حريق استرآباد
تیتر اول |
احسان مکتبي- آن چنان که در خبرها ديديم و شنيديم بار ديگر آتش به جان بخشي از بافت تاريخي و سنتي گرگان افتاد و آن را سوزاند. آتشسوزي عصر دوشنبه در يکي از مغازه هاي قديمي ميدان شهرداري گرگان آغاز شد و با توجه به قديمي بودن مغازه ها به سرعت به مغازه هاي ديگر سرايت کرد و گويا نزديک به بيست مغازه در آتش سوخت. شهردار گرگان در اين باره به رسانه ها گفت: با توجه به گستردگي حريق، نيروهاي آتشنشاني از شهرهاي اطراف نيز براي کمک به عمليات اطفا در محل حاضر شدند و با همت و همراهي همه آتش نشانان و مسوولان شهري و استاني آتش مهار شد. درباره دليل و خسارت وارد شده به شهروندان نيز تا به حال مطلب قابل اتکايي منتشر نشده است، علت حادثه هر چه باشد از خسارتي که به صاحبان کسب و کار در ميدان شهرداري وارد شده است و علاوه بر آن لطمه اي که به افکار عمومي شهروندان وارد شده است، نمي کاهد. تلختر آنکه اين آتش سوزي ها مداوم در حال تکرار است. استاد اسداله معطوفي در کتاب ارزشمند سير تاريخي معماري گرگان و استر آباد درباره محلات و گذرهاي استر آباد صفحه 735 آورده است: متون و اسناد تاريخي اواخر دوره زند به بعد، به ويژه نگاشته هاي عصر قاجاري همگي به وجود سه محله بزرگ در شهر استرآباد يعني نعلبندان، ميدان و سبز مشهد اشاره کرده اند. هر يک از اين سه محل گذرهاي مختلفي داشته اند که گاه از آنها هم به عنوان محلات نام برده اند. در برخي از متون هم به محلات و گذرهاي ويژه اي اشاره کرده اند. مثلاً فتح الله ساروي در زمان ذکر ورود آقامحمدخان قاجار در صفر سال 1196 هـ مي نويسد:«چون صاحب قرآن به استرآباد وارد گرديد سادات کبار ،خوانين، طوايف و ارباب مناصب روساي دولوي قاجار که سر بر نمي آوردند و... همگي اظهار بندگي نموده... مرد و زن در کوچه و برزن طرح جشن انداختند .سروقدان (اهالي) دوچناران، کله پزان، چهل دختراني ها، کاسه گراني ها، ميداني، نعلبنداني، سبز مشهدي، سرچشمه اي و نقاره چياني به ديدار آمدند حضرت ظل الهي هم به اهالي تفقد نمود.... قلعه هاي حوالي و حواشي شهر در روستاها را امر به تخريب نمود غير از قلعه محمود. آنگاه رحيم خان دولو را بيگلربيگي استرآباد نمود و..... بنابراين تمام حدودي را که اين روزها در حوالي ميدان عباسعلي تا سرپير و دباغان است را بايد بر اساس اسناد در حيطه استر اباد تاريخي تعريف کرد اما آتش سوزي همواره يکي از دشمنان اين محلات بوده است. مهدي صفايي، فعال اجتماعي هم در اين باره معتقد است: آتش اين بار در ضلع شمال غربي ميدان شهرداري فقط تعدادي مغازه را درگير نکرد؛ بلکه بار ديگر آه از نهاد دوستداران گرگان بلند کرد.
وي ادامه مي دهد: در يک دهه اخير آتش سوزي خانه فروغي در ميخچه گران تکايا و بناهاي تاريخي محدوده ميدان عباسعلي و..... و حالا اين حادثه هر بار بخشي از حافظه تاريخي شهر را به کام آتش برده يا در معرض نابودي قرار داده است. اما افکار عمومي حق دارد بداند چه اتفاقي افتاده و چرا بار ديگر بخشي از بافت تاريخي گرگان گرفتار آتش شده است. علاوه بر آتش سوزي دوشنبه شب، چندي پيش نيز آتش بخشي از مغازه هاي ميدان را در خود گرفت. به نظر مي آيد بر اساس گزارشها دقيقا در همان محله ميدان نزديک به 120 سال پيش حريقي گسترده مغازه ها و دکان ها را سوزانده بود و از استرآباد شخصي به نام محمدرضا طهراني گزارشي از آن را براي نشريه حبل المتين فرستاده بود و اين نشريه گزارش کاملي از اين آتش سوزي را ذيل عنوان حريق استرآباد به سال 1324 شمسي منتشر کرده بود. گزارش را بخوانيد:
در وقايع اتفاقيه شب پنجشنبه اول مغرب شعله ي آتشي از دکان خياطي در چهار سوق مشتعل گشته به لباسهاي دوخته، که آن جا آويخته بود رسيده چون تمام پوشش دکاکين و عمارات آنجا از چوب و ني مي باشد سقف دکان خياطي شعله ور گرديده سرايت به چهار اطراف نموده دکاکين آن محوطه از بزازي و بقالي و خرازي فروشي که داراي نفت و فوتي بارود و فشنگ تفنگ و پارچه بوده يک مرتبه مشتعل شده به نوعي که احدي قادر بر اخماد آن نگرديد .
ناچار بعضي به خيال در بردن سرمايه ي خود افتاده، به نوعي که به دست هر کس مي رسيد اعم از انکه او را بشناسد يا نشناسد اموال مي دادند و مي گفتند ببريد منزل ما بدهيد. تا ساعت هشت اين احتراق طول کشيد آنچه اهل ولايت و صاحب منصب و سرباز و اجزا حکومت سعي و کوشش نمودند که اين نايره ي هولناک را خاموش سازند قائده نبخشيد .تمام چوبهاي سقف بازار به يکديگر ميخ کوب بود. سردار مفخم حکمران دامن همت بر کمر استوار فرموده، نه ساعت از شب گذشته به بازار آمده حکم عام داد در کوشش نمودن به خرابي اطراف آن. آتش کفايت ايشان نه فقط در حکومت است بلکه در هر امر بروز مي کند اول ان آتش شديدتر از نار نمرودي شده ابدا واهمه در سوختن نميکردند و حال آنکه اسباب وحشت تمام حضار بود هر قدر التماس در نزديک نرفتن به اتش مي کردند از روي همت قبول نفرموده مدتي ايستاد تا آتش را فرو نشاند و با خواطر جمعي تقريبا اول صبح بديخوانخانه مراجعت فرمود و به عموم رعيت تسلي داد که اموال هر کس را امشب ببرده باشند خواطر جمع باشد که تا دينار آخر گرفته مسترد خواهد داشت يوم بعد سوار به اطراف استر اباد و محلهاي ديگر فرستاد که در دشت هر کس بدون تذکره مالي برده باشد از يغما شده گان شب آتش سوزي غير مال التجاره گرفته به شهر بياورند .منتهاي کفايت و کارداني و دلسوزي را در آن عرصه وانفساه از پرده ي حجاب به عرصه ي ظهور آورد و الا تمام شهر اگر تا دو ساعت ديگر طول کشيده بود مي سوخت. قريب هزار دکان در بازار کهنه مع پنج کاروانسراي تجارتي و سه خانه در ان شب به کلي منهدم گرديده با زمين برابر شد .تخمينا يک کرور خسارت ملکي و مالي وارد آمد تيمچه ي حاجي صفر علي کاشاني، تيمچه نو، تيمچه ي زرگرها، سراي چهار در، سراي حاجي محمد تقي خان مع دالان آن همه سوخت و گمان نمي رود تا يکسال ديگر کساني که لامکان شده، آسوده شوند و بتوانند در استر آباد سکنايي جهت کسب و تجارت خود بر قرار نمايند جمعي هم در صورت پيدا نمودن مکان به واسطه عدم سرمايه و آبرو قادر به کسب نخواهند بود خداوند تمام نوع ما را از افت اينگونه قضاها محفوظ بدار ( حبل المتين سال چهاردهم شماره نهم 9شعبان 1324-28 سپتمبر 1906- ص 16)
به هر حال آتش آمد و سوزاند و رفت اما آن چنان که جناب سعدي مي فرمايد:
تير از کمان چو رفت نيايد به شست باز
پس لازم است در همه کاري تاملي
بايد به فکر ساز و کاري بود تا اين اتفافات تکراري استمرار پيدا نکند.