از تهي سرشار
یادداشت |
نيما صفار
بچه هاي گلشن مهر خواستن صحبتامو درباره «مهدي اخوان ثالث» در انجمن حافظ، نوشته کنم، که چون عمدهش مربوط ميشد به پرسوناي «مهدي اخوان ثالث» و مفصّله ماجراش، ميرم سراغ بخش دوّم حرفام: احتمالن شنيدي اين نظر «يداللّه رؤيايي» رو که «اخوان» اصلن «نيما» رو نفهميده و فقط کوتاه و بلند کردن سطرا رو ازش گرفته. جوابم: «گيرم اينطور! چه بهتر!» که البته خيلي سرراست نيست ماجرا. ببينيم «نيما يوشيج» چه کرده؟ خيلي کارا! ولي دقيقن ببينيم اون محلّ نزاع رؤيايي و اخوان ناظر به چه جنبهيي از نيما بوده!: جواب ميتونه «فرم» باشه و يا دقيقتر «انسجام فرميک»! حالا کار کجا غميشدار ميشه؟ خود اخوانم چه تو اظهارات پراکنده و چه تو کتاب «بدعتها و بدايع نيما يوشيج» اهميّت نيما رو تو اين انسجام و هماهنگي فرم و محتوا دادن به شعر ميدونه و اين که تو کار نيما با يه «اثر» روبرو ميشيم؛ با تنيدگي و ... خب چه بهتر که به خاطر ميل روايي «سوّم برادران سوشيانس» و سبُکي سبک خراساني خودش پي اين تنيدگي و پيچيدگي نرفت و تا اينجاش ميگم «چه بهتر!» چون تو نگاه پساساختارگرايانه که من دارم و متن رو به اثر برتري ميدم، دقيقتر اين که نگاه متني رو برتري ميدم به نگاه منجر به اثر، و حتا نيما رو سواي کاراي مهمّي که کرد بابت بازگردوندن سامانه استعاريک به شعر رُک و موضوعمحور پسامشروطه تحسين نميکنم و از اين جنبه محافظهکار ميدونم، قطعن يه موهبت ميدونم براي فارسي که اخوان به سمت حرف و روايت و گفتن و حتا کاچگي رفت با وجود اينکه مسيري خلاف اين رو تو نيما ميپسنديد. فقط يه انقلت ميمونه: تو ويژهنامهيي که پس از مرگ اين حماسهسراي شکست نشريه «آدينه» درآورده بود براش، عکساي قشنگي ازش که خيليَم فتوژنيک بود، زده بودن اوّل هر مطلب و تيتر مطالب سطري از شعراش بود. براي ما که اون زمان تو دوران دانشجويي تو کتاباي شاملو و اخوان و سهراب و فروغ ميلوليديم و ازبر بوديم کلّي از کاراشونو، اين مواجهه با سطري جدا با فونت درشت، انگار کشف دوبارهش بود. بعد فکر کردم و دوباره خوندم و ديدم اخوان، تو به قول شعرحجميا عرض، مکاشفات محشري داره که هم از لحاظ ادراک و هم زبان و هم زاويه نگاه و ... بينظيرن ولي اغلب اون لحظات تو کلّيت شعر که گرايشاي کنايي-استعاريک داره، خرج، و شايد حيف، ميشن که البته بابت اين خرده نميشه گرفت بهش. هنوزم غايت تو داستاننويسي فارسي توليد يه کليّت و درآوردن استعاره و کنايه از اونه. شايدم تو اين شرايط چارهيي جز اينم نباشه ...