خاندوزي در يک جايگاه اقتصادي موثر
یادداشت |
عيناله تاجيک
گاهي يک انتصاب فقط خبر جابهجايي يک مدير نيست. وقتي فردي از يک شهر برخاسته و سالها بعد در يکي از جايگاههاي مهم مسئوليت کشوري قرار ميگيرد، خبر براي زادگاه او نيز ميتواند معنايي فراتر از يک پيام تبريک يا انتشار چند خبر محلي داشته باشد.
24 شهريور امسال، دکتر سيد احسان خاندوزي بهعنوان رئيس جديد کارگروه بررسيهاي اقتصادي معاونت بررسي دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامي معرفي و جايگزين علي آقامحمدي شد. در اين مراسم از 36 سال فعاليت آقامحمدي نيز تقدير شد. دکتر خاندوزي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي است و پيش از اين مسئوليت وزارت امور اقتصادي و دارايي را در دولت شهيد رئيسي بر عهده داشت.خاندوزي متولد گرگان است و نام او در سالهاي گذشته، از فعاليتهاي دانشگاهي و کارشناسي در مرکز پژوهشهاي مجلس تا حضور در مجلس و دولت، بارها در سطح ملي مطرح شده است. در يک هفته گذشته اصل خبر اين انتصاب در رسانههاي ملي بازتاب يافت، اما به نظر ميرسد بازتاب آن در فضاي رسانهاي و عمومي گلستان چندان گسترده نبوده است. حتي تا آنجا که نگارنده مشاهده کرده، در گرگان نشاني از يک تبريک عمومي درخور اين انتصاب ديده نشد. البته از اين مشاهده نميتوان نتيجه گرفت که استان نسبت به دکتر خاندوزي بيتوجه بوده است. اما همين تفاوت ميان بازتاب ملي خبر و بازتاب محلي آن، يک سؤال را پيش ميکشد:
گرگان و گلستان با نيروهايي که از اين استان برخاستهاند و امروز در سطح ملي فعاليت ميکنند، چه نسبتي دارند؟
ماجرا فقط يک پيام تبريک نيست
طبيعي است که هر انتصاب ملي قرار نيست در زادگاه فرد به يک رويداد عمومي تبديل شود. اما درباره کسي مانند دکتر خاندوزي، موضوع فقط يک عنوان اداري نيست. او در دوره مسئوليت خود در وزارت اقتصاد، در پيگيري برخي مسائل اقتصادي و زيرساختي گلستان نيز حضور پررنگي داشت. از جمله، در موضوع سرمايهگذاري براي پتروشيمي گلستان و توسعه نيروگاه عليآبادکتول نقش و پيگيري مستقيم داشت؛ موضوعاتي که در آن مقطع در خبرهاي رسمي استان نيز بازتاب يافتند. بنابراين انتظار مي رفت اين انتصاب، دستکم بهانهاي براي يادآوري مسير طيشده، قدرداني از يک نيروي برخاسته از گرگان و استان و گفتوگويي درباره ادامه ارتباط او با مسائل استان باشد.
اما مسئله مهمتر از خود دکتر خاندوزي اين است که:
گلستان و گرگان با سرمايه انساني خود در خارج از استان چه ميکنند؟
وقتي ارتباط فقط هنگام نياز شکل ميگيرد.
در تهران و ديگر شهرهاي کشور، گلستانيهاي زيادي در دانشگاهها، دستگاههاي اجرايي، شرکتها و بخش خصوصي فعاليت ميکنند. برخي از آنها در همان حوزههايي کار ميکنند که گلستان براي حل مسائل خود به دانش، تجربه يا ارتباطات آنها نياز دارد.
اما آيا استان آنها را ميشناسد؟
آيا ميداند چه کساني در دستگاههاي ملي حضور دارند؟ چه تخصصي دارند؟ در چه حوزهاي ميتوانند کمک کنند؟ و وقتي يک مسئله مشخص در استان پيش ميآيد، چه کسي بايد با آنها ارتباط بگيرد؟
اگر پاسخ اين پرسشها روشن نباشد، رابطه استان با سرمايه انساني خود بيشتر به ارتباطهاي شخصي و مقطعي وابسته ميشود.
اين وضعيت ممکن است درباره بعضي شخصيتهاي ملي، بهتدريج به فاصله گرفتن از مسائل استان نيز منجر شود. البته نميتوان گفت هر شخصيتي که کمتر در امور گلستان حضور دارد، حتماً از استان دلزده يا بيعلاقه شده است. عوامل مختلفي ميتواند در اين فاصله نقش داشته باشد؛ از مشغلههاي شغلي گرفته تا فضاي سياسي و اداري استان و تجربهاي که افراد از همکاريهاي گذشته داشتهاند.
اما يک پرسش همچنان پابرجاست:
آيا گلستان براي حفظ ارتباط با سرمايههاي انساني خود، مسير مشخص و قابل اعتمادي ساخته است؟
چرا پيگيريها پراکنده ميشود؟
يکي از مشکلات معمول در چنين ارتباطهايي اين است که هر موضوع از يک مسير جداگانه دنبال ميشود. يک نفر با يک مدير تماس ميگيرد، گروهي ديگر همان مسئله را از مسير ديگري پيگيري ميکنند و در نهايت معلوم نيست چه کسي مسئول جمعبندي و ادامه کار است. در چنين شرايطي حتي افراد علاقهمند نيز ممکن است بعد از مدتي از ادامه پيگيري خسته شوند.
مسئله الزاماً نبود افراد توانمند نيست؛ گاهي نبود يک مسير روشن براي ارتباط ميان صاحب مسئله و صاحب ظرفيت است.
گلستان ميتواند براي اين موضوع يک دبيرخانه يا سازوکار حرفهاي و غيرجناحي ايجاد کند؛ نه براي جمعآوري اسامي و برگزاري جلسات تشريفاتي، بلکه براي اينکه مسائل مشخص استان را به افراد مناسب برساند و نتيجه پيگيريها را دنبال کند.
استاندار چه نقشي دارد؟
طهماسبي استاندار گلستان در دولت چهاردهم در اين ميان ميتواند نقطه اتصال دستگاههاي اجرايي، دانشگاهها، بخش خصوصي و شخصيتهاي ملي گلستاني باشد.
لازم نيست براي اين کار ساختار بزرگي ايجاد شود. ابتدا ميتوان چند مسئله مهم استان را مشخص کرد و براي هرکدام، سراغ افراد متخصصي رفت که در سطح ملي تجربه يا ارتباط مرتبط دارند.اگر اين ارتباط به نتيجه رسيد، ادامه پيدا کند؛ اگر هم نتيجه نداد، دليل آن مشخص شود.چنين رويکردي از دعوتهاي مناسبتي و نشستهاي عمومي فاصله ميگيرد و ارتباط را به يک کار مشخص تبديل ميکند.
نقش حضرت آيتالله نورمفيدي، نماينده وليفقيه در گلستان، نيز در چنين فرايندي ميتواند بيشتر در ايجاد فضاي اعتماد و نزديک کردن جريانهاي مختلف استان تعريف شود؛ نه ورود به امور اجرايي، بلکه کمک به اينکه سرمايههاي انساني استان به وابستگيهاي جناحي تقليل پيدا نکنند و امکان گفتوگو درباره مسائل مشترک استان فراهم باشد.
آيا وقت يک گفتوگوي جدي نرسيده است؟
شايد گلستان به جاي يک مراسم ديگر، به يک گفتوگوي جدي درباره سرمايه انساني خود نياز دارد.ميتوان نشستي که تاکنون براي پيشرفت گلستان همانند ساير استان ها مانند کرمان و اصفهان و... با حضور گلستانيهاي فعال در سطح ملي، مديران استان، دانشگاهيان، بخش خصوصي و نمايندگان دستگاههاي ملي برگزار نشد را در سايه وفاق و همدلي برگزار کرد؛ اما اين نشست زماني ارزش دارد که با فهرستي از مسائل واقعي استان همراه باشد.
پتروشيمي، آب، خليج گرگان، انرژي، راهآهن، کشاورزي، گردشگري و سرمايهگذاري فقط چند عنوان کلي نيستند. براي هرکدام ميتوان يک مسئله مشخص تعريف کرد و از افراد متخصص خواست درباره مسير حل آن نظر بدهند. بعد از جلسه و نشست هاي مشترک نيز بايد معلوم باشد در کارگروه هاي تخصصي چه کسي يا کساني مصوبات را پيگيري ميکنند و نتيجه و دستاورد آن چه بوده است.در غير اين صورت، حتي بهترين نشستها هم ممکن است در حد يک عکس گروهي و چند خبر باقي بمانند.
دکتر خاندوزي؛ يک انتصاب يا يک يادآوري؟
انتصاب دکتر احسان خاندوزي در جايگاه جديد، در درجه نخست يک خبر ملي است. اما براي گرگان و گلستان ميتواند يادآور موضوعي بزرگتر باشد: اينکه بخشي از سرمايه انساني استان سالهاست خارج از مرزهاي جغرافيايي آن زندگي و فعاليت ميکند.
شايد بهتر باشد به جاي اينکه فقط درباره تعداد پيامهاي تبريک يا ميزان بازتاب خبر صحبت کنيم، سؤال ديگري را دنبال کنيم:
گلستان براي ارتباط با سرمايههاي انساني خود در خارج از استان چه کرده است؟
اگر سازوکاري وجود دارد، نتيجه آن کجاست؟ اگر وجود ندارد، چه کسي بايد شروعش کند؟ اين پرسش را نميتوان با يک مراسم يا يک پيام تبريک پاسخ داد. پاسخ زماني روشن ميشود که يک مسئله واقعي استان روي ميز قرار گيرد و معلوم شود آيا ميان آن مسئله و گلستانيهايي که در سطح ملي تجربه و تخصص دارند، ارتباطي شکل ميگيرد يا نه.
در غير اين صورت، با ادامه بيتوجهي به سرمايههاي انساني، پيگيريهاي جزيرهاي، مناسبات فرسايشي و گاه نخبهسوزي و شخصيتسوزي، نميتوان کورسوي اميدي جدي براي توسعه شهر و استان متصور بود.استاني که نيروهاي ملي خود را به رسميت نميشناسد، از آنان قدرداني نميکند و براي ارتباط و پيگيري مطالبات سازوکار حرفهاي ندارد، بهتدريج سرمايههاي خود را از دست ميدهد. به اميد آن روز، که خبر يک انتصاب ديگر فقط خبر يک انتصاب نباشد؛ معلوم شود زادگاه يک مدير ملي، براي ارتباط با سرمايه انساني خود نيز برنامهاي هدفمند و مشخص دارد.
فعال رسانه