شيوه حکمراني پيامبر (ص)
یاددداشت اول |
■ احسان مکتبی
فردا سالروز رحلت حضرت ختمي مرتبت (ص)است، باور عمومي در ميان بخش گسترده اي از مسلمانان و شيعيان آن است که خداوند متعال پيامبر اسلام را به پيامبري برگزيد و ايشان نيز امامان معصوم (ع) را به رهبري امت منصوب کردند و همه امور از جانب خداوند به آنها ابلاغ شده است و آنها نيز حکم پروردگار را به انجام مي رسانند، بنابراين جايي براي بحث و مجادله بر جاي نمي ماند، اما برخلاف اين نگاه انتصابي، مي توان با مبنا قراردادن سيره و روش رسول اله(ص) در حکمراني و مطالعه اسناد، نامه ها و پيمان نامه هاي سياسي برجاي مانده از آن حضرت متوجه اين نکته بنيادين شد که بر خلاف آنچه باور عمومي است، روش پيامبر(ص)، در حکمراني مدينه روشي مبتني بر قرارداد و پذيرش تکثر بوده است و از آنجا که قرارداد بايد بر اساس رضايت و اطمينان طرفين قرارداد سامان يابد بنابراين پيامبر(ص) توانست مبتني بر رضايت و همراهي قبايل شبه جزيره عربستان تنها در يک دهه تمام شبه جزيره را با خود همراه نمايد و اسلام را جهاني کند. براي نمونه پيمان صلح مدينه که در 47 بند بين قبايل مدينه به داوري پيامبر (ص)نوشته شده است و در ميان پژوهشگران به قانون اساسي مدينه مشهور است و يا قرارداد بسيار پراهميت صلح حديبيه که در سال ششم هجري با کفار قريش منعقد شده است نشانگر آن است که بايد نگاهي نو به زندگي، روش و نوع حکمراني پيامبر اکرم (ص) داشت و اين پرسش بنيادين را پاسخ داد که چگونه و براساس کدام روش پيامبر(ص) توانست بعد از يک دهه حکمراني در دولتشهر مدينه اسلام را از يک قبيله و يک روستاي کوچک تبديل به آييني جهاني کند. مطالعه در متن قراردادها و اسناد به ما مي آموزد که علاوه بر وحي الهي، پيامبر(ص) از مشورت و راهنمايي خردمنداني بهره مي برد که از روزگار خود چند گام پيش تر بوده اند.
براي نمونه پيامبر در اولين گام دستور سرشماري اهالي مدينه و در اقدام بعدي اقدام به ميل گذاري اطراف مدينه کرده اند تا حدود و ثغور دولتشهر مدينه تعيين شود و پس از آن پذيرش حقوق قبايل مسيحي و يهودي و ديگر آيين ها در مدينه و بسياري از آزادي هاي سنتي قبايل در مراسم ها و اختيارات درون قبيله اي تا انتخاب اختيار رييس قبيله، نشانگر پذيرش نوعي تکثر و قرارداد است که منجر به گسترش حکمراني اسلامي شد تا به آنجا که برخي پژوهشگران متاخر گفته اند پيامبر اسلام (ص) دو معجزه داشت قرآن و قرارداد. قرآن برخاسته از وحي الهي و قرارداد محصول خرد جمعي خردمندان در تدبير امور است و به اينگونه مي بينيد که دولتشهري با هزار و پانصد خانوار توانست در يک دهه فرمانرواي بخش بزرگي از جهان شود. خوب است نگاهي نو به تاريکخانه ذهني خود بتابانيم و با مطالعه مساله محور راز ارتقاي ملت ها و آيين ها را دريابيم.
صاحب امتياز