تاوان طبيعت
تیتر اول |
فاطمه سراواني- آنچه امروز بهنام حوادث طبيعي از آن ياد ميکنيم، ديگر صرفا رويدادهايي بيارتباط با رفتار انسان نيست. صورتمسئله تغيير کرده است؛ ما در ميانه يک بدهبستان نابرابر با طبيعت ايستادهايم که کفه بدهيهايمان هر روز سنگينتر ميشود. سيل، خشکسالي، آتشسوزي و ريزگرد، بيش از آنکه اتفاق باشند، نشانهاند؛ نشانههايي از برهم خوردن تعادل محيط زيست که سالهاست با تصميمهاي نادرست و بيمحابا تخريبش کردهايم. دخالتهاي انساني در طبيعت، از تغيير کاربري بيضابطه اراضي تا کشاورزي ناپايدار و برداشتهاي بيرويه از منابع آب، نهتنها ظرفيت ترميم محيط را تحليل برده، بلکه آن را به نقطهاي شکننده رسانده است. تخريب جنگلها و مراتع، تعرض به بستر و حريم رودخانهها و سدسازيهاي فاقد پشتوانه علمي، عملا سازوکارهاي طبيعي تنظيم آب و اقليم را مختل کردهاند. در چنين شرايطي، بارشهاي شديد به سيلابهاي مخرب بدل ميشوند و دورههاي کمبارشي به خشکساليهاي فرساينده. در کنار اينها، آلودگيهاي گسترده ناشي از تخليه پسابهاي صنعتي، دفن غيراصولي زباله و انتشار بيرويه گازهاي گلخانهاي، کيفيت زيست را بهطور جدي کاهش داده است. پيامد اين روند، تنها در تغييرات دمايي خلاصه نميشود؛ بلکه در خشک شدن تالابها، کاهش تنوع زيستي و از بين رفتن گونههاي ارزشمند خود را نشان ميدهد. اينها خسارتهايي هستند که بازسازيشان، اگر ممکن باشد، دههها زمان ميبرد. مسئله اما فقط محيطزيست نيست؛ موضوع به حکمراني بازميگردد. جايي که سياستگذاريها کوتاهمدت، پروژهمحور و اغلب بيتوجه به ظرفيتهاي بومي است. بارها و بارها گفته ايم و نوشته ايم توسعهاي که بر پايه مصرف بيرويه منابع طبيعي بنا شود، نهتنها پايدار نيست، بلکه زمينهساز بحرانهاي پيدرپي خواهد بود. آنچه امروز در قالب فجايع طبيعي بروز ميکند، در واقع هزينه همان تصميمهايي است که بدون ارزيابي دقيق محيط زيستي اتخاذ شدهاند. واقعيت تلخ اين است که طبيعت در برابر بيملاحظگي انسان، بيطرف نميماند. واکنش آن، نه احساسي است و نه گزينشي؛ پيامدها همه را در برميگيرد، فارغ از جغرافيا، نژاد يا سطح توسعه. اين يک هشدار فراگير است، ادامه اين مسير، به معناي تعميق بحران است. اگر قرار است تغييري رخ دهد، بايد از سطح شعار عبور کنيم. بازنگري در الگوي توسعه، اصلاح شيوههاي بهرهبرداري از منابع، تقويت نظارت بر فعاليتهاي صنعتي و کشاورزي و مهمتر از همه، پذيرش مسئوليت جمعي در قبال محيطزيست ضروري است. ديگر بحث هشدار نيست؛ ما وارد مرحله پرداخت تاوان شدهايم.