گراني نان؛ فشار تازه بر سفره‌هاي خالي گلستان ...


یادداشت |

 

علي کيان

 

 

 

 

افزايش رسمي قيمت نان در حالي در نانوايي‌هاي گنبدکاووس و ديگر نقاط استان گلستان اعمال شده که نان براي بخش قابل توجهي از خانوارهاي اين استان نه يک کالاي مصرفي عادي، بلکه اصلي‌ترين و گاه تنها منبع تأمين غذاي روزانه محسوب مي‌شود. خلوت شدن بي‌سابقه نانوايي‌ها در نخستين ساعات اجراي قيمت‌هاي جديد، نشانه‌اي روشن از نگراني مردم و کاهش قدرت خريد اقشار ضعيف است؛ اقشاري که هر افزايش قيمتي در حوزه نان، مستقيماً معيشت و امنيت غذايي آنان را هدف قرار مي‌دهد. گراني رسمي نان پس از روزها گمانه‌زني، شايعه و تکذيب‌هاي مکرر مسئولان، سرانجام به واقعيت پيوست. نرخ جديد نان بر روي دستگاه‌هاي کارتخوان نانوايي‌ها اعمال شده و قيمت نان دولتي به 6500 تومان رسيده است. شايد در نگاه برخي تصميم‌گيران، اين افزايش قيمت تنها يک اصلاح نرخ يا جبران بخشي از هزينه‌هاي توليد تلقي شود، اما براي هزاران خانواده کم‌درآمد در استان گلستان، اين تصميم معنايي فراتر از يک تغيير عددي دارد؛ زيرا مستقيماً بر سفره مردم اثر مي‌گذارد. گلستان از جمله استان‌هايي است که بخش قابل توجهي از جمعيت آن در دهک‌هاي پايين درآمدي قرار دارند. در بسياري از روستاها، مناطق حاشيه‌نشين و حتي محلات کم‌برخوردار شهري، نان همچنان قوت غالب مردم است. بسياري از خانواده‌ها به دليل افزايش مداوم قيمت برنج، گوشت، مرغ، لبنيات و حتي حبوبات، ناچار شده‌اند سهم بيشتري از نياز غذايي خود را از طريق نان تأمين کنند. در چنين شرايطي، هرگونه افزايش قيمت نان، عملاً فشار مضاعفي بر زندگي روزمره اين خانوارها وارد مي‌کند. نکته قابل تأمل آن است که در سال‌هاي اخير تقريباً تمامي کالاهاي اساسي با رشد قيمت مواجه شده‌اند، اما درآمد و دستمزد بخش بزرگي از جامعه متناسب با اين افزايش‌ها رشد نکرده است. نتيجه اين شکاف، کوچک‌تر شدن سفره مردم و کاهش مستمر قدرت خريد آنان بوده است. اکنون که نان نيز به جمع کالاهاي گران‌شده پيوسته، نگراني‌ها درباره تشديد ناامني غذايي در ميان اقشار آسيب‌پذير بيش از گذشته افزايش يافته است. خلوت شدن کم‌سابقه نانوايي‌ها در نخستين روزهاي اجراي قيمت‌هاي جديد، صرفاً يک اتفاق مقطعي نيست؛ بلکه مي‌تواند نشانه‌اي از شوک رواني وارد شده به جامعه باشد. مردمي که طي ماه‌هاي گذشته بارها با افزايش قيمت کالاهاي مختلف مواجه شده‌اند، اکنون شاهد گران شدن مهم‌ترين کالاي سبد غذايي خود هستند. اين وضعيت مي‌تواند الگوي مصرف خانوارها را تغيير دهد و حتي برخي خانواده‌ها را به سمت کاهش مصرف نان، حذف برخي وعده‌هاي غذايي يا جايگزيني غذاهاي کم‌ارزش‌تر سوق دهد. البته نمي‌توان مشکلات نانوايان را نيز ناديده گرفت. افزايش هزينه‌هاي توليد، دستمزد کارگران، هزينه انرژي، اجاره‌بها و ساير مخارج، فشار سنگيني بر واحدهاي نانوايي وارد کرده است. بسياري از نانوايان معتقدند که ادامه فعاليت با نرخ‌هاي قبلي براي آنان صرفه اقتصادي نداشته است. اما پرسش اساسي اينجاست که چرا همواره ساده‌ترين راهکار، انتقال هزينه‌ها به مصرف‌کننده نهايي است؟ چرا سياست‌هاي حمايتي و جبراني به گونه‌اي طراحي نمي‌شود که هم توليدکننده متضرر نشود و هم مصرف‌کننده زير بار فشارهاي معيشتي خرد نشود؟

مسئله مهم ديگر، نحوه اطلاع‌رساني و مديريت افکار عمومي در موضوع گراني نان است. طي روزهاي گذشته اخبار متناقض و تکذيب‌هاي متعدد از سوي برخي مسئولان منتشر شد و در نهايت افزايش قيمت به صورت رسمي اجرايي شد. اين روند نه‌تنها به اعتماد عمومي آسيب مي‌زند، بلکه احساس بي‌اطميناني و نگراني را در جامعه افزايش مي‌دهد. مردم انتظار دارند در موضوعاتي که مستقيماً با زندگي روزمره آنان مرتبط است، شفافيت، صداقت و اطلاع‌رساني دقيق در اولويت قرار گيرد. امروز مسئله نان در گلستان تنها يک موضوع اقتصادي نيست؛ بلکه يک مسئله اجتماعي و حتي امنيت غذايي است. استاني که بخش قابل توجهي از مردم آن براي تأمين حداقل‌هاي زندگي با دشواري مواجه‌اند، بيش از هر زمان ديگري نيازمند سياست‌هاي حمايتي هدفمند است. اگر افزايش قيمت‌ها اجتناب‌ناپذير است، بايد همزمان سازوکارهاي مؤثر براي حمايت از اقشار ضعيف، افزايش قدرت خريد خانوارها و جلوگيري از تعميق شکاف‌هاي معيشتي نيز پيش‌بيني شود. نان در فرهنگ و زندگي مردم ايران همواره نماد برکت و حداقل معاش بوده است. هنگامي که حتي دسترسي به اين کالاي پايه نيز براي بخشي از جامعه دشوارتر مي‌شود، زنگ خطري جدي براي سياست‌گذاران به صدا در مي‌آيد؛ زنگ خطري که پيام آن روشن است: سفره مردم بيش از اين تاب کوچک‌تر شدن ندارد.

 

فعال رسانهاي