هشدار حريق در گلستان


تیتر اول |

فاطمه سراواني- هشدار رسمي حريق در جنگل‌ها و مراتع گلستان صادر شده است؛ هشداري صريح که از ورود استان به روزهايي پرخطر خبر مي‌دهد. اعلام آماده‌باش کامل نيروهاي يگان حفاظت منابع طبيعي از چهارم تا ششم مرداد، تنها يک اقدام پيشگيرانه معمول نيست، بلکه نشانه‌اي از شرايطي ناپايدار و نگران‌کننده است؛ جايي که گرماي فزاينده، خشکي پوشش گياهي و افت محسوس رطوبت، عرصه‌هاي طبيعي را به محيطي مستعد اشتعال تبديل کرده‌اند. در چنين وضعيتي، فاصله ميان يک بي‌احتياطي ساده تا يک آتش‌سوزي گسترده، به حداقل رسيده است. با اين حال، مسئله فراتر از يک هشدار مقطعي است. واقعيت اين است که جنگل‌هاي گلستان سال‌هاست در معرض تهديدي مزمن قرار دارند؛ تهديدي که هر تابستان با شدت بيشتري خود را نشان مي‌دهد. پرسش اينجاست که چرا همچنان با چرخه‌اي تکراري از هشدار، حادثه، فراموشي روبه‌رو هستيم؟ چرا مديريت حريق، هنوز در سطح واکنش باقي مانده و به يک نظام پيشگيرانه و پايدار تبديل نشده است؟

آماده‌باش نيروها، هرچند ضروري، اما پاسخ کامل به بحران نيست. جنگل‌ها به ديده‌باني مستمر، تجهيزات به‌روز، پايگاه‌هاي اطفاي حريق مجهز و مشارکت واقعي جوامع محلي نياز دارند. بدون اين عناصر، هر جرقه مي‌تواند به آزموني پرهزينه بدل شود؛ آزموني که معمولا با خسارت‌هاي جبران‌ناپذير پايان مي‌يابد. در اين ميان، نقش رفتار عمومي را نيز نمي‌توان ناديده گرفت. هنوز بخش قابل توجهي از آتش‌سوزي‌ها، ريشه در بي‌احتياطي‌هاي ساده دارد؛ از يک ته‌سيگار رهاشده تا آتشي که براي تفريح روشن مي‌شود و بي‌مهار رها مي‌ماند. اين يعني ضعف در آموزش و فرهنگ‌سازي؛ يعني جايي که مسئوليت فردي، هنوز به يک باور عمومي تبديل نشده است. جنگل‌هاي گلستان، صرفا يک پهنه سبز نيستند؛ بخشي از سرمايه طبيعي کشورند که نابودي آن‌ها، فقط يک خسارت محيط‌زيستي نيست، بلکه ضربه‌اي به امنيت زيستي و آينده منطقه است. آتش‌سوزي، زخم عميقي بر پيکر اين زيست‌بوم مي‌گذارد؛ زخمي که ترميم آن سال‌ها زمان مي‌برد و گاه هرگز به حالت نخست بازنمي‌گردد. اين هشدار را بايد نقطه توقفي براي بازنگري دانست؛ هم در رفتار شهروندان و هم در شيوه مديريت منابع طبيعي. فاصله ميان هشدار تا فاجعه، کوتاه‌تر از آن است که بتوان آن را با بي‌تفاوتي پشت سر گذاشت.