بهره‌وري انرژي؛ آزمون جدي مديريت توسعه در گلستان


یادداشت |

مجيد دهنوي     

 

انرژي در دنياي امروز فقط يک کالاي مصرفي نيست؛ سرمايه‌اي راهبردي است که کيفيت مديريت آن مي‌تواند آينده اقتصاد، توليد و رفاه جامعه را تعيين کند. کشورهايي که مسير توسعه پايدار را جدي گرفته‌اند، مدت‌هاست دريافته‌اند که پاسخ مسئله انرژي فقط در توليد بيشتر برق، گاز يا سوخت خلاصه نمي‌شود؛ بلکه بخش مهم‌تر ماجرا در مصرف هوشمندانه، کاهش اتلاف و افزايش بهره‌وري نهفته است. در ايران نيز مسئله انرژي به يکي از چالش‌هاي مهم حکمراني اقتصادي و اجتماعي تبديل شده است. الگوي مصرف، فناوري‌هاي کم‌بازده، ساختمان‌هاي پرمصرف، تجهيزات فرسوده و ضعف فرهنگ سازماني در مديريت مصرف، سبب شده بخش قابل توجهي از ظرفيت انرژي کشور بدون خلق ارزش کافي هدر رود. از اين منظر، بهره‌وري انرژي به معناي کم‌مصرف کردن صرف نيست؛ بلکه يعني با انرژي کمتر، خدمت بهتر، توليد پايدارتر و رفاه بيشتري ايجاد کنيم. استان گلستان نيز در اين زمينه با مسئله‌اي جدي و چندبعدي روبه‌روست. اين استان به دليل تنوع اقليمي، گستردگي سکونتگاه‌هاي شهري و روستايي، نقش مهم کشاورزي، فعاليت صنايع کوچک و متوسط، و نياز روزافزون بخش خدمات، مصرف انرژي متنوعي دارد. بنابراين مديريت انرژي در گلستان فقط موضوع ادارات يا واحدهاي صنعتي نيست؛ به خانه‌ها، مزارع، گلخانه‌ها، دامداري‌ها، مدارس، بيمارستان‌ها، شهرداري‌ها و حمل‌ونقل شهري و روستايي نيز مربوط مي‌شود. يکي از مهم‌ترين نکات در گلستان، پيوند مستقيم انرژي با آب و کشاورزي است. در استاني که بخش بزرگي از معيشت مردم با زمين، آب و توليدات کشاورزي گره خورده، مصرف غيربهينه انرژي مي‌تواند هزينه توليد را افزايش دهد، فشار بر منابع طبيعي را بيشتر کند و توان رقابت اقتصادي را کاهش دهد. بهينه‌سازي مصرف برق و سوخت در پمپاژ آب، گلخانه‌ها، ماشين‌آلات کشاورزي و واحدهاي فرآوري محصولات، فقط يک اقدام فني نيست؛ بلکه بخشي از امنيت اقتصادي و زيست‌محيطي استان است. در سطح مديريتي نيز لازم است بهره‌وري انرژي از حالت توصيه‌اي و مقطعي خارج شود و به شاخصي جدي در ارزيابي عملکرد دستگاه‌ها تبديل گردد. ادارات دولتي، شهرداري‌ها، مدارس و مراکز عمومي بايد خود الگوي مصرف بهينه باشند. بدون پايش منظم، هدف‌گذاري روشن، آموزش کارکنان و اصلاح تجهيزات، نمي‌توان از مردم انتظار تغيير پايدار در رفتار مصرفي داشت. دولت و نهادهاي عمومي زماني در فرهنگ‌سازي موفق مي‌شوند که ابتدا در رفتار سازماني خود نشانه‌هاي جدي بهره‌وري را نشان دهند. از سوي ديگر، مديريت انرژي فقط با بخشنامه پيش نمي‌رود. اين موضوع نيازمند تغيير نگرش عمومي است. تا زماني که انرژي به‌ عنوان منبعي ارزان، هميشگي و بي‌پايان تصور شود، انگيزه کافي براي اصلاح مصرف شکل نمي‌گيرد. رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و نهادهاي محلي مي‌توانند در تغيير اين نگاه نقش مهمي داشته باشند. جامعه بايد بداند هر واحد انرژي که بي‌هدف مصرف مي‌شود، در واقع بخشي از منابع مالي، زيست‌محيطي و توسعه‌اي کشور را از بين مي‌برد. گلستان براي عبور از چالش‌هاي آينده، به مديريتي نياز دارد که انرژي را در کنار آب، کشاورزي، محيط‌زيست و بهره‌وري اقتصادي ببيند. نگاه جزيره‌اي به اين حوزه ديگر پاسخ‌گو نيست. همان‌گونه که خشکسالي، سيلاب، کاهش منابع آب و هزينه توليد به هم مرتبط‌اند، مديريت انرژي نيز بايد بخشي از برنامه جامع توسعه استان باشد. بهره‌وري انرژي براي کشور يک ضرورت است و براي گلستان يک اولويت راهبردي. اگر امروز اصلاح الگوي مصرف، نوسازي تجهيزات، آموزش عمومي و مديريت هوشمند انرژي جدي گرفته شود، استان مي‌تواند بخشي از فشارهاي اقتصادي و زيست‌محيطي آينده را کاهش دهد. اما اگر اين موضوع همچنان در حد شعار باقي بماند، هزينه‌هاي آن نه‌تنها در قبض‌هاي انرژي، بلکه در توليد، محيط‌زيست، بودجه عمومي و کيفيت زندگي مردم آشکار خواهد شد.

 

مدرس دانشگاه