به بلنداي تاريخ ايران زمين


یادداشت |

دکتر محمدرضا ناري ابيانه

 

هيرکانيا، هيرکان، هيرکاني، وهرکان، ورکان، ورکانه، جرجان يا گرگان اسامي ايالت تاريخي گرگان است. نام گرگان در کتاب ونديداد (وديودات يا مجموعه قوانين زرتشت، يکي از مجلدات ششگانه ي اوستاي باستان، شامل 22فرگرد) چنين آمده است:

فرگرد 1 بند 12- «نهمين کشور با نزهت [مقدس] که من اهورامزدا آفريدم خننتي [خننته، کننته يا خنان] Khnenta [Xenenta] است که اقوام هيرکاني [وهرکاني] ( يا گرگان [گرگها]) در آن سکونت دارند، اهريمن پرمرگ بر ضد آن گناه بي توبه پديد آورد.«

الانسکي» در کتاب «مقدمه فقه اللغه ايراني» با استفاده از متن‌هاي کتاب «ونديداد اوستا» اشاره کرده است که اين ناحيه به نام هئينت و مسکن گورگانيان بود که آشکارا بايد همان ايالت تاريخي گرگان باشد. «دار مستتر» نويسنده، پژوهشگر و باستانشناس فرانسوي نقل کرده «خنته» که اقوام هيرکاني در آنجا سکونت دارند و اين بر اثر توجه به ترجمه ي پهلوي است که در خنان، مردم گرگان يا هيرکاني؛ خان و مان دارند.  دارمستتر باتوجه به توضيح ترجمه ي پهلوي آن را با رودي در هيرکانيا و گرگان يکي مي‌داند در همان بند فرگرد نخست اشاره شده که اقوام وهرکاني (هيرکاني گرگاني) در سرزمين «خننته» سکونت دارند و يا اينکه وهرکان پايتخت خنئته است، نيبرگ، وهرکانه را با استرآباد امروزي برابر مي‌داند و هر که  vehrka در اوستا اسم مذکر است به معني گرگ. وهرگانه در ساخت، صفت است به گمان بسيار از اسم ياد شده. در گزارش پهلوي گرگان، جرجان نيز عربي شده آن است.  کانگا، ترکيب و هر کانو - شينته Vohrband sayania، نشيمن‌گاه هيرکانياني و بارتولمه نيز اين ترکيب را مسکن و جايگاه اقوام هيرکاني دانسته است که البته «کانگا» آن را پايتخت «خننته» دانسته است. افزون بر آن «بارتولمه»، باور دارد که «هيرکانيا» يک واژه سره ي آريايي است، اصل هيرکانيا از «وهرک يا ورک» اوستايي از ريشه Varka به معني دزدي کردن، ربودن و دستبرد زدن است که با اضافه شدن پسوند اسم‌ساز به ريشه Varka به معني گرگ به دست مي‌آيد.

افزون بر آن واژه گرگان که در کتاب‌هاي زردتشتي عصر ساساني با نام «وهر کانا  وهر کانه) از ورک Varka به معني گرگ آمده است و اين نتيجه تحول حرف‌ها و يا در نتيجه روان‌سازي تلفظ واکه‌ها در دوره ساساني است در اين دوره حرف و V اوستايي تبديل به واکه با حرف «گ » مي‌شود اين روند تحول و روان‌سازي واکه‌ها و حرف‌ها در واژگاني ديگر مانند ويشتاسپ که تبديل به گشتاسپ و يا ويناه تبديل به گناه و يا وير ختن تبديل به گريختن مي‌شود، را مي‌بينيم. از اين رو طبيعي است که «وهرک اوستايي» تبديل به «گرگ و وهرکان» تبديل به گرگان بشود. نويسنده کتاب «فرهنگ پهلوي» هم باور دارد که «ورکانه» و يا «ورکان اوستايي» در متون پهلوي به صورت «اور ککان» و «گورکان» و «گولکان» معمول بود و در فارسي امروز به صورت «گرگان» تغيير شکل و تکامل‌يافته است.

بررسي دقيق تر اين متن تاريخي نشان مي دهد که نخستين فصل ونديداد مربوط است به مهاجرت آرياها از ميهن اصلي شان آرياويج و پيمودن شانزده شهر يا استان خاوري ايران مانند سُغد، مرو، بلخ، نسايه، هرات، کابل، هورغانج، گرگان، رخج، هلمند، ري، چخرم، گيلان، ديلم، پنجاب ورنگا؛ انگيزه اين مهاجرت را بند چهارم از اين فصل، پيش آمد دوره آخرين يخ بندان زمين مي داند که به تدريج هواي خوب آرياويج تبديل به هواي سردو يخ بندان شده چنانکه ده ماه در سال زمين از يخ و برف پوشيده شده بود و بيش از دو ماه سال هوا ملايم نبود. همچنين اين فصل از ونديداد ما را متوجه باورهاي ديني آن مردم و گردآورندگان تاريخ ياد شده مي سازد که مربوط به زمان هاي بسيار پيش از زرتشت مي شود.

ونديداد داراي دانش ارزشمندي است که نشان مي دهد در زماني که اقوام ديگر جهان بصورت بدوي زندگي مي کرده اند و براي به دست آوردن غذا و جاي زندگي به يکديگر يورش آورده و کشتارهاي خونين انجام مي شده است، چگونه نياکان ما به دنبال قانون گذاري در بخش هاي گوناگون بهداشتي، درماني، اجتماعي و ... بوده اند. اهميت اين کتاب نه به لحاظ ديني بلکه به لحاظ تاريخ نگارش آن است. قدمت ماقبل تاريخي اين کتاب، حکايت از تاريخ کهن ايران و ايالت تاريخي گرگان دارد. كهن‌ترين نسخه خطي «ونديداد» كه در مركز اسناد و كتابخانه مركزي دانشگاه تهران نگهداري مي‌شود، به سال 976 يزدگردي برابر با 1036هجري قمري در يزد نوشته شده است. بر پايه‌ آگاهي كميته ملي «حافظه جهاني ايران»، دستنويس خطي ونديداد به شماره‌ 11263 وابسته‌ به مجموعه‌ دست‌نويس‌هاي خطي كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران در دفتر ثبت حافظه جهاني ايران به ثبت رسيد. اين دستنويس داراي متن کامل ونديداد و متن کامل ويسپرد و بخش اصلي يسناست. حاشيه‌ دستنويس نيز به زند نوشته شده است. هم‌اكنون دستنويس‌هاي بسياري از اوستا در کتابخانه‌هاي گوناگون جهان نگهداري مي‌شود. دستنويس ونديداد از آن رو كه ‌كاتب آن شناخته شده است، از دستبردهاي زمان به‌دور مانده و از ارزش بسياري برخوردار است. روشن بودن شناسنامه‌ كتاب و اين‌كه از زمان نگارش ‌تا‌كنون در خانواده‌اي از موبدان نگهداري شده است، نه تنها اصيل بودن دستنويس ونديداد را نشان مي‌دهد بلكه بر ارزش آن مي‌افزايد. اين دستنويس به سه خط دين دبيره‌(اوستايي)، پهلوي و فارسي نوشته شده است.

طرح و بحث پيرامون جايگاه گرگان در تاريخ اين مرزوبوم و بررسي اسناد و مدارک تاريخي و باستاني، نشان از نقش مهم استان گلستان در شکل گيري هويت اجتماعي ايران زمين داشته و دارد. غناي تاريخي اين استان مي تواند در مصاف با هويت سازي هاي کاذب فرهنگ هاي مهاجم، درونمايه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي مورد نياز براي توسعه همه جانبه را فراهم کند. متاسفانه غفلت مسئولان استاني از داشته هاي غيرقابل انکار تاريخي استان گلستان تاکنون موجب شده است که در چانه زني هاي مديريتي کلان کشور جايگاه هويتي و گفتمان اجتماعي و توسعه مادي و معنوي متناسب با آن رعايت نشود. شايسته اين استان نيست که از نظر رتبه توسعه يافتگي در زمره آخرين استان هاي کشور باشد در حالي که رتبه غناي تاريخي آن در کشور کم نظير است. رسالت مهم تاريخي و اجتماعي نخبگان و فرهيختگان استان است که با درک صحيح از موقعيت تاريخي خود نسبت به ساخت و ساز گفتمان اجتماعي معطوف به توسعه و گسترش آن در سطوح محلي، ملي و جهاني اقدام کنند.

 

پژوهشگر