بازتاب کلام اشعري درباره آفرينش در شيخ سعدي
یادداشت |
محمد علي خالديان
سعدي درباره ي آفرينش جهان، که يکي از صفات فعلي خداوند و هم يکي از برهان هاي توحيد هم است، مي گويد:
به امرش وجود از عدم نقش بست/ که داند جز او کردن از نيست، هست؟ اشاعره بر اين عقيده اند که حضرت باري تعالي عالم را از عدم و نيستي آفريده است به گمان آنان نظريه ي( خلق از عدم) ياخلق ( شئ از لا شئ) به مراتب بهتر از نظريه صنع که در آن فرض ماده قبلي براي عالم ميشود قابل توجيه است زيرا نظريه صنع داراي مشکلات عديده اي است اگر آن را بپذيريم اين سوال پيش مي آيد که ماده، اين استعداد و قابليت پذيرش صور را از کجا يافته است همه پاسخ هاي ممکنه به نظر آنان باطل مي باشد يا بايد بگوييم که ماده ذاتا اين استعداد را در خود دارد که در اين صورت قائل به دو مبدأ، يعني خدا و ماده شده ايم، که اين باطل است و يا بايد بگوييم فاعلي غير از خداوند اين قابليت را به ماده بخشيده است که در اينصورت باز دو مبدأ را در نظر گرفته ايم. و يا بايد بپذيريم که ماده اين قابليت را از عدم دريافت کرده که اين نيز محال است. و نيز ممکن است بپذيريم اراده ايي وراي خداوند و ماده است که اين فرض نيز باطل است. يا اينکه آن را حاصل تصادف و اتفاق بدانيم که اين نيز غير ممکن و نامعقول است، لذا مصنف يعني صاحب مواقف نظريه ي خلق و ابداع را ميپذيرد که در آن نظريه خداوند ماده را همانند صورت خلق کرده است. لذا شيخ سعدي هم که به پيروي از متکلمان پيش از خود نظريه ي خلق از عدم را انتخاب کرده است، طبق اين نظريه عالَم هستي هم مخلوق است و هم حادث که در قرآن هم از آن تعبير به (بديع) شده است.
استاد دانشگاه