افول ادبيات


یاددداشت اول |

احسان مکتبی 

ادبيات همواره ميزاني براي ارزيابي توانايي ذهني، ِتحليل علمي و شخصيت انسان هاست، بر اين اساس در تمامي متون  مقدس ديني و معتبر غير توحيدي همواره به درست سخن گفتن و سخن درست گفتن تاکيد شده است. قرآن کريم به پيامبر(ص)  در سوره مبارکه  اسرا مي فرمايد: کم‌ترين اهانتي به آن‌ها روا مدار و بر آن‌ها فرياد مزن و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آن‌ها  سخن بگو.  اين البته تنها يک نمونه از هزاران توصيه هاي حکمت آميز در کلام خداست، در کنار اينها بايد دانست که در دنياي رسانه سخن گفتن و چگونگي سخن گفتن همواره مورد توجه رسانه ها بوده است بنابراين بايد همه آنها که دستي در تريبون دارند و سخن آنها شنونده دارند مدام در حال تمرين و آموزش خويشتن باشند تا  بتوانند تاثير سنجيده اي بر مستمعين بگذارند. اما شوربختانه مساله پر اهميتي که با ضعف و فتور مدارس و غير انتفاعي شدن آموزش و در کنار آن بي اعتباري علوم انساني و ادبيات و البته ضعف استدلال مسوولين محترم در اقناع افکار عمومي در کنار ضعف حکمراني در حذف نخبگان از قدرت با نظارت استصوابي و فقدان حکمراني حزبي  اين روزها به گونه اي شفاف خود را به رخ شهروندان کشيده است. سطح نازل  ادبيات و کلماتي  که در رسانه ها از برخي مسوولان منتشر مي شود گواه اين ادعاست. مناظره هاي نمايندگان مجلس با يکديگر و يا برخي ديگران از مسوولان و مديران سابق و لاحق و سطح ادبيات آنها نشانگر افول حکمراني است و ادبيات سطحي و فاجعه بار هم نشانه اي قطعي براي آن است که بايد با اصلاح سياستها و بر صدر نشاندن نخبگان امور را اصلاح کرد. بايد بدانيم توليد چنين ادبياتي نشانه دور بودن مولدانش  از آثار و نوشته هايي است که سالها در گوشه و کنار خاک مي خورد، رواج چنين ادبياتي نشانه فقدان حضور نخبگان فاضل در مناصبي است که شايسته ملت ايران هستند، حذف نخبگان از ساختار قدرت در طول سالهاي گذشته منجر به توليد طبقه اي از معروفان بي فضيلت شده است که نه قرآن کريم را خوانده اند نه نهج البلاغه را و نه آثار بزرگان ادب فارسي راحتي مي توانند روخواني کنند

و به نظر مي آيد تنها راه خروج از اين مسير هم اصلاح فرايندها و پذيرش حکمراني نخبگان است و لا غير. به راستي مناظره شهيد بهشتي و کيانوري و يا مناظره آيه اله مصباح و دکتر سروش با فرخ نگهدار و احسان طبري کجا و اين جدال هاي بي معنا و پرده دري ها کجا.

 و چه خوب جناب لسان العيب حافظ مي فرمايد که:

صلاح کار کجا و من خراب کجا      

ببين تفاوت ره از کجاست تا به کجا

 

صاحب امتياز