تاثير پذيري سعدي از امام ابو حامد محمد غزالي
یادداشت ادبی |
محمد علي خالديان
همان گونه که استاد زرين کوب يادآور شده اند، سعدي در مسايل مربوط به خرد و اجتماع از فردوسي و در تقوي و دين متاثر از امام غزالي است. امام غزالي در کتاب احياء علوم دين اصلي را مطرح مي کند به نام (تعارض بين ظاهر و باطن) يکي از اصول تصوف که براي ارباب سير و سلوک مهم مي باشد مقوله نيت و سلامت باطن است و در اين باره به حديث (ان الله لا ينظر الي صورکم و لا الي اعمالکم) استناد مي کنند و مي گويند، معيار مقبوليت هر عملي در پيشگاه خداوند متعال نيت است. و اصل بر اين است که ميان ظاهر و باطن آدمي هماهنگي باشد و چون باطن معيار مقبوليت است بر ظاهر غالب است و به ظاهر هم جهت ميدهد، لذا حالت متعارف اين است که ظاهر و باطن هماهنگ باشد و اگر تعارض بين ظاهر و باطن پديد بيايد، دو حالت پديد مي آيد:
1-ممدوح و عالي
2-مذموم و داني
حالت ممدوح اين است که باطن آدمي از ظاهرش بهتر باشد. ولي برعکس اين حالت يعني ظاهر خوب باشد ولي باطن بد، اين حالت در آن هم ريا است و هم نفاق و آدمي هرچند در استتار باطن هم قوي باشد نميتواند باطن را پنهان کند و باطن به حکم سيطره و استيلايي که دارد بر ظاهر غالب مي شود و شخص معهود در نزد خالق که مطرود بود نزد خلق هم منفور مي شود. سعدي در اين باره شخصي را مثال مي زند که نخست گمراه بود ولي بر اثر مصاحبت با نيکان و مبارکي قدم درويشان، خداوند نور توفيق را در دلش مي اندازد و اوصاف و عادات بدش به عادات پسنديده تبديل مي يابد ولي مردم به همان نگاه اول به او نگاه مي کنند و ايشان تاب نمي آورد و به مرشدش شکايت مي برد و مرشد او مي گويد تو چه گونه ميتواني شکر گزار اين حالت باشي که بهتر از آني که مردم فکر مي کنند. جناب سعدي مي فرمايد:
بخشايش الهي گمشده ايي را در مناهي، چراغ توفيق فرا راه داشت تا به حلقه ي اهل تحقيق در آمد به يمن قدم درويشان و صدق نفس ايشان ذمايم اخلاقش به حمايد مبدل گشت دست از هوي و هوس کوتاه کرد و زبان طاعنان در حق وي همچنان دراز که بر قاعده ي اول است و زهد و صلاحش بي معول. طاقت جور زبان ها نياورد و شکايت پيش پير طريقت برد. شيخ بگريست و گفت شکر اين نعمت چه گونه گزاري که بهتر از آني که پندارند ات.
نيک باشي و بدت گويند خلق/ به که بد باشي و نيکت بينند
استاد دانشگاه