نگاهي به سنت سوگ‌سرايي در استرآباد


یادداشت |

 

سيدحسن حسينينژاد

 

چند سالي است که از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، روز نخست ماه محرم به نام روز «محتشم کاشاني و روز بزرگداشت شعر و ادبيات آييني» نام‌گذاري شده است. روزي براي توجه به جايگاه شعر آييني در فرهنگ و ادبيات فارسي و جرياني ادبي که ريشه در تاريخ ايمان، سوگ و حماسه اين سرزمين دارد و در طول قرن‌ها، زبان بيان احساسات ديني و اجتماعي مردم اين کهن ديار بوده است. در اين ميان، «محتشم کاشاني» با مرثيه‌هاي ماندگار خود در سوگ کربلا، نقطه عطفي در تثبيت و گسترش ادبيات آييني به شمار مي‌رود؛ شاعري که ترکيب هنرمندانه‌اي از عاطفه، حماسه و باور مذهبي را در قالب شعر فارسي به يادگار گذاشت و مسير تازه‌اي پيش روي شاعران پس از خود قرار داد. در پيش و بيشتر در ادامه اين جريان تاريخي، شاعران در شهرها و مناطق مختلف ايران هر يک سهمي در تداوم و بازآفريني «شعر آييني» داشته‌اند و سرزمين گرگان نيز که به دارالمؤمنين شهره است هم در گذشته تا به امروز در بستر فرهنگ ديني و سنت‌هاي مذهبي خود، زمينه پرورش و حضور شاعراني را فراهم کرده که در حوزه ادبيات آييني آثاري قابل‌توجه خلق کرده‌اند. بر همين اساس، بررسي پيشينه شاعران آييني گرگان مي‌تواند تصويري روشن‌تر از نقش اين منطقه در شکل‌گيري و استمرار ادبيات آييني ارائه دهد؛ موضوعي که در گفت‌وگو با يکي از پژوهشگران اين حوزه، ابعاد تاريخي و فرهنگي آن بيشتر واکاوي خواهد شد. محمد انصار، پژوهشگر تاريخ و فرهنگ گرگان گفت: برخي به سروده‌هايي که موضوع آن، ديني و مذهبي هستند، شعر آييني مي‌گويند؛ يعني اينکه، آيات قرآني و احاديث معصومين، اصول و فروع دين، اخلاق اسلامي، تاريخ اسلام و ... در شعرشان آمده است. ولي برخي ديگر، تنها به اشعاري که درباره 14 معصوم سروده شده، شعر آييني مي‌گويند که شعر عاشورايي يا حسيني، از مهم‌ترين شاخه‌هاي اين نوع شعر است. انصار افزود: بر اساس ديوان‌هايي که تاکنون، از شاعران آييني گرگان و استرآباد به چاپ رسيده است، مي‌بايست آن‌ها را به سه دسته تقسيم کنيم. دسته اول کساني که شعر آييني يا مذهبي دارند ولي به دلايلي، شعر عاشورايي ندارند؛ مانند نعيمي استرآبادي (متوفاي سال 798)، سحابي استرآبادي (متوفاي سال 1010)، ميرزا ابوطالب فندرسکي (متوفاي سال 1040)، باقر استرآبادي (متوفاي قرن يازدهم) هستند. انصار ادامه داد: دسته دوم شاعران آييني هستند که براي امام حسين(ع)، کمتر از پنج بيت، شعر سروده‌اند؛ مانند لامعي گرگاني (قرن پنجم) و وفا استرآبادي (قرن سيزدهم) که هرکدام يک بيت، ميرداماد استرآبادي (متوفاي سال 1040) يک دوبيتي به زبان عربي و هلالي جغتايي استرآبادي (متوفاي سال 936) هم پنج بيت شعر دارد. وي سپس گفت: دسته سوم، شاعراني هستند که به امام حسين (ع) توجه ويژه‌اي داشتند. نخست، علي بن احمد جرجاني مشهور به جوهري (متوفاي سال 380) که اشعاري به زبان عربي دارد و آن‌ها را ابن شهرآشوب در کتاب «المناقب» آورده است. پژوهشگر گرگاني ادامه داد: در دوره پادشاهي تيموريان، شاعراني مانند فهمي استرآبادي (متوفاي قرن دهم) يک غزل 7 بيتي، نظام‌الدين استرآبادي (متوفاي سال 921) و ميرسيديوسف علي استرآبادي مشهور به يوسف اصم (متوفاي سال 1020) هرکدام يک قصيده به ترتيب 35 و 52 بيتي دارند. محمد انصار افزود: صدقي استرآبادي (متوفاي سال 952) از ديگر شاعران آييني گرگان است که استاد محتشم کاشاني (متوفاي سال 966) بود؛ يعني استاد کسي که امروزه او را پدر شعر آييني مي‌دانند. هر دو، درباره محرم و عاشورا، شعري در قالب ترکيب‌بند سروده‌اند که از اين قالب، براي چنين موضوعي تا آن روزگار کمتر بهره گرفته‌ شده بود که اگر آن‌ها را با هم بسنجيم مي‌بينيم شعر محتشم، مشهورتر است. وي تصريح کرد: خواندن و درک معناي شعر محتشم، آسان‌تر از شعر صدقي است. همچنين شعر محتشم، 12 بند، ولي شعر صدقي 6 بند دارد. البته آن‌ها شباهت‌هايي باهم دارند. هر دو، مقتل‌گويي نمي‌کنند؛ يعني از رويدادهاي روز عاشورا يا نحوه شهادت امام حسين (ع) و يارانش، چيزي نمي‌گويند. آن‌ها ماه محرم را به‌روز قيامت تشبيه کرده‌اند.

صدقي مي‌گويد:

برخاست رستخيز مگر روز محشر است

 يا دهر در مصيبت آل پيمبر است

محتشم مي‌گويد:

باز اين چه رستخيز عظيم است کز زمين

 بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

هر دو، همه موجودات را عزادار امام حسين مي‌دانند.

صدقي مي‌گويد:

با سيل اشک و جان کباب از غم حسين

 شد جن و انس بي خور و خواب از غم حسين

محتشم مي‌گويد:

جن و ملک بر آدميان نوحه مي‌کنند

گويا عزاي اشرف اولاد آدم است

محمد انصار در بخش ديگري از سخنانش گفت: از ويژگي‌هاي شعر صدقي، اين است که در آن آرايه‌اي به نام «اضافه تشبيهي»، زياد به‌کار رفته است و بارها در آن واژه‌هاي حزن‌انگيز مانند اشک، بلا، غم، ماتم، درد، آتش، محنت، غصه و ... آمده است. وي افزود: او مصيبت امام حسين(ع) را خيلي غم‌انگيز مي‌داند و آن را به چيزهاي گوناگوني تشبيه کرده است و در سراسر ترکيب‌بند او، از اهميت سوگواري براي امام حسين(ع) و آثار غم و گريه براي آن حضرت شعر مي‌گويد. انصار ادامه داد: شعر صدقي در برخي موارد، با شعر نظام‌الدين استرآبادي شباهت دارد. براي نمونه، هر دو در بيتي اغراق گونه، سرخي غروب آسمان يا شفق را به دليل ريختن خون شهيدان کربلا مي‌دانند؛ يعني خداوند، غم و اندوهش را نسبت به عاشورا با پديده‌هاي طبيعي نشان داده است و يا اينکه مي‌خواهند بگويند که طبيعت همانند انسان‌ها و فرشتگان، از ستمي که بر امام حسين شد، ناخوش است.

صدقي مي‌گويد:

اي در خيال آنکه شفق لاله‌گون چراست

 آن پرده‌هاي چشم شهيدان کربلاست

نظام‌الدين مي‌گويد:

هر شام سرخيي که برين نيلگون سماست

 گردي ز قتلگاه شهيدان کربلاست

نويسنده و پژوهشگر گرگاني همچنين اشاره‌اي هم به شعر معاصر و شاعرانش در گرگان و منطقه کرد و گفت: شاعران آييني دوره معاصر استان گلستان، زياد هستند. از کساني که زادگاهشان اينجا بوده و در قالب کلاسيک، شعر گفتند و به چاپ هم رسيده مي‌توانيم از سيدحسين نبوي، سيدهاشم بني‌هاشم، سيدحسين حسيني واعظ رامياني، سيدهاشم حسيني، جعفر کمال غريبي، حسين عبدي، محمد زمان گلدسته، محمدابراهيم ديلم کتولي و ... نام ببريم. وي خاطرنشان کرد: همه سروده‌هاي شاعران قديمي گرگان به جز شعر هلالي، همگي در سوگ سالار شهيدان سروده شده‌اند و به موضوعات ديگر مانند تولد، جايگاه، گفتارها و اهداف قيام ايشان و ... توجهي نشده است و آن‌ها را نمي‌توان با شاعران بزرگ ملي، سنجيد که از ميان آن‌ها، نظام‌الدين و صدقي استرآبادي، مشهورترين شاعران آييني گرگان هستند. محمد انصار دانش‌آموخته کارشناسي ارشد فقه و حقوق اسلامي، نويسنده و پژوهشگر گرگاني، زاده يکي از محلات قديمي و فرهنگي شهرستان گرگان (سبزه مشهد) است و تا به امروز آثاري را درباره زيست‌بومش قلمي کرده که مي‌توان به عناويني چون محله سبزه مشهد گرگان، کتابستان حماسه، گل‌هاي محراب و کتابشناسي استان گلستان و 19 مقاله در دانشنامه گلستان اشاره کرد.