شوراهاي اسلامي، حلقه اتصال مردم و مديريت محلي در مسير توسعه پايدار


یادداشت |

 

 محمود رحيمي

در آستانه انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا، بار ديگر نقش اين نهاد مردمي در ساماندهي زيرساخت‌ها، تقويت شفافيت و تسريع روند توسعه محلي مورد توجه قرار گرفته است؛ نهادي که با رأي مستقيم مردم شکل مي‌گيرد و مي‌تواند با تصميم‌سازي هوشمندانه، چهره شهرها و روستاها را متحول کند.

شوراهاي اسلامي شهر و روستا به عنوان يکي از مهم‌ترين نهادهاي برخاسته از رأي مستقيم مردم، جايگاهي کليدي در ساختار مديريت محلي کشور دارند. اين نهادها اگرچه ماهيتي مشورتي و نظارتي دارند، اما در عمل مي‌توانند با برنامه‌ريزي دقيق، اولويت‌بندي صحيح و تعامل مؤثر با دستگاه‌هاي اجرايي، نقش تعيين‌کننده‌اي در تغيير و تقويت زيرساخت‌هاي شهري و روستايي ايفا کنند.

کارکرد اصلي شوراها، نمايندگي مطالبات عمومي و انتقال صداي شهروندان به بدنه اجرايي است. اعضاي شورا به واسطه انتخاب مستقيم از سوي مردم، از مشروعيتي اجتماعي برخوردارند که آنان را به حلقه اتصال ميان جامعه و مديران اجرايي تبديل مي‌کند.

هر اندازه اين نمايندگي آگاهانه‌تر و مبتني بر تخصص، تجربه و شناخت دقيق از مسائل محلي باشد، فرآيند تصميم‌سازي و تصميم‌گيري نيز واقع‌بينانه‌تر و اثربخش‌تر خواهد بود. توسعه پايدار شهري و روستايي، بدون شناخت ميداني از کمبودها و ظرفيت‌ها امکان‌پذير نيست. شوراهايي که از حضور افراد متخصص، مدير، مدبر و آشنا به مسائل عمراني، اقتصادي و اجتماعي بهره مي‌برند، مي‌توانند اولويت‌هاي توسعه را بر اساس نيازهاي واقعي منطقه تنظيم کنند. از بهسازي معابر و ساماندهي مبلمان شهري گرفته تا تأمين آب آشاميدني، اصلاح شبکه فاضلاب، توسعه فضاهاي سبز و ارتقاي خدمات عمومي، همگي در گرو برنامه‌ريزي منسجم و مبتني بر داده‌هاي دقيق است.

از سوي ديگر، شوراها در حوزه بودجه‌ريزي و تخصيص منابع نيز نقشي حساس دارند. مديريت صحيح منابع محدود و هدايت آن‌ها به سمت پروژه‌هاي اولويت‌دار، مي‌تواند مانع اتلاف سرمايه‌هاي عمومي شود و عدالت نسبي در توزيع خدمات را تقويت کند. شفافيت در تصميمات مالي و نظارت عمومي بر عملکرد شوراها نيز از جمله مؤلفه‌هايي است که مي‌تواند زمينه‌هاي بروز فساد را کاهش داده و اعتماد عمومي را افزايش دهد. انتخابات شوراهاي اسلامي، صرفاً يک رويداد سياسي نيست؛ بلکه فرصتي براي بازتعريف رابطه مردم با مديريت محلي است. مشارکت فعال شهروندان در اين فرآيند، به معناي ايفاي نقش مستقيم در سرنوشت شهر و روستاي خويش است.

حضور آگاهانه مردم، ضمن تقويت مردم‌سالاري محلي، حس تعلق و مسئوليت‌پذيري اجتماعي را افزايش مي‌دهد و مي‌تواند به کاهش شکاف‌هاي بي‌اعتمادي ميان جامعه و مسئولان بيانجامد.

شوراهاي کارآمد با ايجاد بستر گفت‌وگوي مستمر ميان مردم و مديران اجرايي، فرآيند پاسخگويي را تقويت مي‌کنند. آنان مي‌توانند مديران شهري و روستايي را نسبت به مطالبات عمومي حساس‌تر کرده و سازوکارهاي نظارتي را فعال‌تر سازند. در چنين شرايطي، عملکرد شوراها به دليل قرار داشتن در معرض ديد و نقد عمومي، به طور مستمر ارزيابي مي‌شود و همين امر مي‌تواند به ارتقاي کيفيت خدمات و افزايش رضايت‌مندي شهروندان منجر شود.

در نهايت، شوراهاي اسلامي شهر و روستا زماني مي‌توانند به مأموريت اصلي خود دست يابند که ترکيبي از تخصص، تعهد، شفافيت و مشارکت مردمي را در کنار هم داشته باشند. تقويت اين نهاد مردمي و انتخاب آگاهانه نمايندگان محلي، گامي مؤثر در مسير توسعه متوازن، بهبود کيفيت زندگي و شکوفايي اقتصادي و اجتماعي در جوامع شهري و روستايي خواهد بود.

 

فعال رسانهاي