آيين «قرآن به سر گرفتن» پرفورمنسي مفهومي
یادداشت |
سيد حسن حسيني نژاد
شب از نيمه ميگذرد و ستارگان پرنورتر از هميشه در دل آسمان ميدرخشند و نسيم سحري، دستان مهربانش را بر سر شهر ميکشد و زمين و آسمان خود را براي شنيدن نجواها آماده ميکنند. در لابهلاي نفسهاي آرام مردمي که گرد هم آمدهاند، از سويي ديگر سکوت جريان دارد و در اين لحظات که زمان به نرمي ميگذرد و دلها در التهاب بخشايش ميتپند، دستهايي بهسوي آسمان بلند ميشود و کتابي مقدس، تکيهگاهي براي جانهاي بيقرار ميشود و آيين «قرآن به سر گرفتن» در شبي از ماه مهماني خدا آغاز ميشود.
رسمي کهن/ جلوهاي ماندگار
اين مراسم يکي از رسوم کهن شيعي در «شبهاي قدر» است و ريشه در باورهاي متعددي دارد و قرآن را بهعنوان منبع هدايت و پناهگاه روح معرفي ميکند. در اين شبها، مؤمنان قرآن را بر سر ميگذارند و با ذکر نامهاي مقدس خداوند و امامان معصوم (ع)، از عمق جان طلب مغفرت و حاجت ميکنند و اعتقاددارند که اين عمل، نمادي از «تسليم در برابر کلام الهي و تجديدعهد با معنويت» است. «قرآن به سر گرفتن»، آييني جمعي است که باور دارم فراتر از يک عمل عبادي، «پرفورمنسي روحاني و جمعي» بوده که در آن، حرکت بدن، نجواهاي همآوا و سکوتهاي پرمعنا، تصويري از تمناي انسان براي رهايي از گناه و اتصال به حقيقتي بزرگتر را به نمايش ميگذارد. در شبهاي احيا و همدلي و همراهي براي برپايي اين آيين معنوي، نهفقط در مساجد، بلکه در خانهها، حسينيهها و حتي در دلهاي سرگردان کوچههاي شب زده، نجواهاي قرآن بر سر گرفتن به گوش ميرسد و خاطرهاي از يک ارتباط ازلي و ابدي را زنده ميکند.
استغاثه و اتصال به امر قدسي
«قرآن به سر گرفتن»؛ در کنار وجه روحاني و جمعي، پرفورمنسي مفهومي نيز هست؛ زيرا در اين آيين، بدن فرد در يک وضعيت خاص قرار ميگيرد: نشسته، سر خمشده، دستها بالا و قرآن روي سر. اين فرم بدن، حالت تسليم، استغاثه و اتصال به امر قدسي را نشان ميدهد و از نگاه هنر پرفورمنس، تغيير وضعيت بدن در يک «مراسم جمعي» ميتواند بهعنوان يکزبان غيرکلامي براي بيان نياز، تضرع و انتقال معنا تحليل شود. در اين پرفورمنس مفهومي، شکل فيزيکي قرآن کريم نه بهعنوان چيزي براي خواندن، بلکه بهعنوان «شيئي مقدس» که تماس فيزيکي با بدن دارد، استفاده ميشود و در بسياري از آيينهاي مذهبي، تماس فيزيکي با اشياي مقدس نوعي «انتقال انرژي و برکت» محسوب ميشود و در اين آيين هم افراد از طريق قرار دادن کتاب مقدس بر بالاترين نقطه بدن (سر)، نوعي ارتباط روحي و استعاري با امر متعال برقرار ميکنند.
ريتم گروهي و وحدت فيزيکي
همچنين جا دارد اشارهکنم که يکي از ويژگيهاي پرفورمنسهاي مفهومي، «تکرار و آييني بودن حرکات» است که در شبهاي قدر، اين عمل نهتنها توسط يک فرد، بلکه در يک «اجتماع گسترده» تکرار ميشود که خود به اجراي دستهجمعي يک پرفورمنس شبيه است که مشابه اين نوع اجرا را ميتوان در پرفورمنسهاي مفهومي مدرن که روي بدن جمعي و مشارکتکننده تمرکز دارند، مشاهده کرد و صدالبته با فرسنگها مفهوم اعتقادي، معنوي و اخروي متفاوت. در اجراي اين آيين يعني «قرآن به سر گرفتن»؛ همه افراد همزمان و هماهنگ دعا ميخوانند و يک عمل فيزيکي مشابه انجام ميدهند و اين هماهنگي نوعي «ريتم گروهي» ميسازد که در هنر پرفورمنس، عنصر مهمي است و در بسياري از پرفورمنسهاي معاصر، اين همصدايي و وحدت فيزيکي بهعنوان راهي براي انتقال مفاهيم بزرگتر (مثل همبستگي، اميد، يا اعتراض) استفاده ميشود.
بازگويي عالمانه براي نسل امروز
همچنين اين آيين معمولاً در فضايي خاص (مساجد، حرمها يا محافل خانوادگي) انجام ميشود که با نور کم، نواي قرآن و مناجات همراه است و اگر از ديدگاه طراحي پرفورمنس نگاه کنيم، تأثيرهاي صوتي و بصري اين آيين کاملاً دراماتيک و احساسي در کنار انبوهي مفاهيم است. در پايان معتقدم هرچند ميتوان مؤلفههاي پرفورمنسي بسيار ديگري را نيز براي آيين «قرآن به سر گرفتن» ذکر و تشريح کرد اما کلام را به همينجا و با تأکيد به اينکه ظرف هنر قابليت تعريف، بازتعريف، ملموس سازي و بازنمايي بسياري از آيينها و باورهاي ايماني ما را به زبان امروز دارد و ما ميتوانيم با بازگويي عالمانه بهخصوص براي نسل جوان کنوني که جنس باورمندي آنها با نسل من و قبليها کمي يا بيشتر متفاوت است و براي ماندگاري اين کهن سنتهاي ارزشمند قدمي برداريم، به اتمام ميرسانم.
کارشناس ارشد پژوهش هنر