قابليت هاي ضروري براي نمايندگي شوراي شهر
یادداشت |
عظيم قرنجيک
ثروت چندان نميپايد، ولي قابليت پايدارتر است(ويليام شکسپير).
شوراي شهر در ايران رکن اساسي «مردمپايگي» مديريت شهري است. انديشههاي اوليه اين نهاد ريشه در انقلاب مشروطه دارد. با پيروزي انقلاب اسلامي و با عنايت به تجربه مديريت شهري در جهان، دموکراسي محلي با رويکردي غيرمتمرکز در اصول مختلف قانون اساسي به شيوه ساختارمند درج شد. امروزه اين ساختار بهعنوان بخش جداييناپذير مديريت شهري و در مسير نهادينه شدن است و کارويژههاي نظارتي، مقرراتگذاري، جلب مشارکت مردم و رفع تبعيض و نابرابري از مهمترين مسووليتهاي اين نهاد حاکميتي - مدني است. وظايف اساسي اين نهاد بر کيفيت زندگي مردم و توسعه عرصه عمومي شهرها اثر بيبديلي دارد؛ به واسطه نقشآفريني نمايندگان در زندگي شهروندان و همچنين تحقق کارکردهاي نمايندگي در شهر، لازم است هر يک از اعضاي شورا، داراي مجموعهاي از توانمنديها و قابليتهاي کليدي باشند. اين توانمنديها زمينه و پيششرط اوليه براي نمايندگي در شوراي شهر است. اين نوشتار با توجه به مقتضيات سياسي، اجتماعي مديريت شهري در ايران، تلاش دارد به مجموعهاي از قابليتهاي ضروري براي اعضاي شوراي شهر بپردازد. اين قابليتها ميتواند چارچوب اوليه کارآمدي و اثربخشي نمايندگي براي تحقق حکمروايي شايسته شهري در شهرهاي ايران باشد.
1. اولين و مهمترين قابليت نمايندگي در شوراي شهر «توانمندي برقراري ارتباط» است.
اين قابليت مستلزم دادن و گرفتن اطلاعات، ايدهها و احساسات براي شناخت مسائل شهر و محيط تصميمگيري است. توانمندي ارتباط مستلزم اين است که نماينده، خود را از پيکره اجتماع جدا نکند و همواره خود در بطن اجتماع شهري باشد و با تمام ذينفعان شهر بهويژه با گروههايي که صداي آنها شنيده نميشود، در ارتباط باشد.
2. دومين قابليت ضروري نمايندگان در شوراي شهر «توانمندي استفاده اخلاقي از قدرت» است.
نمايندگي، محصول قدرت شهروندان است
و نماينده شوراي شهر بايد توان بهرهگيري از قدرت تفويض شده را به نفع کل ساختار و محيط شهر بهويژه در عرصه عمومي داشته باشد. در توانمندي استفاده از قدرت، نماينده مردم بايد بيشترين تلاش خود را جهت نقشآفريني براي اجراي عدالت و توسعه متوازن در شهر داشته باشد.
3. سومين قابليت اساسي و حياتي «توانمندي مذاکره و گفتوگو» است.
نمايندگان شوراي شهر بايد با حوصله و با تسلط فني و تخصصي توان اقناع طرف مقابل و حتي مخالف خود را داشته باشند؛ جدالها و تنشهاي سياسي و تهمتزنيهاي گسترده در برخي از شوراي شهرها نشان از عدم توانمندي و تسلط به فرهنگ گفت وگو در بين نمايندگان شوراي شهر دارد.
4. چهارمين ظرفيت محوري براي تحقق نقش نمايندگي در شوراي شهر «ويژگي شفافيت و پاکدستي» است.
بدون قابليت پاکدستي نماينده يا نمايندگان شوراي شهر، نميتوان انتظار داشت مبارزه با فساد اقتصادي در شهر تحقق يابد. فساد در ساختارهاي اجرايي شهرها به واسطه ضعف حوزه نظارتي و فقدان ديوان محاسبات شهري در شرايط کنوني ريشهدار شده است. اقدام عملي و اثرگذار در اين زمينه مستلزم پاکدستي خود نمايندگان است، به عبارت روشنتر شرط اساسي تحقق کارويژه نظارتي شوراي شهر پاکحسابي و شفافيت نماينده است.
5. پنجمين قابليت کليدي نمايندگي در شوراي شهر «درک عميق از ماموريت نهايي ساختار شهر و اجتماع شهري» است.
تعريفي که نماينده از آينده و ماموريت نهايي شهر دارد در تصميمات ايشان در زمان رايگيري اثر دارد.
اگر فردي شهر را کالاي اقتصادي تعريف کند، مدام در پي بهرهجويي از محيط شهري است، اما اگر شهر را محيطي براي خودشکوفايي و فرزانگي شهروندان تلقي کند، آنگاه در زمان اخذ تصميم رويکرد کاملا متفاوت ميشود.
6. ششمين قابليت کليدي نمايندگي در شوراي شهر «تخصصگرايي و استفاده از دانش کارشناسي» است.
باور به اين قابليت نشان ميدهد که نماينده ضمن توجه به جامعه حرفهاي و تخصصي، خود پايبند به فرآيند کارشناسي و تخصصي در نظام تصميمگيري و سياستگذاري است.
7. هفتمين قابليت ضروري براي نمايندگي شوراي شهر «توانمندي دفاع بي قيد و شرط از حقوق شهروندان و جلوگيري از تضييع حقوق ملت» است.
به نحوي که در دفاع از حقوق شهروندان تحت تاثير هيچ فشار سياسي و اقتصادي قرار نگيرد. روشن است آنچه مطرح شد تنها بخش کوچکي از قابليتها و توانمنديهاي ضروري براي نمايندگي در شوراي شهر است. محدوديت در هر کدام از اين قابليتها سبب ميشود، نظام مديريت، برنامهريزي و سياستگذاري از حکمروايي شايسته و پايدار فاصله گرفته و کيفيت زيستپذيري و اداره شهر تنزل يابد.