ميراث مکتوب دانشمندان گرگان و استرآباد
یادداشت |
محمد انصار
ميراث مکتوب، نام انتشاراتي در تهران است که کارش، چاپ نسخههاي خطي فارسي و عربي است. تاکنون بيش از سيصد اثر، به چاپ رسانده است. شايد بتوان گفت که اين مرکز، نسبت به ساير مراکز، در زمينه تصحيح و چاپ تأليفات دانشمندان قديمي گرگان و استرآباد، بيشترين آثار را چاپ کرده است. اين کار، جايگاه علمي مردم اين سرزمين را براي همه روشن مي کند. از اين رو، ضمن سپاسگزاري از دست اندرکاران اين مرکز، در زير، آنها را به ترتيب سال چاپ معرفي خواهيم کرد:
-رسائل فارسي جرجاني
اين کتاب، اثر ضياء الدين بن سديدالدين جرجاني است. آن در سال 1375 به کوشش معصومه نورمحمدي، به چاپ رسيد. در اين کتاب، نه رساله كلامى به زبان فارسي آمده است. نام آنها چنين است: در ياد کردن علمها از فريضه و سنت در همه سال، عقائد دينيه، خزائن الايمان، اصول خمسه، رسال اصول و فروع، رساله عقائد مذهب شيعه، رسال عقائد، اصول دين(1)، اصول دين (2)
-جذوات و مواقيت
اين کتاب فلسفي، به زبان فارسي به قلم محمدباقر ميرداماد (متوفاي 1040 هجري) نوشته شد. در سال 1380 به کوشش علي اوجبي به چاپ رسيد. جذوات جمع جذوه به معناي پاره آتش و مواقيت جمع ميقات به معناي وعدگاه است.
- الصراط المستقيم
اين کتاب فلسفي، به زبان عربي به قلم محمدباقرميرداماد نوشته شد. در سال 1381 به کوشش علي اوجبي به چاپ رسيد. درباره اين کتاب چنين گفته اند:
صراط المستقيم ميرداماد/ مسلمان نشنود كافر نبيند
-ديوان اشراق
در اين کتاب، سروده هاي فارسي و عربي ميرداماد آمده است. آن در سال 1385، با پيشگفتاري از جويا جهانبخش و به کوشش سميرا پوستين دوز به چاپ رسيد. اشراق نام تخلص شاعر است. پيش از آن، اين کتاب در سال 1379، به کوشش احمد کرمي از سوي انتشارات «ما» به چاپ رسيده بود. زلالي خوانساري، درباره ديوان شعر او چنين گفته است:
خرد قطره به زير اين نگون طاق/ محمد باقر داماد اشراق
- نورالعيون
اين کتاب، اثر ابوروح محمد بن منصور بن ابيعبدالله بن منصور جرجاني معروف به «زريندست» است. آن نخستين کتاب فارسي در چشم پزشکي است. نويسنده، نگارش آن را در سال 480 هجري به پايان رساند و آن را به ملکشاه سلجوقي (465-485 ق) اهدا کرد. اين کتاب، در سال 1391 به کوشش يوسف بيگباباپور به چاپ رسيد و به عنوان اثر شايسته تقدير در بخش متون قديم، جايزه کتاب سال 1392 ( دوره 31 ) شناخته شد. چند مقاله دربارهي اين کتاب نوشته شده است:
1-ابراهيم اوغلي خياوي، زهرا، نور العيون، ابو روح جرجاني کهنترين اثر فارسي در چشم پزشکي، کتاب ماه علوم و فنون، شماره 75، سال 1392.
2- کرامتي، يونس، نورالعيون زرين دست و منابع آن، نشريه پژوهشکده تاريخ علم، شماره 18، سال 1394.
3-نصري گلپر و يونس کرامتي، ميل در چشم جهان بينش کشيد: «نورالعيون زرين دست و تصحيح آن»، نشريه آينه ميراث، شماره 62، سال 1397. ( اين مقاله در شانزدهمين جشنواره نقد کتاب يعني سال 1398، در حوزه متون کهن برتر شد)
-پنج رساله حروفيه
در اين کتاب چند تا از رسالههاي فرقه حروفيه آمده است که آنها را فضل الله نعيمي استرآبادي متوفاي قرن هشتم هجري نوشته است. اين اثر، در سال 1396 به کوشش ولي قيطراني به چاپ رسيد. پيش از اين، در سال 1360، مجموعه اي از رساله هاي آنها، به کوشش کلمان هوارت (نويسنده فرانسوي) به چاپ رسيد. برخي گفته اند که آنها را ميرسيد شريف جرجاني نوشته است که در درست نيست.
-بحيره
اين کتاب، به قلم ميرمحمدهاشم بيگ فزوني استرآبادي (سده 11 ق) به زبان فارسي نوشته شد که مقدمه و تصحيح آن را، مرتضي موسوي و رضوان مساح انجام دادهاند. جلد اول آن، در سال 1398 به چاپ رسيد. شايد نويسنده، سراسر نوشتهها و گزارشهاى تاريخى نويسندگان پيش از خود را همچون بحر يا اقيانوس و اثر خويش را -که دستچين و منتخبى از آنهاست- همچون درياچهاى تصور کرده است. به همين دليل، نام بحيره را بر آن گذاشت. در ديباچه کتاب، چنين آمده است که او، مىخواست درباره گذشتگان بنويسد، اما از آنجا که ديگران بهتر نوشته اند تصميم مي گيرد آنچه را که از قلم آنها افتاده را گرد آوردي کند.
- ترجمه غايه البادي في شرح المبادي
اين کتاب، اثري از رکنالدين جرجاني (از علماي قرن هفتم و هشتم) است که به کوشش غلامرضا جمشيداول، تصحيح و از سوي کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي به چاپ رسيد. موضوع آن، شرح کتاب مباديالوصول الي علمالاصول تأليف استادش (علامهي حلي) است. غلامرضا جمشيداول اين اثر را تصحيح کرد و آن از سوي کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوراي اسلامي به چاپ رسيد. سپس براي بهره گيري همگان آن را ترجمه کرد و در سال 1400 انتشارات ميراثيان با همکاري موسسه پژوهشي ميراث مکتوب آن را به چاپ رساند.
-اشراق اللاهوت في شرح کتاب الياقوت
ابراهيم بن نوبخت (متوفاي قرن پنجم) تنها يک کتاب به نام الياقوت در دانش کلام نوشت. بر اين کتاب، ابوعبدالله جرجاني (رکن الدين) شرحي نوشت که در سال 1403 با مقدمه و تصحيح علي اوجبي چاپ شد.
پژوهشگر