به بهانه روز جهاني بيابان زايي


یاددداشت اول |

 دکتر علی نجفینژاد

 

سرزمين، بنيان حيات و توسعه هر جامعه است. امنيت غذايي، امنيت آب، تنوع زيستي، توليد اقتصادي و کيفيت زندگي انسان‌ها، همگي به سلامت و پايداري سرزمين وابسته‌اند. خاک، پوشش گياهي، جنگل‌ها، مراتع و منابع آب، سرمايه‌هايي هستند که طي ميلياردها سال شکل گرفته‌اند و حفظ آن‌ها، پيش‌شرط توسعه پايدار و رفاه نسل‌هاي امروز و فرداست. با اين حال، هيچ سرزميني ظرفيت نامحدودي براي تحمل فشارهاي انساني ندارد. کاهش کيفيت خاک، تخريب پوشش گياهي و اختلال در چرخه‌هاي طبيعي، توان توليدي و اکولوژيک سرزمين را به تدريج مي‌کاهند. اين پديده که در ادبيات علمي «بيابان‌زايي» ناميده مي‌شود، صرفاً به معناي گسترش بيابان‌ها نيست؛ بلکه بيانگر کاهش تدريجي ظرفيت زيستي، توليدي و اکولوژيک سرزمين است. فرسايش خاک، کاهش پوشش گياهي، تخريب جنگل‌ها و مراتع، برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني، تغيير کاربري اراضي، توسعه‌اي نامتناسب با توان اکولوژيک، و حتي اقداماتي مانند آتش‌زدن کاه و کلش مزارع پس از برداشت، همگي عواملي هستند که سرمايه‌هاي طبيعي را تضعيف مي‌کنند. هر يک از اين عوامل در کوتاه‌مدت ممکن است ناچيز به نظر برسند، اما آثار تجمعي آن‌ها در بلندمدت، پايداري سرزمين را با چالش‌هاي جدي مواجه مي‌سازد. از اين منظر، بيابان‌زايي تنها يک مسئله محيط‌زيستي نيست؛ بلکه آينه تمام‌نماي کيفيت حکمراني و مديريت سرزمين است. تصميم‌گيري در حوزه‌هاي آب، کشاورزي، منابع طبيعي، توسعه شهري، زيرساخت‌ها و کاربري اراضي، نقش تعيين‌کننده‌اي در حفظ يا تخريب سرمايه‌هاي طبيعي دارد. وقتي توسعه بدون توجه به ظرفيت‌هاي اکولوژيک برنامه‌ريزي شود، هزينه‌هاي آن دير يا زود در قالب کاهش بهره‌وري، کمبود آب، فرسايش خاک، افزايش آسيب‌پذيري در برابر خشکسالي و کاهش تاب‌آوري جوامع آشکار خواهد شد.

در سال‌هاي اخير، جامعه جهاني براي مقابله با اين روند، مفهوم تراز خالص صفر تخريب سرزمين (LDN) را به عنوان يکي از اهداف کليدي توسعه پايدار مطرح کرده است. بر اساس اين رويکرد، مجموع کيفيت و کارکردهاي سرزمين نبايد در طول زمان کاهش يابد و هر ميزان تخريب بايد از طريق اقدامات حفاظتي، اصلاحي و احيايي جبران شود. اين مفهوم بر سه اصل استوار است: جلوگيري از تخريب‌هاي جديد، کاهش فشار بر منابع طبيعي، و احياي اراضي و اکوسيستم‌هاي آسيب‌ديده. در چنين نگاهي، حفاظت از خاک، آب، جنگل‌ها و مراتع، صرفاً يک اقدام محيط‌زيستي نيست؛ بلکه سرمايه‌گذاري مستقيم براي امنيت غذايي، امنيت آبي، توسعه اقتصادي، کاهش فقر و افزايش تاب‌آوري در برابر تغييرات اقليمي محسوب مي‌شود. کشورهايي که سرمايه طبيعي خود را حفظ و احيا مي‌کنند، از ظرفيت بيشتري براي دستيابي به توسعه پايدار و رفاه بلندمدت برخوردار خواهند بود. استان گلستان، نمونه‌اي ارزشمند از تنوع زيستي و اکولوژيک کشور است. جنگل‌هاي هيرکاني، مراتع، اراضي کشاورزي، تالاب‌ها و زيست‌بوم‌هاي متنوع، اين استان را به يکي از مناطق مهم طبيعي ايران تبديل کرده است. اما همين تنوع، گلستان را به استاني حساس و آسيب‌پذير در برابر تخريب سرزمين نيز بدل مي‌کند. فرسايش خاک، فشار بر منابع آب، تخريب پوشش گياهي، تغيير کاربري اراضي و آثار تغيير اقليم، ضرورت توجه جدي‌تر به مديريت پايدار سرزمين و احياي اکوسيستم‌ها را در اين استان دوچندان ساخته است. روز جهاني مقابله با بيابان‌زايي و خشکسالي، فرصتي مغتنم است تا بار ديگر به ارزش خاک، آب و پوشش گياهي به عنوان زيربناي توسعه و رفاه جامعه بينديشيم. آينده سرزمين ما، بيش از آنکه به ميزان منابع موجود وابسته باشد، به کيفيت تصميم‌هايي بستگي دارد که امروز اتخاذ مي‌کنيم. همان‌گونه که تخريب سرزمين حاصل هزاران تصميم نادرست بوده، احياي آن نيز با هزاران تصميم درست آغاز مي‌شود.

LDN = Land Degradation Neutrality تراز خالص صفر تخريب سرزمين: رويکردي که بر اساس آن مجموع کيفيت، بهره‌وري و کارکردهاي اکولوژيک سرزمين در طول زمان کاهش نمي‌يابد و هر ميزان تخريب از طريق اقدامات حفاظتي و احيايي جبران مي‌شود.

 

استاد دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبيعي گرگان