انسان وحشی


یادداشت |

مهدی سیف حسینی

چقدر توی زندگی شادی و لذت وجود دارد اما ما خودمان را سپردیم به دست نکبت و دائم در فشار افسردگی و اضطراب، بیزار از در کنار هم بودن و فرار از همدیگر. راستی این انسان را چه می شود که اینهمه با ذلت روزگار می گذراند. مگر می شود این انسان اشرف مخلوقات برترین موجود کره زمین دید که از همه حیوانات درنده تر باشد. حیوانات اگر همدیگر را میدرند، اما وقتی سیر می شوند دیگر آزارشان به کسی نمی رسد، اما این انسان این عقل کل، این برترین موجود کره زمین، دائم در حال خون ریختن و کشتار همنوع خود است و در ۲۵۰ سال اخیر ۲۳۰ سال آن را جنگیده و میلیون میلیون موجود چون خود را نابود کرده است. از کشتار که بگذریم در مال اندوزی آنقدر حریص است که مرتب در حال کلاه گذاشتن سر آن دیگری و حتی فامیل و نزدیکان خود برای کسب ثروت و مال بیشتر است و دائم جمع می کند و وقتی نگاه می کنی می بینی برای قرن ها انباشت ثروت از خود باقی می گذارد اما بدون اینکه هیچ بهره مطلوب شخص خودش از آن ثروت برده باشد.

راستی دیده ای که غیر از این انسان (که اشرف مخلوقات است) موجود دیگری اینهمه دروغ بگوید؟ مرتب در حال دروغ گفتن است و لذا بیخود نبود که معتقدین به آئین زرتشت و بخصوص داریوش شاه دعا می کردند که خدایا ای اهورا مزدا، ملت من را از جنگ، قحطی و دروغ مصون بدار که دروغ چقدر نفرت انگیز است که فقط انسان می گوید. راستی مگر نمی شود این انسان به زیبایی نگاه کند، به جنگل و طبیعت برود، با همنوعان خود بگوید، بخندد و آواز بخواند. به زمزمه پرندگان و آواز جویبار گوش کند، برقصد و بخواند و دیگران را شاد کند که این موهبتی است در زندگی و خوشا بحال آنانکه از لحظه، لحظه زندگی خود برای خوشی، شادی، آواز، رقص، طبیعت و ... بهره و لذت می برند و دیگران را در یک حس خوب شریک می کنند.