اي نور ديده صلح به از جنگ و داوري!


یاددداشت اول |

■ علی میرموسوی

 

فضاي کشور بوي آغاز جنگي ديگر مي‌دهد. بدخواهاني که ناجوانمردانه به ايران يورش بردند و کودکان بي گناه ميناب را به خاک و خون کشيدند، بار ديگر بر طبل جنگ زده و ياوه‌گويانه از ويراني اين مرز و بوم دم مي‌زنند. اما ميهن‌دوستان تنها به نجات ايران مي‌انديشند و چون حکيم طوس نگرانند که مبادا:

بدين جنگ ننگي به ايران شود

بر و بوم ما پاک ويران شود

و اين سخن او را زمزمه مي‌کنند:

که از جنگ و پيکار و خون ريختن

نباشد جز از رنج و آويختن

آنان به نداي «والصّلحُ خَيرٌ» خداي دانا گوش سپرده و همدل و هم سخن با حکيم شيراز مي‌گويند:

اگر پيل زوري وگر شير جنگ

به نزديک من صلح بهتر که جنگ

چه او به نيکي دريافته بود که:

پنجه با شير انداختن و مشت با شمشير زدن کار خردمندان نيست!

جنگ و زور آوري مکن با مست

پيش سرپنجه در بغل نِه دست

و خواجه شيراز نيز از سر همين نگراني، با ترس و لرز مي‌گفت:

يک حرف صوفيانه بگويم اجازت است

اي نور ديده صلح به از جنگ و داوري

 محمود درويش؛ شاعر فلسطيني نيز با دلواپسي از آنان که سوداي جنگ دارند، مي خواهد تا به ياد کساني که به صلح مي انديشند نيز باشند:

وأنت تُخوض حروبك، فكّرْ بغيرَك 

لا تنس من يطلبون السلام

چرا که همچون همينگوي به درستي دريافته‌ است که:

 در جنگ، آدمي آرام‌آرام مي‌ميرد.

نه فقط با گلوله.

بلکه با هر دوستي که از دست مي‌دهد،

هر خواب شبانه‌اي که ديگر برنمي‌گردد،

هر لحظه‌اي که بايد عشق بورزد اما به جاي آن پنهان مي‌شود پشت يک سنگر. و وقتي جنگ تمام مي‌شود، آنچه باقي مي‌ماند،آدم‌هايي‌ست با قلب‌هاي شکسته، که بايد ياد بگيرند دوباره زندگي کنند.

 

شجاعت هميشه در جنگيدن نيست، و به گفته تولستوي: قهرمانان واقعي کساني نيستند که پرچم‌ها را برافرازند و دستور حمله بدهند، بلکه کساني هستند که بدون هيچ نام و نشاني در سکوت و بدون ادعا زندگي مي‌کنند. سرانجام اگر هيچ راهي جز نبرد نيست، تلاش کنيم تا نگذاريم دامنه آن گسترده شود، چرا که نابودي انسان‌ها نه قهرمانانه است و نه افتخار آميز! بلکه زشت‌ترين عمل بشر است. ما فرزندان آب و خاکي هستيم، که شاه آرماني‌اش کيخسرو از سپاهيانش چنين خواست:

مسازيد جنگ و مريزيد خون

مباشيد کس را به بد رهنمون

 آري! سخن از سستي و ايستادگي نکردن نيست، سخن از اين است به جاي آن که کام خود در جنگ طلب‌کنيم، بگذاريم نام‌مان در تاريخ به نيک‌مردي و صلح‌جويي جاودان شود. بياييم پيروزي را نه در جنگ که بر جنگ بجوييم و هم‌نوا با قيصر امين پور چنين بسراييم:

به اميد پيروزي واقعي

نه در جنگ

که بر جنگ!

 

استاد علوم سياسي