حکمراني مطلوب و نقش رسانه
یاددداشت اول |
■ مجتبی جمالی
تحقق حکمراني مطلوب بيش از آنکه صرفاً به ساختارها، قوانين و سازوکارهاي اداري وابسته باشد، به کيفيت سرمايه انساني در جامعه و نظام حکمراني وابسته است. حتي کارآمدترين قوانين و پيشرفتهترين ساختارهاي نهادي، در صورت فقدان نيروي انساني سازماني توانمند و جامعهاي آگاه، خلاق و مشارکتجو، نميتوانند به نتايج مطلوب منجر شوند. از اين منظر، سرمايه انساني را بايد يکي از مهمترين زيرساختهاي حکمراني مطلوب و توسعه پايدار دانست. سرمايه انساني در اين چارچوب، صرفاً به کارکنان و مديران دستگاههاي دولتي محدود نميشود، بلکه ميتوان آن را در دو سطح مکمل مورد توجه قرار داد:
نخست، سرمايه انساني سازماني و حاکميتي؛ يعني مديران، کارشناسان و کارکناني که در دستگاههاي دولتي و نهادهاي عمومي مسئوليت سياستگذاري، تصميمگيري، اجرا، نظارت و ارائه خدمات عمومي را بر عهده دارند.
دوم، سرمايه انساني عام و اجتماعي؛ يعني خانواده ها، شهروندان، گروههاي اجتماعي، نخبگان، جوانان، کارآفرينان و ساير کنشگران اجتماعي که ظرفيت دانشي، مهارتي و خلاقانه آنان ميتواند در حل مسائل عمومي و پيشبرد توسعه نقشآفرين باشد.
اين دو سطح از سرمايه انساني از يکديگر جدا نيستند، بلکه در تعامل با يکديگر کيفيت حکمراني را شکل ميدهند. بطوريکه بهترين نظام هاي اداري با سرمايه انساني توانمند، شايسته و حرفه اي نيز بدون برخورداري از شهرونداني آگاه، مسئول، مطالبهگر و مشارکتجو نميتواند به حکمراني مطلوب دست يابند.
از همينرو، حکمراني مطلوب را نميتوان صرفاً به معناي «دولت خوب» تلقي کرد؛ بلکه بايد آن را حاصل وجود همزمان و تعامل دولت توانمند و جامعه توانمند دانست.
بنابراين، يکي از الزامات حکمراني مطلوب، تبديل شهروند منفعل به شهروند آگاه، توانمند، خلاق و مشارکتجو است. اين امر البته خودبهخود اتفاق نميافتد. و بر اين اساس، جايگاه و نقش رسانه بعنوان يکي از سازوکارهاي موثر تحقق اين امر مطرح مي شود.
رسانه؛ يکي از مهمترين سازوکارهاي توانمندسازي شهروندان
در فرآيند توانمندسازي سرمايه انساني اجتماعي، رسانه جايگاهي اساسي دارد. امروزه رسانه صرفاً وسيلهاي براي انتقال خبر نيست؛ بلکه ميتواند يکي از مهمترين نهادهاي آگاهيبخشي، آموزش عمومي، فرهنگسازي و توانمندسازي اجتماعي باشد.
از اين منظر، نخستين کارکرد رسانه در ارتباط با سرمايه انساني اجتماعي،آگاهيبخشي است. شهروند آگاه، نقطه آغاز جامعه توانمند است. آگاهي از حقوق و مسئوليتهاي شهروندي، مسائل اقتصادي و اجتماعي، سياستهاي عمومي، عملکرد نهادها و تحولات جامعه، امکان مشارکت آگاهانهتر افراد را فراهم ميکند. فلذا نقش رسانه به اطلاعرساني محدود نميشود. و رسانه ميتواند ظرفيت شهروندان را براي مواجهه و درک بهتر محيط پيچيده اطلاعاتي افزايش دهد. اين موضوع در عصر شتاب تحولات فن آوري و گسترش شبکههاي اجتماعي، هوش مصنوعي و توليد انبوه اطلاعات، اهميت مضاعفي پيدا کرده است؛ امروز هر شهروند ميتواند همزمان دريافتکننده، توليدکننده و توزيعکننده اطلاعات باشد. مسئله امروز صرفاً دسترسي به اطلاعات نيست، بلکه توان تميز و تشخيص اطلاعات معتبر از اطلاعات نادرست و تبديل اطلاعات به دانش و تصميم درست است. لذا يکي از مهمترين مأموريتهاي رسانه در اين شرايط، کمک به شکلگيري شهرونداني است که نهتنها اطلاعات دريافت ميکنند، بلکه توانايي تشخيص، تحليل ،ارزيابي، پرسشگري، خلاقيت و تصميمگيري مسئولانه دارند.
در نهايت، بطور خلاصه ميتوان گفت: حکمراني مطلوب، حاصل تعامل دولت توانمند و جامعه توانمند است؛ دولت و جامعه توانمند نيز بدون سرمايه انساني کارآمد شکل نميگيرند و رسانه يکي از مهمترين سازوکارهاي تبديل سرمايه انساني اجتماعي به آگاهي، توانمندي، مشارکت و کنش مسئولانه است. از اين منظر، رسانه صرفاً يکي از ابزارهاي حکمراني نيست؛ بلکه بخشي از زيرساخت اجتماعي لازم براي تحقق حکمراني مطلوب است .
اين نگاه، موجب ارتقائ جايگاه رسانه از يک «ابزار اطلاعرساني» به يک «نهاد توانمندساز سرمايه انساني و ظرفيتساز حکمراني» مي شود .
معاون توسعه و مديريت منابع استانداري