الزامات توسعه
یاددداشت اول |
■ فاطمه سراوانی
هرگاه صحبت از توسعه به ميان ميآيد، نخستين چيزي که در گزارشهاي رسمي به چشم ميخورد، آمارها هستند؛ تعداد پروژهها، کيلومتر راه، ميزان آسفالت، هکتارهاي تغيير کاربري و ارقام مربوط به طرحهاي عمراني. اين اعداد، اگرچه بخشي از واقعيت را روايت ميکنند، اما همه واقعيت نيستند. آنچه مردم قضاوت ميکنند، نه آمار روي کاغذ، بلکه کيفيت زندگي روزمره آنهاست. سخنان استاندار گلستان در نشست اخير شوراي برنامهريزي و توسعه استان نيز از همين جنس بود؛ گزارشي از اقداماتي که در يک سال گذشته انجام شده است. آسفالت صدها روستا، اجراي گسترده طرح هادي، تأمين زمين براي پروژههاي مسکن، توسعه ي نيروگاههاي خورشيدي و دستور رسيدگي به مشکلات کشاورزان، همگي اقداماتي هستند که نميتوان ارزش آنها را انکار کرد. انصاف حکم ميکند خدماتي که در مدت مسئوليت ايشان انجام شده ديده شود و هر حرکت موثري در مسير آباداني استان مورد حمايت قرار گيرد. اما در کنار اين واقعيت، واقعيت ديگري نيز وجود دارد که نميتوان از کنار آن به سادگي عبور کرد. اگر امروز به روستاهاي گلستان برويم، بسياري از مردم بيش از آنکه درباره آسفالت خيابانها صحبت کنند، از نبود شغل، کاهش درآمد، گراني نهادههاي کشاورزي، دشواري فروش محصولات، کمبود امکانات درماني و مهاجرت جوانان گلايه دارند. زيرساخت شرط توسعه است، اما توسعه فقط زيرساخت نيست. جادهاي که به روستايي برسد اما نتواند مانع مهاجرت جوانان شود، تنها بخشي از مسير توسعه را طي کرده است. در بخش مسکن نيز شناسايي زمين و تغيير کاربري اقدامي ضروري است، اما مردم بيش از آمار تخصيص زمين، چشمانتظار کليد خانههاي خود هستند. براي خانوادهاي که سالها در انتظار خانه مانده، آنچه اهميت دارد زمان تحويل واحد، هزينه ساخت و توان پرداخت اقساط است، نه صرفا تعداد هکتارهاي تغيير کاربري. استاندار از توسعه متوازن ميان شهرستانها سخن گفت؛ هدفي ارزشمند که سالها مطالبه مردم گلستان بوده است.
با اين حال، هنوز نميتوان ادعا کرد فاصله توسعه ميان شرق، غرب، مرکز و مناطق کمتر برخوردار استان از ميان رفته است. برخي شهرستانها همچنان در جذب سرمايهگذاري، ايجاد اشتغال، توسعه صنايع، خدمات درماني و زيرساختهاي آموزشي با محدوديتهاي جدي روبهرو هستند. عدالت منطقهاي زماني محقق ميشود که فرصت زندگي و پيشرفت، صرفنظر از محل سکونت، براي همه شهروندان يکسان باشد. در کنار اين گزارشها، نکته مهم ديگري نيز وجود داشت که در سخنان استاندار به آن اشارهاي نشد؛ مسئلهاي که اين روزها به يکي از اصليترين دغدغههاي مردم گلستان تبديل شده است. براساس آماري که در روزهاي اخير درباره وضعيت اقتصادي استان منتشر شده، تورم خردادماه گلستان به 103 درصد رسيده است. اين آمار که گويا مبناي رسمي دارد، بيانگر فشار قابل توجه هزينههاي زندگي بر خانوارهاي استان است. طبيعي بود که در کنار تشريح پروژههاي عمراني، درباره دلايل شکلگيري اين وضعيت، سهم عوامل ملي و استاني و همچنين برنامه مديريت استان براي کاهش آثار تورم بر معيشت مردم نيز توضيحاتي ارائه شود. مردم انتظار دارند همانقدر که از پيشرفت پروژهها سخن گفته ميشود، درباره مشکلات اقتصادي و راهکارهاي عبور از آنها نيز با شفافيت صحبت شود؛ زيرا توسعه زماني براي جامعه قابل لمس خواهد بود که در کنار افتتاح پروژهها، فشار معيشتي خانوادهها نيز کاهش يابد. توسعه انرژي خورشيدي نيز يکي از نقاط اميدوارکننده برنامههاي استان است. حرکت به سمت انرژيهاي پاک ضرورتي انکارناپذير است، اما شهروندان زماني اين موفقيت را لمس خواهند کرد که خاموشيها کاهش يابد، برق واحدهاي توليدي پايدارتر شود و سرمايهگذاري در اين حوزه به اشتغال و رونق اقتصادي بينجامد. بخش کشاورزي، اما همچنان مهمترين آزمون مديريت استان است. دستور استاندار براي تسريع در توزيع کود و اصلاح سهميه سوخت، اقدامي به موقع و قابل تقدير است، اما کشاورزان گلستان سالهاست با مسائل عميقتري دستوپنجه نرم ميکنند؛ از نوسان قيمت محصولات و سلطه واسطهها گرفته تا کمبود صنايع تبديلي، نبود سردخانههاي کافي و دشواري دسترسي مستقيم به بازار. تا زماني که سود اصلي توليد نصيب دلالي شود و نه توليدکننده، نميتوان از حل ريشهاي مشکلات اين بخش سخن گفت. نکته مثبت ديگر، تاکيد استاندار بر پاسخگو بودن مديران و برخورد با دستگاههاي کمکار است. اين رويکرد، اگر بدون ملاحظه و بر پايه شاخصهاي شفاف اجرا شود، ميتواند به افزايش کارآمدي نظام اداري کمک کند. مردم بيش از هر چيز، نتيجه را ميبينند؛ مديري که عملکردش در زندگي آنان اثر بگذارد، نيازي به تبليغ ندارد. گلستان استاني با ظرفيتهاي کمنظير در کشاورزي، گردشگري، تجارت، منابع طبيعي و موقعيت جغرافيايي است؛ اما همين استان، سالهاست در برخي شاخصهاي اقتصادي و اشتغال، عقبتر از ظرفيت واقعي خود حرکت کرده است. اين شکاف، تنها با افتتاح پروژهها پر نميشود؛ بلکه نيازمند سرمايهگذاري پايدار، اصلاح ساختارهاي اقتصادي، حمايت از توليد و استفاده از مديراني است که تصميمهاي جسورانه و کارشناسي بگيرند. بارها و بارها ديگر عزيزان و صاحب همين قلم از توسعه نوشته است و خواهد نوشت اما بايد پذيرفت که توسعه يک مقصد نيست؛ مسيري است که هر روز بايد آثار آن در زندگي مردم ديده شود. احترام به خدمات انجامشده، منافاتي با بيان کاستيها ندارد. اتفاقا نقد منصفانه، مکمل مديريت موفق است، نه رقيب آن. اگر امروز از مردم گلستان پرسيده شود مهمترين خواستهشان چيست، احتمالا پاسخ آنها يک عدد يا يک آمار نخواهد بود؛ آنها امنيت شغلي، درآمد پايدار، کشاورزي سودآور، خدمات بهتر، فرصت براي جوانان و اميد به آينده را مطالبه ميکنند. روزي ميتوان با اطمينان از توسعه سخن گفت که اين مطالبات، نه در گزارشهاي اداري، بلکه در زندگي مردم ديده شود. آن روز، آمارها نيز اعتبار بيشتري خواهند يافت، زيرا مردم آثار آنها را با تمام وجود احساس خواهند کرد.