استان پروژه‌هاي ناتمام


یاددداشت اول |

■ محمد جواد مکتبی

گلستان بار ديگر در ويترين آمارهاي رسمي درخشيد؛ پنجمين استان کشور در افتتاح و کلنگ‌زني پروژه‌هاي عمراني و اقتصادي. عددها پرطمطراق‌اند: 2 هزار و 71 پروژه، بيش از 30 هزار ميليارد تومان اعتبار، همزمان با دهه فجر. اما پشت اين اعداد، پرسشي جدي و ناگزير وجود دارد: چند درصد از اين پروژه‌ها واقعاً به سرانجام مي‌رسند؟

گلستان سال‌هاست استان پروژه‌هاست؛ پروژه‌هايي که کلنگ مي‌خورند، تابلو مي‌گيرند، عکس يادگاري دارند، اما اغلب در ميانه ي راه رها مي‌شوند. از جاده‌ها و سدها گرفته تا مراکز درماني، گردشگري و صنعتي؛ فهرست پروژه‌هاي نيمه‌تمام آن‌قدر بلند است که مي‌تواند براي گلستان، در کنار رتبه پنجم افتتاح، عنواني ديگر هم به ارمغان بياورد: استان پروژه‌هاي ناتمام. مسئله فقط کمبود اعتبار نيست؛ هرچند آن هم مزمن است. مسئله اصلي، تورم پروژه بدون پيوست کارشناسي، اولويت‌سنجي ضعيف و نگاه نمايشي به توسعه است. پروژه‌ها اغلب نه بر اساس نياز واقعي استان، بلکه بر پايه مناسبت‌هاي تقويمي، فشارهاي سياسي، رقابت‌هاي مديريتي و عطش آمارسازي تعريف مي‌شوند. کلنگ‌زني آسان‌تر از بهره‌برداري است و افتتاح صوري، کم‌هزينه‌تر از پاسخگويي درباره نتايج.

از سوي ديگر، پراکندگي شديد پروژه‌ها منابع محدود را مي‌بلعد. به‌جاي تمرکز بر تکميل چند طرح کليدي و اثرگذار، بودجه‌ها به صدها پروژه خرد و کلان پاشيده مي‌شود؛ نتيجه، پيشرفت‌هاي 10، 20 يا 30 درصدي‌اي است که سال‌ها روي تابلوها مي‌مانند و هيچ‌گاه به خط پايان نمي‌رسند. تغيير مديران، ناپايداري تصميم‌ها، ضعف نظارت و نبود نظام ارزيابي پس از اجرا، اين چرخه معيوب را تکميل مي‌کند. گلستان بيش از آنکه به پروژه جديد نياز داشته باشد، به شجاعت توقف پروژه‌هاي غيرضرور و عزم جدي براي اتمام پروژه‌هاي نيمه‌تمام نيازمند است. توسعه با تعداد کلنگ‌ها سنجيده نمي‌شود، با کيفيت زندگي مردم سنجيده مي‌شود. اگر اين واقعيت پذيرفته نشود، رتبه‌هاي افتخاري امروز، فردا به کارنامه‌اي از طرح‌هاي رهاشده بدل خواهد شد. گلستان مي‌تواند استان پروژه‌ها بماند؛ اما انتخاب با مديران است که اين عنوان، نشانه ي پيشرفت باشد يا نماد فرصت‌هاي از دست‌رفته.