مسئوليت مدير فقط افتتاح پروژه نيست مردم نتيجه ميخواهند، نه فقط خبر
یادداشت |
بهرام جرجاني
در مديريت دولتي، تعداد جلسات، بازديدها، وعدهها و حتي افتتاح پروژهها، بهتنهايي معيار موفقيت يک مدير نيست. معيار واقعي، مسئلهاي است که براي مردم حل شده و نتيجهاي است که بتوان آن را با عدد و سند اندازه گرفت. اين روزها در گلستان، مانند هر سال، فهرست قابل توجهي از پروژهها براي افتتاح و بهرهبرداري اعلام ميشود. اصل اجراي پروژه و توسعه زيرساخت، بدون ترديد اتفاقي مثبت است؛ اما يک پرسش اساسي همچنان باقي است: اين پروژهها دقيقاً چه مشکلي از زندگي مردم حل کردهاند؟
اگر پروژهاي براي آب، برق، راه، فاضلاب يا اشتغال اجرا شده، بايد بتوانيم اثر واقعي آن را اندازه بگيريم؛ کاهش قطعي، کاهش زمان سفر، افزايش ظرفيت خدمات، ايجاد اشتغال پايدار يا هر شاخص ديگري که هدف پروژه بوده است.اينجاست که بايد ميان «فعاليت» و «عملکرد» تفاوت گذاشت.جلسه، بازديد، مکاتبه و افتتاح پروژه، فعاليت است؛ اما عملکرد زماني شکل ميگيرد که نتيجه آن فعاليت در زندگي مردم قابل مشاهده باشد.ممکن است مديري دهها جلسه برگزار و پروژههاي متعددي افتتاح کند، اما يک مشکل اساسي همچنان پابرجا بماند. در مقابل، مديري ممکن است کمتر در رسانهها ديده شود، اما يک مسئله قديمي را بهصورت واقعي حل کند. پس شايد تعريف ما از «کارنامه مدير» نيز نيازمند اصلاح باشد. کارنامه مدير را نبايد با تعداد خبرهايي که از او منتشر شده سنجيد؛ بايد با تعداد مسئلههايي سنجيد که پس از مديريت او ديگر وجود ندارند.اين نگاه، ضدمديريت يا ضدپروژه نيست؛ اتفاقاً دفاع از مديريت کارآمد است.مديري که بتواند با عدد، سند و شاخص نشان دهد چه مسئلهاي را تحويل گرفته و چه ميزان از آن را حل کرده، نيازي به تبليغ گسترده ندارد. نتيجه عملکرد او بهترين معرفينامه اوست.از سوي ديگر، منابع عمومي متعلق به مردم است و شهروندان حق دارند بدانند اعتبارات چگونه هزينه شده و نتيجه آن چه بوده است. بنابراين مطالبه گزارش عملکرد، نه بياعتمادي به مديران، بلکه بخشي از پاسخگويي و حکمراني مطلوب است.شايد وقت آن رسيده باشد که در ارزيابي مديران، سؤال اصلي را تغيير دهيم.
نه فقط:
«چه کارهايي انجام دادهايد؟»
بلکه:
«چه مسئلهاي را حل کردهايد و نتيجه آن را با چه عدد و سندي ميتوانيد به مردم نشان دهيد؟»
اگر اين تغيير نگاه جدي گرفته شود، افتتاح پروژه پايان کار نخواهد بود؛ بلکه آغاز مرحلهاي خواهد بود که در آن مردم ميتوانند اثر واقعي پروژه و عملکرد مدير را ارزيابي کنند.
در نهايت، جامعه به مديراني نياز دارد که عملکردشان فقط قابل روايت نباشد؛ بلکه قابل سنجش باشد.
مردم مديران پرخبر نميخواهند؛ مديراني ميخواهند که نتيجه عملکردشان در زندگي مردم ديده شود.
کارشناس حقوق