از حاشيه تا صدر


یادداشت |

 

حسين محمدي

 

چگونه گلستان به يکي از استانهاي تاثيرگذار و صدرنشين انجمن ملي سيبزميني ايران شد؟

سيب‌زميني از محصولات راهبردي کشاورزي و يکي از ارکان امنيت غذايي کشور است. به همين دليل، طي دهه‌هاي گذشته سياست غالب بر آن بود که توليد اين محصول در استان‌هاي سردسير متمرکز شود؛ استان‌هايي که به دليل شرايط اقليمي، امکان توليد محصولي باکيفيت‌تر، پربازده‌تر و ماندگارتر را دارند. از همين رو، استان‌هايي مانند اردبيل، همدان، اصفهان و گاها بعضي از ساير استان ها؛ به‌عنوان قطب‌هاي اصلي توليد سيب‌زميني کشور شناخته مي شدند و گلستان در حاشيه اين معادله قرار داشت.

در بيش از دو دهه گذشته، توسعه سيب‌زميني در گلستان نه از منظر اقليمي به رسميت شناخته مي‌شد، نه در ميان تصميم‌گيران ملي صداي رسايي داشت، نه در ذهن سياست‌گذاران جايگاه مناسبي يافته بود و نه در داخل استان اراده‌اي جدي براي رقابت با قطب‌هاي سنتي کشور شکل گرفته بود. از سوي ديگر، اين بخش نيز در اولويت برنامه‌هاي وزارت جهاد کشاورزي هم قرار نداشت. در آن سال‌ها، سيب‌زميني گلستان تنها زماني مورد توجه قرار مي‌گرفت که بازار کشور با کمبود محصول مواجه مي‌شد. به بيان ديگر، گلستان نقش «سوپاپ اطمينان» بازار را ايفا مي‌کرد؛ نه يک قطب توليد و نه يک بازيگر اثرگذار در سطح ملي.

پيامد اين نگاه، حذف تدريجي گلستان از بسياري از تصميم‌سازي‌ها و تصميم‌گيري‌هاي ملي بود.

اما کمتر کسي به ريشه اين وضعيت توجه مي‌کرد. چگونه مي‌توان از استاني که سال‌ها از حمايت‌هاي ملي، سرمايه‌گذاري مؤثر و زيرساخت‌هاي لازم محروم بوده است، انتظار رقابت با قطب‌هاي باسابقه کشور را داشت؟ واقعيت آن بود که اين شرايط، نتيجه سال‌ها غفلت از توسعه اين بخش بود، نه کمبود استعداد و ظرفيت.

اما اين وضعيت نمي‌توانست ادامه داشته باشد؛ در دل همين محدوديت‌ها، با همراهي کشاورزان فهيم، آگاه و دانش‌محور استان، رويکردي تازه شکل گرفت. هدف اين حرکت صرفاً افزايش توليد نبود، بلکه تقويت اعتمادبه‌نفس در ميان توليدکنندگان، ارتقاي جايگاه گلستان در ميان استان‌هاي توليدکننده و فراهم کردن زمينه حضور مؤثر در تصميم‌سازي‌ها و تصميم‌گيري‌هاي ملي بود.

با وجود نقش مهم توليد بهاره استان در تأمين نياز بازار، سهم گلستان در سياست‌هاي حمايتي، برنامه‌هاي توسعه‌اي، اعتبارات و تصميمات کلان، بسيار اندک بود. اين استان بيشتر زماني ديده مي‌شد که بازار کشور با کمبود سيب‌زميني روبه‌رو مي‌شد؛ گويي مأموريت آن تنها جبران کمبودها بود، نه ايفاي نقش به‌عنوان يک توليدکننده اثرگذار.

در برخي مقاطع حتي کيفيت پايين محصول گلستان، عاملي براي کاهش قيمت بازار تلقي مي‌شد و اين موضوع بهانه‌اي براي ناديده گرفتن ظرفيت‌هاي استان بود. اما کمتر کسي به اين پرسش پاسخ مي‌داد که چگونه مي‌توان از استاني که سال‌ها از سرمايه‌گذاري، زيرساخت، بذر مناسب و حمايت‌هاي ملي محروم بوده است، انتظار رقابت با قطب‌هاي قديمي کشور را داشت؟

با اين حال، اين وضعيت سرنوشت محتوم گلستان نبود.

تحول از زماني آغاز شد که نگاه‌ها از انتظار براي حمايت‌هاي بيروني، به ظرفيت‌هاي دروني استان معطوف شد. گروهي از کشاورزان پيشرو، کارشناسان، پژوهشگران و فعالان بخش خصوصي، توسعه را نه در انتظار تصميم ديگران، بلکه در اتکا به توان داخلي جست‌وجو کردند.

نخستين گام، سالم‌سازي بذر و ايجاد زنجيره توليد سيب‌زميني بذري بود. انعقاد تفاهم‌نامه ميان سازمان جهاد کشاورزي گلستان و سازمان جهاد کشاورزي سمنان با محوريت شهرستان شاهرود، زمينه شکل‌گيري اين زنجيره را فراهم کرد. به دنبال آن، شرکت‌هاي توليد بذر شکل گرفتند، ارتباط با مراکز توليد بذر کشور گسترش يافت، ارقام جديد وارد مزارع شد و عملکرد توليد به‌تدريج افزايش يافت. هم‌زمان، برگزاري همايش‌هاي تخصصي، ارتباط ميان کشاورزان، پژوهشگران، صنايع تبديلي و فعالان بازار را تقويت کرد. نتيجه اين تعامل، حرکت تدريجي از توليد ارقام صرفاً تازه‌خوري به سمت ارقام صنعتي و بازارپسند بود؛ تغييري که ارزش اقتصادي محصول را افزايش داد و جايگاه سيب‌زميني گلستان را در بازارهاي داخلي و صادراتي ارتقا بخشيد. اصلاح مديريت مزرعه، توسعه مکانيزاسيون، بهبود تغذيه گياهي، استفاده از دانش متخصصان برجسته و معرفي ظرفيت‌هاي استان، حلقه‌هاي ديگر اين زنجيره تحول بودند. در ادامه، با همکاري اتاق بازرگاني گرگان و بازرگانان بومي، صادرات سيب‌زميني به بازارهاي کشورهاي شمالي نيز آغاز شد. اين تجربه نشان داد که توسعه تنها به معناي افزايش توليد نيست؛ بلکه زماني پايدار خواهد بود که زنجيره ارزش، از بذر تا بازار، کامل شود. مجموعه اين اقدامات، گلستان را از استاني با نقش محدود و منفعل، به استاني پويا، رقابت‌پذير و اثرگذار در عرصه ملي تبديل کرد.

نماد اين تحول، انتخاب يکي از کشاورزان گلستان به رياست انجمن ملي سيب‌زميني ايران است؛ جايگاهي که تنها يک عنوان تشريفاتي نيست، يا موفقيت فردي؛ صنفي و استاني تلقي نمي‌شود؛ بلکه فرصتي براي دفاع از حقوق توليدکنندگان، جذب سرمايه‌گذاري، توسعه صادرات، انتقال مطالبات استان و مشارکت مؤثر در سياست‌گذاري‌هاي ملي به شمار مي‌رود.

با اين همه، اين موفقيت نبايد پايان راه تلقي شود. گلستان هنوز ظرفيت‌هاي فراواني براي توسعه توليد، تکميل زنجيره ارزش، فرآوري، صادرات و ارتقاي جايگاه خود در اقتصاد کشاورزي کشور دارد.

اکنون پرسش اساسي اين است: آيا مديران و تصميم‌گيران استان، به‌ويژه در حوزه اقتصاد کشاورزي، از ظرفيت‌ها، اختيارات و جايگاه انجمن ملي سيب‌زميني ايران به‌درستي آگاه هستند؟ و مهم‌تر از آن، چه برنامه‌اي براي بهره‌گيري از اين فرصت ملي در مسير توسعه کشاورزي استان دارند؟

پاسخ به اين پرسش، مي‌تواند مسير آينده سيب‌زميني گلستان را مشخص کند؛ مسيري که نشان داده است با باور به ظرفيت‌هاي داخلي، اعتماد به بخش خصوصي و برنامه‌ريزي علمي، مي‌توان از حاشيه به صدر رسيد.

 

کارشناس کشاورزي