خطا و صواب در انديشه سعدي


یادداشت ادبی |

محمد علي خالديان

يکي از اصول و مباني تفکر مکتب  کلامي امام  اشعري اين است که همه مذاهب اسلامي برحق اند و بر مدار حق  مي چرخند و اختلافي اگر دارند مربوط به خطا و صواب است نه حق و باطل. به بيان ديگر اختلاف  بين مذهب ها و پيروان مذاهب از قبيل اختلاف بين حق و باطل نمي باشد؛ بلکه اختلاف درون ديني است که از آن  به اختلاف در خطا و صواب تعبير مي‌شود. به عنوان مثال  در علم کلام، معتزليان مي گويند کسي که مرتکب گناه کبيره مي‌شود  اگر توبه نکند و بميرد به جهنم مي رود و اشاعره مي گويند  عقوبت دارد وکيفر  مي‌شود  ولي به جهنم نمي رود.  در اين موضوع اشاعره  ديدگاه خود را بر صواب  و معترليان را برخطا مي دانند  و معتزله هم ديدگاه خود را بر صواب و اشاعره را بر خطا مي دانند. اين دو ديدگاه هر دو زير مجموعه حق اند و اين اختلاف هاي  فقهي وکلامي  که بر مدار استنباط هاي مختلف  صورت مي گيرد همه از اين قبيل اند و باعث نمي شود که  مذهب ها از دايره حق خارج شوند يا مذهبي خود را حق و ديگري را باطل بشمارد. در اين مقدار هم که خود را بر صواب مي دانيم بايد خود و تفکر  خود  را صد در صد  و به صورت قطعي برصواب  ندانيم بايد اين احتمال را هم بدهيم ممکن است طرف مقابل  ما بر صواب باشد و ما برخطا. استاد سخن سعدي بزرگ، براي  تبيين و تحليل اين موضوع در بوستان  داستاني را نقل مي کند که شخصي از امام علي ( ع) سوالي را مي پرسد و امام علي به  علم وانديشه ي خود  آن پرسش را جواب مي دهد درهمين هنگام  شخصي  در آن مجلس  به پاخاست  و به  جواب امام علي، اعتراض کردند.  حضرت امير از جواب آن شخص  ناراحت  که نشدند  بلکه آن شخص  را تشويق کردند و فرمودند، اگر شما بهتر مي دانيد بفرماييد و آن شخص مطلب را پخته و پرداخته جواب دادند وحضرت  شاه مردان جواب ايشان را پسنديده وفرمود: من بر خطا بودم و او بر صواب، زيرا کسي که علم او جامع و  محيط است، فقط  خداوند متعال است  که خطا در علم او راه ندارد .

نتيجه اي که از اين داستان مي‌شود گرفت، اين است که بايد مسلمانان خود را يک خانواده ي فکري بدانند که همگي بر محور توحيد و پيروي از حضرت رسول(ص) مي باشند و اختلاف هاي  جزئي و تاريخي را ناديده بگيرند و در شرايط بحراني جهان کنوني با هم يکپارچه  و متحد باشند.  و بزرگان خود را چون مولانا، سعدي و ..... را الگوي خود قرار دهند .

 

کسي مشکلي برد پيش علي

مگر مشکل اش را کند منجلي

امير عدو بند مشکل گشاي

 جوابش بگفت از سر علم و راي

شنيدم که شخصي در آن انجمن

 بگفتا چنين  نيست يا ابالحسن

نرنجيد  از او حيدر نام جوي

بگفت ار تو داني از اين  به ، بگوي

بگفت آنچه دانست و بايسته گفت

به گِل چشمه ي  خور نشايد نهفت

پسنديد از او شاه مردان جواب

که من بر خطا بودم و او بر صواب

به از  من سخن  گفت و دانا يکي است

 که بالاتر از علم او علم نيست

(بوستان سعدي، باب چهارم. در تواضع).

 

استاد دانشگاه