دلسوزيِ دولت براي مردم
حرف مردم |
گويا دولت در چارهجويي براي بحران بنزين، برنامه دارد که اتوموبيلهاي با 20 سال کارکرد را فرسوده اعلام کرده و متعاقب آن سهميهي بنزين يارانهايشان را قطع کند. اين برنامه که گويا قرار است اجرا شود، در اصل برنامهي درستيست و هيچ عقل سليمي در آن شک و ترديد روا نميدارد. اتوموبيلها ـ بهويژه اتوموبيلهاي ساخت داخل ـ بعد از 20 سال کار، علاوه بر مصرف بالاي بنزين، نگهدارياش براي دارندهي آن بهصرفه نيست و هزينهي بالايي بايد صرف نگهداري و تعميرات آن شود و از سوي ديگر عامل مؤثري براي آلودهگيِ هواست. بنابراين، بايد با اين برنامهي دولت با روي خوش مواجه شد و ز آن استقبال کرد، اما با اينهمه نکات ريز و درشتي لابهلاي اين برنامه به چشم ميخورد که به آساني نميتوان آن را ناديده گرفت.
دولت ميگويد ما مجموعاً روزانه 120 ميليون ليتر بنزين ميتوانيم توليد کنيم، درحاليکه مصرف روزانهي آن 135 ليتر است، يعني با کمبود 15 ميليون ليتر در روز مواجه هستيم و چون در حال حاضر امکاني براي واردات بنزين ـ با توجه به محاصرهي دريايي ـ نداريم، چارهاي جز حذف سهميهي تعدادي از اتوموبيلها نداريم. به اين ترتيب، درمييابيم که دولت نه به فکر آلودهگيِ هواست، نه دلش براي هزينههاي بالاي تعمير و نگهداريِ اين اتوموبيلها از سوي دارندهگان آن ميسوزد و گويا تمام هم و غمش، همآوردن سر و ته ماجراي کمبود بنزين است.
از يک سو نياز مبرم مردم به اين وسيلهي نقليه و از سوي ديگر گرانيِ وحشتناک در قيمت اتوموبيلها نو، انبوهي از مردم کشور را واداشته است که به همان اتوموبيل قديميِ خود بهرغم مصرف بالا و گرانيِ هزينهي نگهداري بسازند و در واقع چارهاي جز ساختن برايشان نمانده است وگرنه هيچ آدم عاقلي از اتوموبيل نو و آسايش و رفاه آن، بدش نميآيد و همه ميدانيم که امروز قيمت پرايد که ارزانترين نوع اتوموبيل در ايران است، به بيش از يک ميليارد تومان رسيده است.
هجده سال پيش همين پرايد را با استفاده از وام بانکي 6 ميليون تومان خريدم، اما اينک که با هزينه سرسامآور زندهگي ناگزيرم قيد مصرف گوشت و لنيات و ميوه و دارو و... را بزنم، چهگونه و با کدام پول ميتوانم براي همان پرايد دستکم يک ميليارد تومان هزينه کنم؟ از سوي ديگر با ماجراي قاچاق روزانهي 20 ميليون ليتر بنزين چهگونه کنار بيايم؟ گفته ميشود براي مصرف روزانه 15 ميليون ليتر بنزين کسر داريم درحاليکه در همان حال روزانه 20 ميليون ليتر قاچاق ميشود. چهگونه ميشود بيتوجهي و کمکاريِ دولت را در اين زمينه ناديده انگاشت؟
اين روزها شنيده ميشود که با افزودن چند درصد متانول به بنزين موجود در منابع، به حجم آن ميافزايند، اما ديگر توجه ندارند که همين درصد اندکِ متانولِ افزوده شده به بنزين موجب خوردهگيِ قطعاتي که به جريان و سوخت بنزين کمک ميکنند ميشود و هزينههاي هنگفتي روي دست مردم ميماند، آنوقت ما خوشخيالانه گمان ميکنيم دولت دلش به براي صرف هزينههاي زياد براي اتوموبيلهاي فرسوده ميسوزد و ميخواهد مردم را از شر اين هزينههاي گزاف خلاص کند.
از طلا بـودن پشيمان گشتهايم
مرحمت فرموده ما را مس کنيد