کشاورزي و بي‌نظمي اقليمي


تیتر اول |

فاطمه سراواني- آينده غذا ديگر يک بحث نظري نيست؛ به يکي از فوري‌ترين چالش‌هاي امنيتي، اقتصادي و اجتماعي بدل شده است. استان گلستان، به‌عنوان يکي از قطب‌هاي کشاورزي کشور، امروز تصويري عيني از تلاقي بحران آب، تغييرات اقليمي و شکنندگي نظام توليد غذا ارائه مي‌دهد.گلستان سال‌ها به پشتوانه اقليم متنوع، خاک حاصلخيز و بارش‌هاي نسبتا مناسب، در زمره مراکز اصلي توليد محصولات زراعي بوده است؛ اما داده‌هاي سال‌هاي اخير از فرسايش سريع اين مزيت حکايت دارد. کاهش بارندگي موثر، افزايش دماي متوسط، جابه‌جايي زمان بارش‌ها و تکرار خشکسالي‌ها، بنيان‌هاي کشاورزي سنتي را به چالش کشيده است.با اين حال، مسئله صرفا کمبود آب نيست؛ آنچه وضعيت را پيچيده‌تر کرده، بي‌نظمي اقليمي است. وقتي از اين پديده سخن مي‌گوييم، از فروپاشي الگوهاي قابل پيش‌بيني آب‌وهوا حرف مي‌زنيم، يعني بارش‌هاي ناگهاني و سيلابي که به‌جاي تغذيه سفره‌هاي زيرزميني به فرسايش خاک مي‌انجامد، در کنار دوره‌هاي طولاني خشکي. نتيجه، بي‌ثباتي مزمني است که کشاورزي متکي بر زمان‌بندي را در معرض ريسک دائمي قرار مي‌دهد. در گلستان، اين وضعيت ديگر يک مفهوم انتزاعي نيست؛ واقعيتي است که مستقيما بر توليد، معيشت و امنيت غذايي سايه انداخته است.در چنين شرايطي، الگوهاي کشت سنتي کارايي خود را از دست داده‌اند، اما تغيير آن‌ها بدون پشتوانه علمي، اقتصادي و نهادي براي کشاورز پرهزينه و پرريسک است. وابستگي به محصولات پرمصرفي چون برنج در برخي مناطق، فشار مضاعفي بر منابع آب وارد مي‌کند؛ در حالي که ضرورت گذار به کشت‌هاي کم‌آب‌بر و مقاوم، مدت‌هاست از سوي کارشناسان مطرح شده، اما در سياست‌گذاري‌ها به‌طور کامل بازتاب نيافته است. اين شکاف ميان دانش و عمل مي‌تواند به کاهش محسوس توليد و تهديد امنيت غذايي بينجامد. بعد اجتماعي بحران نيز کم‌اهميت نيست. افت بهره‌وري و افزايش هزينه‌ها، کشاورزان را به ترک زمين و مهاجرت سوق مي‌دهد؛ روندي که هم توليد غذا را کاهش مي‌دهد و هم تعادل جمعيتي و اقتصادي منطقه را برهم مي‌زند. تداوم اين مسير مي‌تواند گلستان را از يک استان توليدکننده به منطقه‌اي وابسته به واردات بدل کند، سناريويي با پيامدهايي فراتر از مرزهاي استاني. با اين همه، هنوز فرصت اصلاح وجود دارد: توسعه ي کشاورزي هوشمند، مديريت دقيق منابع آب، بازنگري در الگوي کشت، سرمايه‌گذاري در فناوري‌هاي نوين و تقويت آموزش و ترويج. اما پيش‌شرط همه اين‌ها، پذيرش واقعيت بحران و اقدام فوري، هماهنگ و مبتني بر داده است. آينده غذا در گلستان و به‌تبع آن در کشور به تصميم‌هاي امروز گره خورده است. تعلل، هزينه‌اي خواهد داشت که نه‌تنها کشاورزان، بلکه کل جامعه آن را خواهد پرداخت.