مديريت بدون چشم انداز
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراوانی
استان گلستان، با جغرافياي کم نظير از پتانسيلهاي بسياري براي پيشرفت برخوردار است. با اين حال، وضعيت کنوني اين استان، بهويژه در عرصههاي اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي، نشاندهنده ناکاميهاي متعدد در بهرهبرداري از اين ظرفيتها است. يکي از عوامل اصلي اين عقبماندگيها، بهوضوح در نبود نگاه استراتژيک در مديريت استان نهفته است. مديريتي که بايد در مسير توسعه و پيشرفت گام بردارد، متأسفانه در گلستان بيشتر به صورت مقطعي و واکنشي عمل ميکند تا اصولي و آيندهنگر. مديريتهاي اجرايي در گلستان، به جاي آن که بر ايجاد چشماندازهاي بلندمدت تمرکز کنند، بيشتر به حل مشکلات روزمره پرداختهاند. اين عدم توجه به برنامهريزي بلندمدت و بهويژه فقدان استراتژيهاي جامع براي مديريت منابع طبيعي و انساني، مشکلات زيادي را براي استان به وجود آورده است. به عنوان مثال، گلستان با داشتن جنگلهاي هيرکاني و مراتع وسيع، ميتواند در سطح بينالمللي به عنوان قطب گردشگري و کشاورزي شناخته شود، اما بيبرنامگي در حفاظت از اين منابع، تخريب زيستمحيطي و کاهش منابع آبي را بهدنبال داشته است. اگر از ابتدا يک استراتژي جامع براي حفظ منابع طبيعي و توسعه پايدار در استان تدوين ميشد، شايد امروز شاهد چنين بحرانهايي نبوديم. در حوزه اقتصادي، گلستان به شدت به کشاورزي وابسته است و اين وابستگي بهويژه در سالهاي اخير، تحت تأثير تغييرات اقليمي و کاهش منابع آبي قرار گرفته است. اگرچه استان پتانسيلهاي زيادي در صنايع تبديلي، گردشگري و فناوريهاي نوين دارد، اما مديريتهاي اجرايي نتوانستهاند از اين ظرفيتها بهرهبرداري کنند. نبود برنامهريزي استراتژيک در توسعه اين بخشها باعث شده است که استان در دايرهاي بسته از توليدات کشاورزي محدود باقي بماند، در حالي که ميتوانست با حمايت از صنايع نوين، اشتغالزايي و رشد اقتصادي را ارتقا دهد.
نقد اساسي ديگر بر مديريت استان، عدم هماهنگي و همافزايي ميان دستگاهها و نهادهاي مختلف است. مديران استاني گاهي در اولويتبندي مسائل مختلف استان، درگير سياستهاي داخلي و مصالح شخصي ميشوند و توجهي به ايجاد تعامل مؤثر با بخشهاي خصوصي و عمومي ندارند. به عنوان مثال، بسياري از پروژههاي عمراني و اقتصادي استان به دليل عدم همکاري ميان نهادهاي مختلف يا سياستگذاريهاي متناقض، به نتيجه نرسيدهاند. اين بيبرنامگي و ناکامي در هماهنگي، عملاً استان را از تحقق اهداف توسعهاي خود بازداشته است. گلستان نيازمند يک مديريت تحولگرا است که بتواند با نگاه استراتژيک و آيندهنگر، تمامي ظرفيتهاي استان را به درستي شناسايي و از آنها بهرهبرداري کند. اين مديريت بايد در کنار تصميمگيريهاي کوتاهمدت، به چشماندازهاي بلندمدت و برنامههاي پايدار توجه داشته باشد. مديراني که بتوانند در دنياي پيچيده امروز، با ديد باز و تصميمات علمي، گلستان را به جايگاه واقعي اش برسانند. رهبري استراتژيک در گلستان تنها زماني ميتواند موفق باشد که مديران استاني از محدوديتهاي کنوني فراتر رفته و با استفاده از ابزارهاي نوين مديريتي و تصميمسازي، رويکردهايي مبتني بر توسعه پايدار و تحولآفريني را پيش ببرند. براي اين منظور، لازم است که به جاي تمرکز صرف بر مسائل روزمره و برخوردهاي مقطعي، در راستاي بهبود زيرساختها، ارتقاي فناوريهاي نوين، تقويت بخش خصوصي و ارتقاي سطح آموزش و مهارتهاي نيروي انساني برنامهريزي شود. بدون توجه به اين مسايل، گلستان در مسيري پر از چالشهاي اقتصادي، اجتماعي و زيستمحيطي باقي خواهد ماند.