دورهمي گرگاني ها
تیتر اول |
مهران موذني- اگرچه که استان گلستان در برخي شاخصهاي رفاهي حرف چنداني براي گفتن ندارد، اما سرشار از گنجينهها، منابع و جاذبههاي طبيعي و تاريخي است. ديوار گرگان، پارک ملي گلستان، بافت تاريخي گرگان و بسياري ديگر از اين گنجينهها سبب شدهاند تا گلستان به مانند نگيني بر تاج ايران بدرخشد. پنجشنبه، 21 خرداد 1405 همايشي توسط هيئت امناي گروه دوستداران تاريخ و فرهنگ کهن ايران زمين و حاميان ثبت جهاني ديوار تاريخي گرگان به ميزباني ادارهکل حفاظت از محيط زيست استان گلستان برگزار شد. در اين همايش سهساعته که با حضور شماري از متخصصان، نامآوران و مسئولين شهري و استاني برگزار شد، برخي از جاذبههاي استان گلستان معرفي شدند.
ديوار گرگان
حميد عمراني رکاوندي، معاون ميراثفرهنگي ادارهکل ميراثفرهنگي، گردشگري و صنايعدستي گلستان در اين همايش به معرفي ديوار گرگان پرداخت و گفت: ديوار بزرگ گرگان با قدمت حدود 1700 سال، در دوره ساساني ساخته شده است. امپراتوري ساساني در کنار امپراتوري روم و چين، يکي از بزرگترين امپراتوريهاي جهان باستان بوده و سالها با اين دو امپراتوري روابط تجاري و سياسي داشته است. اما درباره ديوار گرگان بايد بگويم که اولين بار در سال 1313 نقشهبرداري از ديوار توسط يک تيم آمريکايي که براي عکسبرداري هوايي به ايران آمده بودند، انجام شد. اولين نقشههاي مسير ديوار گرگان هم توسط همين تيم آمريکايي رسم شده است. اولين کاوشهاي باستانشناسي توسط مرحوم آقاي محمديوسف کياني در دهه 50 انجام شد و نتايج آن در مجله اثر چاپ شد. اين اولين نظريه باستانشناسي درباره ديوار بزرگ گرگان بود و معياري براي کاوشهاي آينده شد. به مرور زمان، با ثبت ديوار بزرگ گرگان در سال 1378، مستندسازي ديوار از غرب به شرق شروع شد و کل مسير ديوار گرگان نقشهبرداري شد و تمام بناها، کانالهاي باستاني، کورههاي آجرپزي و کانالهاي آبرساني شناسايي و مستندسازي شد و نتايج آن به چاپ رسيد که هماکنون در پايگاه ديوار گرگان موجود است. عناصر اصلي ساخت ديوار گرگان آب و خاک بودند. نقش کانالها در ساخت ديوار بسيار مهم بوده. چرا که اگر آب نبود، ساخت ديوار امکانپذير نميشد. اين نشاندهندهي دانش ساسانيان در مديريت آب در آن زمان است. در طول مسير ديوار، بيش از 36 قلعه، 5 برج نگهباني و بيش از 5 کانال آبرساني و سد گرگز وجود دارد. اينها همه از دوره ساساني باقي ماندهاند که موجب ارزش بيشتر اين بنا ميشوند. لازم به ذکر است که سد گرگز در سال 1378 شناسايي شد و اکنون به عنوان يک جاذبهي گردشگري مورد بازديد علاقهمندان قرار ميگيرد. بيش از 5 کانال آبرساني در مسير وجود دارد که عمق آنها بين 3 تا 5 متر و طول آنها بين 3 تا 7 کيلومتر است. همچنين بيش از 25 قلعهشهر در مسير ديوار هست که محل استقرار فرماندهان منطقه بوده است. در طول مسير، قلعههايي که داريم اتاقهاي سربازها بودند. تعداد اين قلعهها به عدد 36 ميرسد. يکي از اين قلعهها، قلعه شماره 2 در روستاي کسر پيشکمر است که حفاري شده و نقشهي ژئوفيزيک آن تهيه شده است.
در اين قلعه خمرههاي بزرگي براي نگهداري مواد غذايي کشف شده است. برآورد ميشود که در اين 36 قلعه بيش از 30 هزار سرباز مستقر بودند. يافتههاي باستانشناسي ما به دليل کاوشهاي محدود، کم است و بيشتر شامل سفالها، سکهها و ابزارهاي فلزي است. اميدواريم با کاوشهاي گستردهتر در آينده، يافتههاي بيشتري به دست آوريم. ما بايد ديوار گرگان را با ديوار چين و ديوار هادريان مقايسه کنيم. ديوار گرگان کاملاً با آجر ساخته شده. در حالي که ديوار چين ترکيبي از سنگ و آجر است. همچنين ديوار هادريان در انگلستان واقع شده که با سنگ ساخته شده است. اقداماتي که براي معرفي ديوار گرگان انجام شده شامل نقشهبرداري، مستندسازي و آمادهسازي پرونده ثبت جهاني است. ما مسير ديوار را ساماندهي کرديم تا براي بازديد گردشگران آماده شود. کارهاي پژوهشي و کتابهاي متعددي درباره ديوار گرگان چاپ شده است که به معرفي اين اثر کمک ميکنند. همچنين برخي کتابهاي چاپ شده در اين باره در سطح ملي برنده جوايزي شدهاند.
بافت تاريخي گرگان
فروزان زيادلو سخنران بعدي اين نشست بود که بازسازي بافت تاريخي گرگان را زير ذرهبين برد و عنوان کرد: من امروز قصد دارم به بازآفريني بافت تاريخي گرگان بپردازم. البته لازم ميدانم پيش از آن، به بيان مشخصات بافت تاريخي گرگان آشنا بپردازم تا در نهايت عنوان کنم بازسازي بافت گرگان به کمک چه سازوکارهاي استراتژيک، مالي و اجرايياي قابل انجام است. بافت تاريخي استرآباد قديم، مادر شهر گرگان به حساب ميآيد که در سال1310 به عنوان بافت تاريخي شناخته شد. اين بافت 156 هکتار مساحت دارد و از 3 محله اصلي و چند محله فرعي تشکيل شده است. به بياني ديگر، شبکهاي از محلات است. اين ويژگي فقط در بافت تاريخي اردکان ديده ميشود. اين بافت داراي سبک تاريخي متمرکزِ به جا مانده از زمان قاجاريه است. جا دارد روي کلمه «متمرکز» تاکيد کنم. از لحاظ معماري و فضاآفريني شهري يا همان شهرسازي، ما در استرآباد با يک بافت متمرکز روبهرو هستيم. بافت تاريخي گرگان داراي قابليت جمعيتپذيري است. ملاحظه ميکنيد که در بعضي از محلاتي که اين بافت رو تشکيل ميدهند، مثل سرچشمه، دربنو، نعلبندان، ميدان، ميخچهگران، شاهزاده قاسم، ملل و شيرکش امکان اسکان 29 هزار نفر وجود دارد که اگر ساير محلات را به آن اضافه کنيم، اين قابليت بيشتر هم خواهد شد. اما اين موضوع چه اهميتي دارد؟ در صورتي که بخواهيم يک فضاي شهري را گسترش دهيم تا خدمات شهري و واحدهاي مسکوني را در آن مستقر کنيم، نياز به سرمايهگذاري سنگين داريم. در حالي که اين بافت، خدمات شهري و زيرساختهاي شهري را داراست. بنابراين، اسکان جمعيت در اين فضا به معناي صرفهجويي است. همچنين اين بافت در مرکز شهر گرگان واقع شده و به شبکههاي مواصلاتي دسترسي دارد. اين موضوع اهميت اين بافت را بيشتر ميکند. به همين دليل است که بايد بازسازي بافت تاريخي را براي اسکان جمعيت آتي مورد توجه قرار دهيم. ما بايد ضمن بازسازي اين بافت، سبک معماري و کالبد آن را حفظ کنيم. اما مقتضيات زندگي امروزي و مسائل اقتصادي حکم ميکنند که برخي تغييرات را در اين سامانه ايجاد کنيم. اين تغييرات شامل مواردي از جمله تعريض معابر، احداث زيرساختهاي جديد، ايجاد فضا براي تردد بيشتر اتومبيل و... ميشود. اکنون بايد بپرسيم که چگونه ميشود اين دو پديده متناقض را با يکديگر آشتي داد؟ برخي از راهکارها عبارتند از: حفظ ساختارهاي قديمي تا حد امکان، تداوم سکونت ساکنان باسابقه و بومي، کنترل و هدايت نوسازيها و پرهيز از احداث مجتمعهاي بزرگ، مديريت تردد سواره و پياده (ارائه استراتژي تامين پارکينگ در تمام نقاط بافت و تعريض گذرگاهها فقط در موارد خاص)، ارتقاي کيفيت حمل و نقل عمومي و حضور تاکسيها در عرصههاي عمومي، پرهيز از استقرار خدمات سطح شهر و ادارات در بافت - برخلاف وضعيت امروز که بعضي از خدمات سطح شهر در بافت تاريخي گرگان جا خوش کردهاند - مديريت اجراي مراسم و جمعهبازار در عرصههاي عمومي و در نهايت، جذب سرمايهگذاري بخش خصوصي در اجراي پروژههاي سرمايهگذاري. همچنين برخي از پروژههاي سرمايهگذاري که ميتوانند به بافت جذابيت و سرزندگي بدهند عبارتند از: پروژههاي گردشگري، تبديل بعضي از بناهاي مسکوني به فضاهاي اقامتي، کافهها و رستورانهاي سنتي و ارائه غذاهاي محلي مانند خورشت ساک، خورشت ماشپتي، کوکوي اسفناج، شيرينيهاي سنتي مانند حلواي اوماج، نان کلمبه، نان شيرمال و... در آنها. اين موارد براي گردشگراني که به دنبال تجربيات تازه و بديع هستند، جذابيت دارد. گردشگراني که به اين مناطق ميآيند، ميخواهند با رسوم، گويش، پوشش و به طور کلي فرهنگ محلي ما آشنا شوند. در نتيجه بايد چنين فضايي را ايجاد کنيم. همچنين بايد به فروشگاههاي صنايع دستي و سوغات محلي و فستيوالهاي آييني و محلي نيز توجه داشته باشيم. اما سازوکار اجرايي لازم براي اين کار چيست؟ اين امر در تمام بافتهاي فرسوده ايران با تاسيس شرکت بازآفريني شهري ايران زير نظر وزارت مسکن و شهرسازي و توجه شهرداريهاي بعضي از شهرهاي بزرگ مثل تهران، اصفهان، شيراز در دستور کار قرار گرفت. اما مدل مالي اين شهرها براي بازسازي بافتهاي فرسوده چه بود؟ در اين شهرها با ايجاد دفاتر خدمات شهري و محلاتي، اهالي اين مناطق را براي تجميع منازل کوچک و قطعات کوچک زمين ترغيب کردند تا يک فضاي وسيعتر به وجود آيد که موجب جذب سرمايهگذار شود. همچنين ارائه وامهاي کمبهره نيز يکي ديگر از راهکارهايي بود که انديشيده شد.
دالان سبز گرگان
هوشنگ اميرلطيفي، به عنوان يکي ديگر از سخنرانان اين همايش، به دالان سبز گرگان در وروديهاي شرقي و غربي اين شهر پرداخت و گفت: محور اصلي صحبت من، کاشت درختان چنار در وروديهاي شرقي و غربي گرگان در دهه 40 است. با اينکه طرح کاشت اين درختان به وسيله تيمسار مزين ارائه شد، ولي عملاً کار کاشت توسط من انجام شد. اين ماموريتي بود که توسط سرجنگلداري گرگان و گنبد به من سپرده شده بود. من عمليات کاشت درختان را بر اساس طراحي فني و مهندسياي که در اختيار داشتم آغاز کردم. به طوري که تسطيح، رگلاژ، پياده کردن طرح، نقطهگذاري، کندن چالهها و رعايت فواصل درختان را بر همين اساس پيش بردم. تمامي درختان از هر پهلو 3 متر فاصله دارند. درختاني که کاشته شدند، چنار يا همان پلاتانوس اورينتاليس و کاج تهران يا همان پينوس الداريکا هستند. در ابتداي کار، چالههايي براي اين درختان به مساحت و عمق يک متر در نظر گرفته شد. همچنين پيش از شروع کار کاشت، خاک زراعي مناسب و کود پوسيده حيواني نيز تهيه شد. در واقع اين درختان روي پر قو خوابيدهاند. جلوگيري از حرکت ريزگردها، تلطيف هوا، توليد اکسيژن، جذب مونوکسيد کربن از جمله مزاياي اين درختان است. مونوکسيد کربن از گازهاي سمي و خطرناک است. بر اساس تحقيقاتي دانشمندان، هر يک هکتار جنگل پهنبرگ مثل چنار، افرا، توسکا، بلوط، پهنبرگ، در سال 12800 تن اکسيژن توليد ميکند و دوبرابر همين مقدار، يعني 25600 تن مونوکسيد کربن را جذب ميکند. حالا شما در نظر بگيريد بنده 5250 اصله درخت در اين مسير کاشتم که شامل 15 کيلومتر در شرق و 15 کيلومتر در غرب گرگان ميشود. تصور کنيد که اين درختان چه مقدار اکسيژن توليد و چه مقدار مونوکسيد کربن را جذب ميکند. همچنين در برگريزان پاييز که برگهاي اين درختان ميريزد، يک ضربهگير ايجاد ميشود. در نتيجه باران مستقيما با خاک تماس برقرار نميکند و از فرسايش خاک جلوگيري ميشود. به اين موضوع هم اشاره کنم که برگ چنار کود بسيار خوبي نيز به حساب ميآيد. اين درختان جنبه توريستي نيز دارند و نظر مسافراني که از شرق يا غرب وارد گرگان ميشوند را جذب ميکنند. به طوري که همواره تعداد زيادي از مسافران در حال استفاده از سايه اين درختان هستند. کمتر شهري در سرتاسر ايران از چنين محيطي برخوردار است. يکي ديگر از مزاياي اين درختان نيز ايجاد کسب و کار براي برخي فروشندگان است که بساطشان را در کنار اين درختان پهن ميکنند. من به شخصه بارها از اين فروشندگان خواستم که به درختان ميخ نزنند و تنها به طناب و ريسمان کفايت کنند.
محيط زيست گلستان
سيد مجتبي حسيني، معاون ادارهکل حفاظت از محيط زيست گلستان به لزوم نگهباني از محيط زيست استان و بيان بخشي از عملکردهاي اين سازمان پرداخت و عنوان کرد: خداوند متعال چنان پازل طبيعت گرگان را به خوبي چيده که به عنوان يک زيستبوم، شامل همهچيز ميشود. ما به عنوان نمايندگان شما در سازمان حفاظت محيط زيست، در جهت حفاظت از اين زيستبوم نميتوانيم سکوت يا کوتاهي کرده و به راحتي از کنار برخي از مسائل چالشآفرين عبور کنيم. چرا که شرمنده نسلهاي آينده خواهيم بود. اگر يک تصوير هوايي از شهرستان گرگان را ببينيد، شهرستان گرگان را به عنوان يک موجود زنده مشاهده خواهيد کرد که داراي شريانهاي حياتي است. يعني اين شهر در شرق، مرکز و غرب داراي مسيرها و رودخانههايي است که مانند رگ، خون تازه را به بدن شهر ميرسانند. اگر کليت اين زيستبوم را ناديده بگيريم، در آينده دچار چالشهاي زيادي خواهيم شد. ما به تازگي با بلندمرتبهسازي مخالفت کرديم که هجمههاي زيادي را عليهمان به بار آورد. ما وظيفه داريم با اين امر غيرکارشناسيشده که ممکن است حيات زيستمندان و فرزندانمان را دچار چالش کند، مخالفت کنيم و مانع اجراي آن شويم. مجموع افرادي که در سازمان محيط زيست گلستان از کل 185 هزار هکتار مساحت استان گلستان محافظت ميکنند، 250 يا 260 نفر است که نيمي از آن را محيطبانان تشکيل ميدهند. لازم به ذکر است که پارک ملي گلستان اولين منطقه حفاظتشده ايران است. اين پارک در سال 1336 به عنوان منطقه حفاظتشده و پارک حيات وحش ثبت شد. همچنين در سال 1352 نيز به عنوان پارک ملي به ثبت رسيد و تاکنون تحت حفاظت است. گفتني است که در دوره سوم مديريتي دکتر مهاجر، در سالهاي 1392 و 1393 از استان همجوار تلاش کردند تا آب شيرين ما را ببرند. به گواه بسياري از کارشناسان مثل دکتر اسدي، سازمان حفاظت از محيط زيست تنها دستگاهي بود که در مقابل زيادهخواهي آنها ايستاد. يکي ديگر از اقدامات ما که با همکاري دستگاههايي مثل جهاد کشاورزي و منابع طبيعي انجام شد، ثبت 7400 هکتار از جنگلهاي بکر هيرکاني در دهنه زرينگل به عنوان منطقه حفاظتشده است. همچنين فرزندان شما در گرگان، گلستان، با هم در دوره سوم مديريتي آقاي دکتر مهاجر سال 92-93 در سرحدات مرزهاي ما اومدن از استان همجوار چشمههاي آب شيرين ما رو ببرن، که ما باز در اونجا تنها دستگاهي که، کارشناسايي که جناب آقاي اسدي ميتونن شهادت بدن، مقابل زيادهخواهي همه اينها ايستادن، باز فرزندان شما در محيط زيست بودن. که باز با هوشمندي، 7400 هکتار از جنگلهاي بکر هيرکاني رو در دهنه زرينگل تحت عنوان منطقه حفاظت شده، همه، البته اينجا همه دستگاهها همکاري کردن، مديريت وقت، جهاد کشاورزي، منابع طبيعي و و و... و اين رو هم تقريباً يک ماه پيش با پيگيريهايي که شد، آقاي حسنزاده، کل محيطبانها و ديگر همکاران، اون هم با 7400 هکتار به عنوان منطقه حفاظت شده زرينگل مصوب شد که اون هم باز به مناطق ما اضافه شد. همچنين در سازمان حفاظت از محيط زيست با تمام سختيها و کمبود اعتبار، يک بانک ژني تاسيس کرديم. گفتني است که در 4 سال گذشته رتبه برتر بانک ژن و موزه تنوع زيستي کشور را در رقابت با استانهايي مثل اصفهان، تهران، کرمان و... به دست آوردهايم. قصد من بيان اين موضوع است که فرزندان شما در سازمان حفاظت از محيط زيست وظايفشان را تا حد توان انجام ميدهند و در برابر زيادهخواهيها ميايستند تا موجب توسعه استان شوند. توسعهاي که نيازهاي نسل کنوني را برطرف سازد و نيمنگاهي نيز به نيازهاي نسلهاي بعدي داشته باشد. در پايان سخن مدد ميجويم از ملکالشعراي بهار که ميگويد: ما همه فرزندان ايرانيم/ مادر خويش را نگهبانيم/ ملک ايران يکي گلستانست/ ما گل سرخ اين گلستانيم. لازم به ذکر است که در پايان اين همايش، از جمعي از فعالان و نامآوران گلستان در زمينههاي فرهنگي، ورزشي، هنري و علمي تجليل به عمل آمد.