به جاي اختلاف، مرهم باشيم
یادداشت |
ابراهيم مهدوي
اين روزها برخي صدايشان بلند است ولي صداي بلندتر هميشه حق نيست؛ گاهي آرامش پيروز است، اگر چه اختلاف نظرها طبيعي است ولي دشمني هرگز طبيعي نيست و ايران هميشه در بزنگاهها با هم بوده است. براي ضرورت وحدت و پرهيز از تندروي در شرايط حساس کشور يادآوري چند نکته لازم است:
1) تندروي؛ ضربهاي از درون، نه دفاع از نظام: برخي افراد اين روزها با ادبيات تند، اتهامزني و تخريب، چنين وانمود ميکنند که گويا مسئولان عالي رتبه کشور از رهبري اطاعت نميکنند گويا تصميمات شوراي عالي امنيت ملي برخلاف مصالح نظام است گويا رهبري مظلوم واقع شده و ديگران راه ديگري ميروند. اين نوع روايتسازي، نه دفاع از رهبري است و نه پاسداري از نظام؛ بلکه ايجاد شکاف، بياعتمادي و دوگانهسازي در جامعه است. تجربه تاريخي نشان داده تندروي هميشه بيش از دشمنان خارجي، از داخل به کشور آسيب زده است.
2) جايگاه رهبري و اختيارات قانوني روشن است. طبق قانون اساسي، جنگ و صلح و بسيج نيروها از اختيارات رهبري است. تصميمات کلان امنيتي و سياسي، با هماهنگي کامل ميان رهبري و شوراي عالي امنيت ملي اتخاذ ميشود. هيچ تصميم مهمي بدون اطلاع و تأييد رهبري امکانپذير نيست. پس کساني که امروز تصميمات رسمي کشور را زير سؤال ميبرند، در واقع به طور غيرمستقيم جايگاه رهبري را تضعيف ميکنند؛ چون القا ميکنند که گويا تصميمات کلان بدون نظر ايشان اتخاذ شده است. اين رفتار، نه دلسوزي است و نه بصيرت.
3) اتحاد ملي؛ سرمايهاي که نبايد قرباني هيجانهاي جناحي شود. ملت ايران در روزهاي سخت اخير نشان داد يکپارچه است. پشت رهبري ايستاده به تصميمات نظام اعتماد دارد و در برابر تهديدها، متحد و هوشيار عمل ميکند. اين سرمايه اجتماعي، نتيجه سالها مقاومت، خون شهيدان، صبر خانوادهها و تدبير مسئولان است. نبايد اجازه داد هيجانهاي جناحي و شعارهاي تند اين سرمايه را تخريب کند.
4) در مقطع حساس، صداي واحد لازم است. امروز بيش از هر زمان ديگر، کشور نيازمند آرامش است. جامعه نيازمند اعتمادسازي است. مسئولان نيازمند پشتيباني مردمي هستند و رهبري نيازمند يکصدايي و همراهي جامعه است. اختلافافکني، تهمتزني و زير سؤال بردن تصميمات رسمي، آب ريختن در آسياب دشمنان است.
5) پيام اصلي: وحدت، عقلانيت و تبعيت از تصميمات قانوني در چنين شرايطي، پيام روشن و قاطع بايد اين باشد. امروز زمان شعارهاي تند نيست؛ زمان عقلانيت، همدلي و تبعيت از تصميمات قانوني نظام است. هيچکس حق ندارد وحدت ملت را قرباني تحليلهاي شخصي يا هيجانات جناحي کند. تصميمات کلان کشور، تصميمات يک فرد يا يک نهاد نيست؛ تصميمات يک نظام است.
6) جمعبندي: آنچه امروز لازم است، تقويت اعتماد عمومي، پرهيز از تندروي و تخريب، حمايت از تصميمات رسمي کشور، حفظ وحدت ملي، پرهيز از دوگانهسازيهاي ساختگي. ملت ايران در روزهاي سخت اخير نشان داد که در بزنگاهها متحد است؛ اکنون نوبت نخبگان، رسانهها و فعالان سياسي است که اين وحدت را پاس بدارند، نه اينکه آن را قرباني هيجانهاي زودگذر کنند.
در پايان، شايد يادآوري يک حقيقت معنوي، چراغ راه امروز ما باشد؛ حقيقتي که در ادعيه معتبر شيعه بارها تکرار شده است:«نه بايد جلوتر از وليّ حق حرکت کرد و نه عقبتر؛ بلکه بايد همراه، هماهنگ و معتدل گام برداشت.» اين روح دعاهاي بزرگي چون دعاي عهد و دعاي ندبه است؛ دعاهايي که از ما ميخواهند از افراط که وحدت را ميشکند دوري کنيم از تفريط که جامعه را دچار سستي ميکند پرهيز کنيم و در مسير حق، با بصيرت و آرامش حرکت کنيم. اين پيام معنوي، امروز بيش از هر زمان ديگر، ميتواند قطبنماي اعتدال و وحدت ملي باشد.