بازگشت خاموشي


یاددداشت اول |

 

■با مسوولیت سردبیر

 

بازگشت خاموشي‌هاي بي‌برنامه، آن هم در سکوت اطلاع‌رساني، بار ديگر شکاف ميان مديريت انرژي و نيازهاي واقعي جامعه را آشکار کرده است. در روزهاي اخير، قطعي‌هاي دو تا سه ساعته برق در برخي مناطق استان گلستان نه‌تنها تکرار شده، بلکه با نبود هرگونه جدول زمان‌بندي شفاف، به عاملي براي سردرگمي و نارضايتي عمومي تبديل شده است. مسئله صرفا قطع برق نيست؛ مسئله، بي‌اطلاعي است. شهروندان در شرايطي قرار گرفته‌اند که حتي امکان برنامه‌ريزي ساده براي امور روزمره خود را ندارند. خاموشي‌اي که زمان آن مشخص نيست، عملا به اختلال در کار، آموزش، خدمات و حتي آرامش رواني خانواده‌ها منجر مي‌شود. اين وضعيت، بيش از آنکه ناشي از کمبود منابع باشد، نشانه‌اي از ضعف جدي در مديريت ارتباط با افکار عمومي است؛ ضعفي که هر روز بيشتر خود را در زندگي مردم نشان مي‌دهد.در بخش کشاورزي، ابعاد اين بحران عميق‌تر و نگران‌کننده‌تر است. گزارش‌هاي مردمي از قطع چهار ساعته برق چاه‌هاي آب، زنگ خطري جدي براي توليدکنندگان به شمار مي‌رود. کشاورزي، فعاليتي زمان‌محور و وابسته به شرايط دقيق است؛ هرگونه وقفه پيش‌بيني‌نشده در تامين انرژي، مي‌تواند به کاهش بهره‌وري، آسيب به محصولات و در نهايت افزايش هزينه‌هاي توليد منجر شود. در چنين شرايطي، نبود داده‌هاي رسمي و شفاف، تنها بر ابهام و بي‌اعتمادي مي‌افزايد و برنامه‌ريزي را به حداقل ممکن مي‌رساند.نکته قابل تامل، فاصله معنادار ميان عملکرد دستگاه‌هاي مسئول و انتظارات بديهي جامعه است. انتشار يک جدول دقيق خاموشي، اقدامي پيچيده يا پرهزينه نيست؛ بلکه ابتدايي‌ترين گام در مديريت وضعيت‌هاي بحراني محسوب مي‌شود. وقتي همين حداقل نيز ناديده گرفته مي‌شود، طبيعي است که افکار عمومي آن را نه يک نقص مقطعي، بلکه نشانه‌اي از بي‌برنامگي ساختاري تلقي کند. ناگفته نماند اطلاع‌رساني زماني معنا دارد که در دسترس، به‌موقع و قابل اتکا باشد. اعلام زمان قطعي برق در بسترهايي که بخش وسيعي از جامعه به آن دسترسي ندارد، عملا کارکردي ندارد.

 از رسانه‌هاي محلي گرفته تا پيامک‌هاي هدفمند و شبکه‌هاي اجتماعي پرمخاطب، همگي ابزارهايي هستند که مي‌توانند شفافيت ايجاد کنند؛ اما آنچه غايب است، اراده‌اي جدي براي استفاده موثر از اين ظرفيت‌هاست. ادامه اين روند، پيامدهايي فراتر از نارضايتي مقطعي خواهد داشت. فرسايش اعتماد عمومي، کاهش کارايي اقتصادي و افزايش فشار بر اقشار مختلف، تنها بخشي از تبعات آن است. مديريت انرژي، صرفا به معناي توليد و توزيع برق نيست؛ بلکه مديريت انتظار، پاسخ‌گويي شفاف و احترام به حق دانستن شهروندان را نيز در بر مي‌گيرد. شفافيت در اعلام جدول خاموشي‌ها، نه يک اقدام اختياري، بلکه حداقل وظيفه‌اي است که بايد بي‌درنگ اجرا شود. مردم حق دارند بدانند چه زماني با قطع برق روبه‌رو خواهند شد و بر همان اساس تصميم بگيرند؛ هر تاخير در اين اطلاع‌رساني، به معناي تحميل هزينه‌اي مضاعف بر دوش شهروندان و توليدکنندگان است.  اگر اين رويه اصلاح نشود، خاموشي‌ها تنها به قطع برق محدود نخواهند ماند، بلکه به خاموشي اعتماد عمومي نيز دامن خواهند زد هزينه‌اي که جبران آن به‌مراتب دشوارتر است.