بي ستوني در بيستون
یادداشت |
دکتر محمدرضا ناري ابيانه
نام وَرَکانه (وَرَکانا، وَرَکان، وَهرکانه، وَهرکان) در کتيبه بيستون آمده است. در ميان کتيبه هاي موجود از عهد هخامنشيان که در پاسارگاد، بيستون، شوش، وان و تخت جمشيد کشف شده و ترجمه گرديده اند تنها در کتيبه بيستون متعلق به داريوش اول شاهنشاه بزرگ سلسله ي مزبور به نام ورکان يا ورکانه بر مي خوريم که مربوط به کشمکش و نزاع في مابين برخي از شورشيان آن خطه همراه با اهالي ناحيه پارت است که به وسيله ويشتاسپ پدر داريوش که در اين خطه حکمران بوده است، سرکوب مي گردد:
ستون دوم، بند 16- داريوش شاه گويد:«پرثو» [Parthava] و «ورکان» [Varakana] نافرماني کردند، آنها پادشاه خود را فرورتي[ش] مي دانستند و بر پدرم «وشتاسپ» [Vishtaspa] که در پرثو بود شورش کردند. وشتاسپ با سپاهش در نزديکي شهري به نام «ويشپ اوزاتي» [Vishpa-uzati] با پارتي ها جنگ کرد و به لطف و عنايت اهورامزدا سپاه وشتاسپ در روز 24 ماه وي يخن شکست سنگيني بر سپاه شورشيان وارد کرد.
ستون سوم، بند 1- داريوش شاه گويد: من سپاه پارس را که در «رگا»» [Raga] بود به کمک وشتاسپ فرستادم آن سپاه به فرماندهي وشتاسپ در شهري به نام «پتي گرب نا» [Patgarabna] با پارتيان جنگ کرد و به خواست و ياري اهورامزدا در روز اول ماه گرم پد سپاه شورشيان را شکست داد.
ستون سوم، بند 2- داريوش شاه گويد: پس از آن پرثو و وَرَکان آرام و تابع من شدند.
ستون سوم، بند 3- داريوش شاه گويد: با اين اقدام من مرو آرام و تابع من شد.
* توضيح خارج از متن
املاي ميخي واژه ي وَرَکانَ(وَرَکانا) در متن کتيبه بيستون به شکل ذيل مي باشد:
2حرف ابتدايي اين واژه، در انتهاي رديف 92 از ستون دوم و 3 حرف پاياني آن در ابتداي رديف 93 از ستون مذکور آمده است.
مأخذ: ترجمه کتيبه هاي هخامنشي (پاسارگاد، بيستون، شوش، وان به انضمام منشور کوروش کبير)، جلد دوم، محمدکاظم توانگر زمين، انتشارات فاتحان راه دانش مرودشت، چاپ1385؛ صفحات 40 تا 44.
در برخورد با متن فوق چند برداشت مهم قابل درک است:
- قدمت تاريخي و ماقبل تاريخي استان گلستان
- کنشگري اجتماعي ايالت تاريخي گرگان در ايران باستان
- حضور گفتمان تاريخي گرگاني در ايران باستان
- گستره عظيم حکومت هخامنشيان در ايران باستان
- رويکرد جهاني انديشه ايرانشهري نزد پادشاهان هخامنشي
بدون ترديد ايالت گرگان ماقبل تاريخي در ايران باستان داراي اهميت سياسي، فرهنگي و اقتصادي فراواني است. داريوش هخامنشي به منظور اعلام انديشه و عمل خود براي آيندگان ايران در کتيبه بيستون از وَرَکانه (وَرَکانا، وَرَکان، وَهرکانه، وَهرکان) به عنوان يکي از ايالات تحت حاکميت ايران هخامنشي ياد کرده است. اهميت فراوان گرگان قديم طي قرن هاي بعد از ورود اسلام به ايران، زيرساخت تمدن ايراني اسلامي را تامين کرده است. مطالعات باستان شناسي متعدد بر اين واقعيت صحت مي گذارد. فراز و فرود ايالت تاريخي گرگان سرنوشت عجيب و پيچيده اي را براي آن در طول تاريخ رقم زده است. بررسي هاي گذشته نگر مويد اين حقيقت مهم است که جايگاه ژئوپلتيک استان گلستان در طول تاريخ ايران زمين، همواره داراي ارزش اجتماعي فراواني بوده است.
هدف از نگاه تاريخي به استان گلستان، واکاوي گفتمان گرگان و گرگانيان در ميان ايران و ايرانيان از گذشته تا حال است تا با هويت يابي مطلوب به سوي توسعه همه جانبه شتاب گيرد. وجود ضد گفتمان هاي گوناگون مي تواند حرکت اجتماعي توسعه را کند يا متوقف سازد. استان گلستان بويژه در دوران معاصر، ظرفيت هاي توسعه اي خود را تا حد زيادي از دست داده است يا ظرفيت هاي کمتري نسبت به درونداشت هاي تاريخي خود کسب کرده است.
مقايسه شاخص هاي توسعه اي استان هاي کشور نشان مي دهد که رشد کمي و کيفي در استان هاي کشور بويژه استان گلستان بر طبق ظرفيت هاي مادي و معنوي آنها انجام نشده است. اينکه حال امروز استان گلستان خوب نيست حقيقتي است که ريشه هاي آن را بايد در سياستگذاري هاي نامتوازن حاکميتي دانست. استان هاي ديگري که قدمت تاريخي کمتر و گفتمان اجتماعي محدودتري نسبت به استان گلستان داشته و دارند، از امکانات بيشتر و بهتري برخوردارند. استان که نامش در کتيبه بيستون آمده و داريوش پادشاه هخامنشي از آن با اهميت خاص ياد کرده است در ايران معاصر ناديده گرفته شده است. اولويت طرح نام استان گلستان در بيستون در حال حاضر ستوني براي توسعه يابي خود ندارد. ايالت ستون مند قيد شده در بيستون، هم اکنون محور و ستون توسعه متوازن و مطلوب را ندارد. مشکلات ريز و درشتي که بيش از پيش، گذران زندگي را بر شهروندان استان گلستان دشوار کرده است، خروجي منطقي بي سياستي هاي و سياستگذاري هاي نادرست در اين استان قديمي است. شايسته و بايسته است که مسوولان محترم استان با جديت در راستاي حقوق از دست رفته گرگان گرگانيان تلاش کنند.