بر مدار مشترکات؛ بر خلاف مسير اختلافافکنان
یادداشت |
ابراهيم مهدوي
اين روزها شگفتيام از کساني است که به نام دفاع از انقلاب، تيغ نقد را نه بر کاستيها، که بر ارکان نظام فرود ميآورند؛ گويي تضعيف ستونهاي خانه، خود نوعي معماري نوين است. دعوتشان که ميکني به وحدت، پاسخ ميدهند: «با فلان و فلان نميشود متحد شد». اين سخن، نه از جنس غيرت انقلابي، که پژواکي از غفلت از سنت الهي وحدت است.خداوند در قرآن، وقتي با اهل کتاب سخن ميگويد، آنان را به محور مشترکات فرا ميخواند:«تَعالَوا إِلىٰ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَکُم…»
دعوتي روشن که ميگويد: وحدت، بر مدار اشتراکات شکل ميگيرد، نه بر محور اختلافات.ما وقتي از وحدت شيعه و سني سخن ميگوييم، بر دهها ريشه مشترک تکيه داريم؛وقتي از وحدت اقوام ايراني ميگوييم، بر هزاران پيوند فرهنگي و تاريخي؛وقتي از وحدت جريانهاي سياسي سخن ميگوييم، بر اصولي که همه بر آن اتفاق دارند:
ايران، امنيت، عدالت، پيشرفت، و پاسداشت خون شهيدان.پس چگونه است که برخي، وحدت را تنها در صورتي ميپذيرند که همه، نسخه سياسي آنان را امضا کنند؟اين ديگر وحدت نيست؛ انحصارطلبي است.اختلافافکنان اين روزها، با حمله به ارکان نظام، نه تنها بهانه به دست دشمنان ميدهند، بلکه سرمايه اجتماعي انقلاب را نيز فرسوده ميکنند. آنان که به نام اصولگرا و يا اصلاح گرا، تخريب ميکنند؛ و به نام دلسوزي، تيشه بر ريشه اعتماد عمومي ميزنند، در حقيقت در مسير اهداف کساني حرکت ميکنند که سالهاست آرزوي تضعيف اين نظام را دارند.قرآن، ما را به اصلاح ذاتالبين فرا ميخواند، نه به افساد ذاتالبين.
به تقويت پيوندها، نه به گسستن رشتهها.
به جمع کردن دلها، نه به پراکنده ساختن صفها.امروز بيش از هر زمان ديگر، بايد بر کلمه مشترک ايستاد؛ بر حقيقتي که انقلاب را نگه داشته و ايران را سربلند کرده: همصدايي بر اصول، حتي اگر در فروع اختلاف داشته باشيم.وحدت، هنر بزرگ مردان بزرگ است؛ و اختلافافکني، ابزار کوچک کساني که بزرگي را تاب نميآورند.