بلندترين صدا


یادداشت |

علي کيان

هر بار خبري از وقوع انفجار يا حادثه‌اي منتشر مي‌شود، نگاه‌ها به محل حادثه دوخته مي‌شود؛ اما کمتر کسي مي‌پرسد سال‌هاست در متن زندگي مردم چه ويراني‌هايي در حال وقوع است. ويراني هميشه با دود و آتش آغاز نمي‌شود. گاهي آرام، بي‌صدا و تدريجي پيش مي‌رود؛ آن‌قدر آرام که به بخشي از زندگي روزمره تبديل مي‌شود. وقتي قدرت خريد هر روز آب مي‌رود، وقتي داشتن خانه به رؤيايي دوردست بدل مي‌شود، وقتي جوانان آينده خود را نه در ساختن، بلکه در رفتن جست‌وجو مي‌کنند، وقتي امنيت شغلي جاي خود را به اضطراب دائمي مي‌دهد، يعني زلزله‌اي عميق در لايه‌هاي جامعه جريان دارد؛ زلزله‌اي که شايد در هيچ خبر فوري ثبت نشود. خطرناک‌تر از مشکلات اقتصادي، عادي شدن آن‌هاست. جامعه‌اي که هر روز با موج تازه‌اي از گراني، بي‌ثباتي و فشار رواني روبه‌رو مي‌شود، به مرور حساسيت خود را از دست مي‌دهد. اين عادت، نه نشانه تاب‌آوري، بلکه علامت فرسودگي است؛ فرسودگي مردمي که ديگر از شنيدن خبرهاي تلخ شگفت‌زده نمي‌شوند. در اين ميان، آنچه بيش از هر چيز سرمايه يک کشور را تهديد مي‌کند، کاهش اعتماد عمومي است. اعتماد، ستون نامرئي هر جامعه است؛ اگر ترک بردارد، هيچ برنامه اقتصادي، هيچ وعده سياسي و هيچ آمار اميدوارکننده‌اي نمي‌تواند به تنهايي آن را ترميم کند. مردم زماني اميدوار مي‌شوند که ميان سخن و عمل فاصله‌اي نبينند، نه زماني که فقط وعده‌هاي تازه جاي وعده‌هاي عمل‌نشده را بگيرند. امروز مسئله فقط تورم، بيکاري يا افزايش هزينه‌هاي زندگي نيست؛ مسئله، انباشته شدن احساس بي‌افقي در ذهن جامعه است. وقتي اميد رنگ ببازد، انگيزه براي ساختن نيز کم‌رنگ مي‌شود و اين خسارتي است که آثار آن سال‌ها باقي خواهد ماند. شايد هنوز صداي اين فرسايش به گوش برخي نرسيده باشد، اما واقعيت اين است که هيچ جامعه‌اي نمي‌تواند براي هميشه بار مشکلات را بر دوش صبر مردم بگذارد. سکوت، هميشه نشانه رضايت نيست؛ گاهي فقط فاصله‌اي است ميان تحمل و نقطه‌اي که ديگر تحمل ممکن نخواهد بود. سياست‌گذاري خردمندانه، پيش از آنکه منتظر شنيدن صداي اعتراض باشد، بايد صداي اين سکوت سنگين را بشنود؛ زيرا هزينه شنيدن ديرهنگام، بسيار بيشتر از هزينه اصلاح به‌موقع خواهد بود.

 

فعال رسانه