مراقب شکافهاي داخلي باشيم
یادداشت |
ابراهيم مهدوي
امروز جامعه ايران در موضوع حجاب، بيش از آنکه با مسئلهاي صرفاً مربوط به «پوشش» روبهرو باشد، با مسئلهاي عميقتر به نام هويت تاريخي، ديني و فرهنگي مواجه است. از يک سو، عدهاي ميکوشند حجاب را با دستور، بخشنامه، فشار و برخوردهاي تند تثبيت کنند؛ غافل از اينکه فرهنگ با اجبار ماندگار نميشود و باور با ترس شکل نميگيرد. از سوي ديگر، برخي نيز در واکنش به اين رويکرد، بيحجابي را به ابزار اعتراض، مقابله يا حتي عناد تبديل کردهاند. هر دو رويکرد، اگر به افراط کشيده شوند، جامعه را از گفتوگوي منطقي دور و شکافهاي اجتماعي را عميقتر ميکنند. حجاب در فرهنگ اسلامي و در سبک زندگي تاريخي بخش بزرگي از جامعه ايراني ريشه دارد و نميتوان اين پيشينه را ناديده گرفت. در عين حال، جامعه امروز را نيز نميتوان صرفاً با نسخههاي دستوري اداره کرد. همانگونه که دفاع از ارزشهاي ديني حق شهروندان است، اعتراض به شيوههاي نادرست برخورد نيز ميتواند موضوع گفتوگو باشد. اما پرسش مهم اين است: در شرايطي که کشور بيش از هميشه به آرامش، همبستگي و اتحاد ملي نياز دارد، آيا تبديل حجاب و بيحجابي به ميدان صفآرايي و تقابل اجتماعي به مصلحت جامعه است؟
ممکن است يک نفر با عنوان دفاع از حجاب و ديگري با عنوان دفاع از آزادي پوشش وارد اين تقابل شود، اما استمرار آن ميتواند در نهايت به يک نتيجه منتهي شود: دور شدن مردم از يکديگر و فرسايش سرمايه اجتماعي.
اين سخن به معناي ناديده گرفتن مسئله حجاب نيست؛ بلکه سخن از روش و زمان درست پرداختن به آن است. حجاب را نميتوان با زور محبوب کرد و بيحجابي را نيز نبايد الزاماً با عناد يکي دانست.
راه عبور از اين دوگانه، گفتوگو، آموزش، اقناع، احترام به کرامت انسانها و توجه همزمان به ارزشهاي ديني و ريشههاي فرهنگي و تاريخي ايران است.
امروز بيش از آنکه به دو جبهه «حجاب» و «ضدحجاب» نياز داشته باشيم، به نقطه اشتراکي به نام ايران نيازمنديم. در روزگاري که کشور با تهديد و جنگ روبهروست، حفظ همدلي و انسجام ملي بايد بر بسياري از اختلافات فرعي مقدم باشد.
شايد مهمتر از اينکه چه کسي در مناقشه حجاب پيروز شود، اين باشد که ايران از اين مناقشه، دوپاره و زخمي بيرون نيايد.
حجاب نه با چوب و تهديد ماندگار ميشود و نه با نفرت و لجاجت از ميان ميرود؛ فرهنگ زماني ماندگار است که فهميده، پذيرفته و در فضايي همراه با کرامت و اختيار زندگي شود.