگين مصرف کشور ميباشد رسيده، در حالي که سرانه مصرف هر فرد ميبايست در طول شبانهروز به 4 الي 5 متر مکعب کاهش يابد. اين موارد اتخاذ رويکردهاي مديريتي موثر و کاهش مصرف انرژي را بسيار ضروري نموده. در حوزه ارتباطات و فناوري نيز عليرغم پيشرفتهاي قابل توجه همچنان با چالشهايي مانند مشکلات دسترسي در نقاط دورافتاده و کمبود آگاهي و توانايي کافي در استفاده از اين فناوري در جهت بهرهبرداري بهينه از آن به دليل عدم دانش کافي کاربران، به عنوان يکي از مهمترين چالشهاي اين حوزه مواجه هستيم. از ديگر چالشهاي استان گلستان ميتوان به مشکلات موجود در صنعت حمل و نقل اشاره کرد. با وجود پيشرفتهايي که در اين حوزه صورت گرفته، هنوز چالشهايي در اين بخش وجود دارد. در همين رابطه، نماينده استان گلستان در شوراي عالي استانها اظهار داشت: «فرسودگي ناوگان و کمبود زيرساختهاي جادهاي، دريايي و ريلي از عمدهترين مشکلات پيشروي صنعت حمل و نقل استان هستند. اين ضعفها به کاهش کارايي شبکه حمل و نقل و ارتباطات در استان منجر شده و تاثير منفي بر روند توسعه دارد. در حوزه آموزش، عليرغم پيشرفتهايي که حاصل شده، همچنان چالشهاي جدي وجود دارد. يکي از اين چالشها کمبود شديد فضاي آموزشي است، بهطوري که طبق گفته رئيس آموزش و پرورش گرگان، در اين شهر برخي از کلاسها با بيش از 40 دانشآموز برگزار ميشوند. همچنين، يکي از مشکلات بزرگ استان در حوزه آموزش عالي، عدم تطبيق ميان آموزشهاي ارائهشده و نيازهاي بازار کار است که منجر به مشکلاتي در اشتغال فارغالتحصيلان شده است.
جمعبندي
استان گلستان با پتانسيلهاي بالاي کشاورزي، گردشگري و تجاري، ميتواند به يکي از قطبهاي مهم توسعه در ايران تبديل شود. با اين حال، چالشهاي محيط زيستي، نابرابريهاي منطقهاي و ضعف زيرساختها، مسير توسعه اين استان را با دشواريهايي مواجه کرده است. دولت با اجراي سياستهاي پايدار و سرمايهگذاري در زيرساختها و بخشهاي کليدي، ميتواند به تحقق توسعه پايدار در استان گلستان کمک کند. توسعه پايدار در اين استان نه تنها به بهبود شرايط اقتصادي و اجتماعي منجر ميشود، بلکه به حفظ محيط زيست و تضمين آيندهاي بهتر براي نسلهاي آينده کمک ميکند.
پژوهشگر توسعه