فقدان نظريه!!؟؟


یادداشت |

 

دکتر محمدرضا ناري ابيانه

پس از گذشت سالها جناب دکتر ربيعي ميگويد  نظريه اي  براي اداره جامعه وجود ندارد  اين نوع سخنان که معمولا از سوي مسوولان فعلي و سابق تکرار شده است بيشتر به يک اجبار تاريخي و از سر استيصال شبيه است. با بيش از 2000 دانشگاه و مرکز آموزش عالي، بيش از 7000 شرکت دانش بنيان و چندين هزار حوزه علميه چگونه است که فاقد نظريه ايم؟  اگر فاقد نظريه اداره ايم پس کشور چگونه اداره شده است؟ بي جهت نيست که هيچ يک از شش طرح توسعه پنج ساله کشور به اهداف از پيش تعيين شده خود دست نيافته است. مگر مي توان بدون نظريه اداره جامعه به قله پيشرفت رسيد؟ هيچ کس بدون آدرس به مقصد نرسيده است. اگر فاقد نظريه شامل در اداره جامعه ايم پس بودجه هاي صرف شده در مراکز ياد شده بالا صرف چه کاري چه شده است؟ اگر با مشکل فقدان نظريه مواجه ايم انواع و اقسام شوراي عالي، شوراهاي سياستگذاري، هيات هاي امنا و دبيرخانه ستادهاي ريز و درشت در کشور تا به حال مشغول چه کاري بوده اند؟ در اين ميان چرا فرهنگستان هاي جورواجور نقش خود را در اين زمينه به درستي ايفا نکرده اند؟ دانشگاه ها و جناح هاي سياسي که مدعي ارايه نسخه شفابخش براي جامعه بوده و هستند و بصورت اتوبوسي دولت ها و مجلس شوراي اسلامي را دست به دست مي کنند، بدون نظريه تاکنون چه کرده اند که مشکلات روزافزون زندگي را بيش از پيش براي مردم دشوار و دشوارتر کرده است؟ اينگونه به نظر مي رسد که فهم مشترکي در حاکميت پيرامون ضرورت وجود نظريه شامل براي اداره جامعه وجود ندارد. متاسفانه جهل بسياري از مسوولان در اين زمينه، جهل مرکب است يعني نمي دانند که نمي دانند!!! جاي شکرش باقي است که جهل جناب ربيعي در اين باب از نوع ساده است يعني مي دانند که نمي دانند!!! ولي اين اعتراف ديرهنگام دردي از دردهاي مبتلا به جامعه امروز ايران را درمان نمي کند. شايد اين اعتراف را بتوان فرار به جلو و براي فرار از پاسخگويي دانست. نمي توان و نبايد با طرح فقدان نظريه، مشکلات زندگي مردم را توجيه کرد. نظريه پردازي براي اداره جامعه از جمله مهم ترين فعاليت هاي خردورزي جامعه است که شايد افراد واقعا متخصص و نه در ادعا در اين زمينه از انگشتان يک دست نيز کمتر باشد.  وجود آثار متعدد از انديشمندان گذشته و حال ايران، منجر به توليد نظريه براي اداره جامعه نشده و نخواهد شد. دلخوش اند کساني که در خواب خوش خيالي خود، انتشار مقالات در نشريات خارجي را نشانه توليد علم و نظريه پردازي مي دانند!!! در صورتي که با وجود انتشار مقالات ياد شده باز هم فاقد نظريه براي اداره جامعه ايم. اينگونه به نظر مي رسد که با شستن چشم ها که هيچ، با شستن صورت و سر و گردن و با غسل بدن و شستن در و ديوار هم مشکل نبود نظريه شامل براي اداره جامعه حل نشود که تا کنون حل نشده است.بايد فکري کرد.