مدرسه دوباره آغاز میشود
یادداشت |
مسعود بیدلی نامنی
می خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که *چگونه دانشآموزان را برای بازگشت به مدرسه آماده کنیم؟*
بازگشت به مدرسه همیشه فقط به معنای پوشیدن لباس مدرسه، آماده کردن کیف و خرید لوازمالتحریر نیست. برای بسیاری از دانشآموزان، شروع سال تحصیلی به معنای بازگشت به یک نظم جدید از خواب و بیداری، مسئولیت، ارتباط اجتماعی، یادگیری و ارزیابی است. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که دانشآموزان پس از یک دوره طولانی دوری از مدرسه، آموزش غیرحضوری یا کاهش ارتباط مستقیم با محیط مدرسه، دوباره قرار است در کلاس درس حاضر شوند. در چنین شرایطی ممکن است بعضی دانشآموزان برای بازگشت به مدرسه هیجانزده باشند، اما برخی دیگر احساس نگرانی، بیحوصلگی، ترس یا حتی مقاومت نشان دهند.
بنابراین، یکی از مهمترین وظایف خانواده و مدرسه در آغاز سال تحصیلی این است که بازگشت به مدرسه را از یک *«اجبار»* به یک *«تجربه دوباره و شیرین»* تبدیل کنند.
*آمادگی برای مدرسه از خانه آغاز میشود*
والدین معمولاً در روزهای پایانی تعطیلات به فکر خرید کیف، کفش، لباس و لوازمالتحریر میافتند؛ اما مهمتر از این آمادگیهای ظاهری، آمادگی روانی و رفتاری دانشآموز است.
دانشآموزی که چندین هفته یا ماه دیر میخوابیده، صبحها دیر از خواب بیدار میشده و برنامه مشخصی برای فعالیتهای روزانه نداشته است، نمیتوان انتظار داشت که از روز اول مدرسه بدون هیچ دشواری ساعت شش صبح از خواب بیدار شود و چند ساعت در کلاس تمرکز کند.
بهتر است خانوادهها چند روز پیش از آغاز مدرسه، بهتدریج ساعت خواب و بیداری فرزندشان را به برنامه مدرسه نزدیک کنند. این تغییر اگر تدریجی باشد، معمولاً آسانتر از تغییر ناگهانی خواهد بود.
*مدرسه را با اضطراب معرفی نکنیم*
گاهی والدین، ناخواسته، مدرسه را با جملاتی مانند:
امسال دیگر باید خیلی درس بخوانی.
اگر نمره خوب نگیری...
«دیگر خبری از بازی نیست.»
«معلمها امسال سختگیر هستند.»
به کودک معرفی میکنند. ممکن است هدف والدین ایجاد انگیزه باشد، اما چنین جملاتی میتواند در ذهن دانشآموز، مدرسه را با تهدید، تنبیه و فشار پیوند دهد.
بهتر است به جای آن، از تجربههای مثبت مدرسه صحبت کنیم:
«دوستانت را دوباره میبینی.»
«امسال چیزهای تازهای یاد میگیری. »
«فرصت داری در فعالیتهای جدید شرکت کنی. »
«اگر در درسی مشکل داشتی، با هم راهش را پیدا میکنیم.»
این تفاوت کوچک در نوع گفتوگو میتواند نگرش کودک نسبت به شروع سال تحصیلی را تغییر دهد.
*دو هفته نخست؛ فرصت آشتی دوباره با مدرسه*
یکی از پیشنهادهای قابل توجه برای آغاز سال تحصیلی، اختصاص دو هفته نخست به دوره سازگاری و پیوند مجدد دانشآموز با مدرسه است.
*منظور از این پیشنهاد، تعطیل کردن مدرسه یا بیاهمیت دانستن آموزش نیست؛ بلکه ایجاد یک دوره مقدماتی است تا دانشآموز پس از فاصله گرفتن از فضای مدرسه، ابتدا از نظر روانی، عاطفی، اجتماعی و جسمانی برای یادگیری آماده شود.*
در این دو هفته، میتوان از تدریس رسمی و فشرده دروس فاصله گرفت و بخش عمده برنامه را به فعالیتهایی اختصاص داد که دانشآموز را با محیط مدرسه، معلمان و همسالان دوباره هماهنگ کند.
در واقع، قبل از اینکه از دانشآموز بپرسیم:
«چه چیزی یاد گرفتهای؟»
شاید بهتر باشد ابتدا مطمئن شویم که:
«آیا با مدرسه احساس ارتباط و تعلق پیدا کردهای؟»
*دو هفته اول؛ مدرسه بدون درس نیست، مدرسه بدون فشار درسی است*
در این دوره، مدرسه میتواند همچنان فعال، پویا و هدفمند باشد؛ اما محور فعالیتها از آموزش رسمی و ارزیابی درسی به سمت سازگاری، ارتباط، نشاط، بازی، ورزش و فعالیتهای پرورشی تغییر کند.
*برنامه دو هفته نخست میتواند شامل موارد زیر باشد:*
*۱. فعالیتهای ورزشی*
ورزشهای گروهی، بازیهای حرکتی، مسابقات دوستانه، نرمش صبحگاهی و فعالیتهای متناسب با سن دانشآموزان میتواند بخش مهمی از برنامه باشد.
هدف اصلی در این مرحله، صرفاً رقابت یا کسب مقام نیست؛ بلکه تحرک، شادی، مشارکت، همکاری و برقراری ارتباط با دیگران است.
*۲. بازیهای پرورشی و گروهی*
بازیهای مشارکتی(مثل مجموعه بازیهای تپش)، بازیهای فکری، مسابقات گروهی، فعالیتهای خلاقانه، نمایش، داستانگویی، بازیهای نقشآفرینی و برنامههای پرورشی میتوانند فضای مدرسه را برای دانشآموز جذابتر کنند.
بازی بهویژه در روزهای نخست، زبان ارتباطی بسیار مناسبی میان دانشآموزان و حتی میان دانشآموز و معلم است.
*۳. فعالیتهای فرهنگی و هنری*
نقاشی، موسیقی، شعر، داستان، نمایش، کاردستی، فعالیتهای هنری و برنامههای فرهنگی میتوانند فرصت مناسبی برای شناخت استعدادها و علایق دانشآموزان فراهم کنند.
*۴. ارتباط دوباره با دوستان و همکلاسیها*
برای بسیاری از دانشآموزان، بازگشت به مدرسه بیش از آنکه بازگشت به کتابهای درسی باشد، بازگشت به یک محیط اجتماعی است.
این دو هفته میتواند فرصتی برای شکلگیری دوباره روابط دوستانه، آشنایی دانشآموزان جدید با محیط و ایجاد ارتباط میان دانشآموزان باشد.
*۵. آشنایی دوباره با معلم*
معلم میتواند در این دوره بیش از آنکه صرفاً نقش انتقالدهنده محتوای درسی داشته باشد، نقش تسهیلگر ارتباط و ایجادکننده امنیت روانی را ایفا کند.
گفتوگو با دانشآموزان،روایت گری مناسب اتفاقات کشور، بازیهای گروهی، شناخت علایق آنان و ایجاد فضای صمیمی میتواند زمینه رابطه مثبت معلم و دانشآموز را فراهم کند.
*هدف اصلی دو هفته اول چیست؟*
هدف این دو هفته آن است که دانشآموز:
- دوباره به حضور در مدرسه عادت کند؛
- با محیط مدرسه احساس امنیت و آرامش بیشتری داشته باشد؛
- با معلم و همکلاسیها ارتباط برقرار کند؛
- در فعالیتهای گروهی مشارکت کند؛
- احساس تعلق به مدرسه را تجربه کند؛
- نشاط و انگیزه بیشتری پیدا کند؛
- و بهتدریج برای ورود به فرایند رسمی یادگیری آماده شود.
بنابراین، میتوان این دوره را *«دوره آمادهسازی برای یادگیری»* نامید.
*از دانشآموز انتظار نداشته باشیم همه چیز را یکباره جبران کند*
یکی از اشتباهات رایج پس از یک دوره آموزشی نامنظم، تلاش برای جبران سریع همه عقبماندگیهاست.
ممکن است خانواده از همان هفته اول، ساعتهای طولانی مطالعه را به دانشآموز تحمیل کند. اما ذهن و رفتار دانشآموز نیز مانند بدن نیازمند دوره سازگاری است.
بهتر است در هفتههای نخست، هدف اصلی را بر بازگشت به عادتهای صحیح یادگیری قرار دهیم، نه صرفاً افزایش حجم تکالیف.
*دانشآموز باید دوباره یاد بگیرد:*
- در کلاس تمرکز کند؛
- تکلیف خود را بهموقع انجام دهد؛
- برای مطالعه برنامه داشته باشد؛
- سؤال بپرسد؛
- اشتباه کردن را بخشی از یادگیری بداند؛
- و در برابر یک مسئله دشوار، سریع تسلیم نشود.
این مهارتها در بلندمدت بسیار مهمتر از آن هستند که دانشآموز در چند هفته نخست چند صفحه بیشتر مطالعه کرده باشد.
*بعضی دانشآموزان از بازگشت به مدرسه نگرانند*
مدرسه فقط محل یادگیری کتابهای درسی نیست؛ مدرسه یک محیط اجتماعی نیز هست.
دانشآموز باید دوباره با همکلاسیها ارتباط برقرار کند، در فعالیتهای گروهی شرکت کند، با معلم ارتباط بگیرد و گاهی اختلافات خود با دیگران را مدیریت کند.
برای بعضی کودکان و نوجوانان، همین بخش میتواند اضطرابآور باشد؛ بهخصوص دانشآموزانی که خجالتی هستند یا اعتمادبهنفس پایینتری دارند.
والدین میتوانند قبل از آغاز مدرسه با فرزند خود درباره موقعیتهای مختلف گفتوگو کنند:
«اگر دوستت با تو بازی نکرد چه کار میکنی؟»
«اگر در کلاس جواب سؤال را نمیدانستی چه؟»
«اگر با دوستت اختلاف پیدا کردی چگونه میتوانی آن را حل کنی؟»
این گفتوگوها نوعی تمرین ذهنی برای موقعیتهای واقعی هستند و میتوانند آمادگی روانی دانشآموز را افزایش دهند.
*نقش معلم؛ ایجاد امنیت قبل از آموزش*
در هفتههای نخست سال تحصیلی، معلم فقط انتقالدهنده مطالب درسی نیست؛ او نقش مهمی در ایجاد احساس امنیت روانی دانشآموزان دارد.
دانشآموزی که احساس کند میتواند سؤال بپرسد، اشتباه کند و دوباره تلاش کند، آمادگی بیشتری برای یادگیری خواهد داشت.
بنابراین بهتر است در دوره آغازین سال تحصیلی، در کنار برنامههای آموزشی، زمانی نیز برای گفتوگو، بازیهای آموزشی، فعالیتهای گروهی و شناخت وضعیت دانشآموزان در نظر گرفته شود.
گاهی یک معلم با یک جمله ساده مانند:
«اشتباه کردن یعنی هنوز در حال یادگیری هستی.»
میتواند نگرش دانشآموز نسبت به شکست و یادگیری را تغییر دهد.
*به جای مقایسه، پیشرفت را ببینیم*
یکی از عوامل آسیبزا در آغاز سال تحصیلی، مقایسه دانشآموز با دیگران است.
«ببین دوستت چقدر جلوتر است.»
«چرا تو مثل خواهرت نیستی؟»
«همکلاسیات همیشه نمرهاش از تو بهتر است.»
این جملات ممکن است ظاهراً محرک باشند، اما میتوانند موجب افزایش فشار روانی و کاهش اعتمادبهنفس دانشآموز شوند.
بهتر است به جای مقایسه با دیگران، دانشآموز را با گذشته خودش مقایسه کنیم:
«امسال نسبت به سال قبل بهتر برنامهریزی کردی.»
«این بار قبل از اینکه ناامید شوی، دوباره تلاش کردی.»
«این قسمت را نسبت به دفعه قبل بهتر انجام دادی.»
این نوع بازخورد، فرهنگ تلاش و رشد را تقویت میکند.
*والدین نباید تمام مسئولیت را بر عهده بگیرند*
یکی دیگر از نکات مهم، حفظ تعادل میان حمایت و استقلال است.
گاهی والدین برای اینکه فرزندشان موفق شود، تمام کارهای او را انجام میدهند؛ برنامهریزی میکنند، تکالیف را کنترل میکنند، وسایل مدرسه را آماده میکنند و حتی در انجام تکالیف بیش از اندازه دخالت میکنند.
حمایت والدین ضروری است، اما هدف نهایی باید این باشد که دانشآموز بهتدریج مسئولیت یادگیری خود را بپذیرد.
بهتر است به جای اینکه بگوییم:
«برو درست را بخوان.»
بپرسیم:
«برای امروز چه برنامهای داری؟»
و به جای:
«چرا تکلیفت را انجام ندادی؟»
بپرسیم:
«چه چیزی باعث شد نتوانی برنامهات را اجرا کنی؟»
این تغییر کوچک، کودک را از جایگاه «دریافتکننده دستور» به جایگاه حلکننده مسئله نزدیک میکند.
*پس از دو هفته، آموزش رسمی چگونه آغاز شود؟*
پس از پایان دوره سازگاری، آموزش رسمی میتواند تدریجی و متناسب با شرایط دانشآموزان آغاز شود.
در این مرحله نیز بهتر است شروع آموزش با فشار ناگهانی، حجم بالای تکالیف و ارزیابیهای متعدد همراه نباشد.
معلم میتواند در هفتههای بعد، بهتدریج زمان اختصاصیافته به آموزش رسمی را افزایش دهد و همزمان بخشی از فعالیتهای ورزشی، پرورشی، هنری و گروهی را نیز حفظ کند.
زیرا هدف، بازگرداندن دانشآموز به یک «مدرسه دوستداشتنی» است؛ نه اینکه پس از دو هفته، دوباره همه چیز به الگوی فشار و اضطراب تبدیل شود.
*یک برنامه ساده برای روزهای آغاز مدرسه*
برای خانوادههایی که میخواهند فرزندشان شروع آرامتری داشته باشد، میتوان چند اقدام ساده پیشنهاد کرد:
۱. ساعت خواب و بیداری را بهتدریج تنظیم کنند.
۲.استفاده از تلفن همراه و بازیهای دیجیتال را، بهخصوص پیش از خواب، مدیریت کنند.
۳.صبحانه مناسب و زمان کافی برای آماده شدن در نظر بگیرند.
۴. درباره نگرانیهای فرزندشان با آرامش گفتوگو کنند.
۵.از تهدید و ایجاد ترس درباره مدرسه پرهیز کنند.
۶. در هفتههای نخست، بیش از اندازه روی نمره و تکلیف فشار وارد نکنند.
۷.تلاش و پیشرفت دانشآموز را مورد توجه قرار دهند.
۸. فرصت کافی برای بازی، تحرک و ارتباط اجتماعی فراهم کنند.
۹.اگر دانشآموز اضطراب قابل توجه، اختلال خواب، امتناع مداوم از مدرسه یا تغییرات رفتاری شدید نشان داد، موضوع را جدی بگیرند و با مشاور مدرسه یا متخصص مربوط مشورت کنند.
*مدرسه باید دوباره «دوستداشتنی» شود*
پس از یک دوره طولانی دوری از مدرسه، شاید مهمترین هدف این نباشد که دانشآموز از همان روزهای اول تمام مطالب عقبافتاده را جبران کند.
هدف مهمتر این است که رابطه دانشآموز با مدرسه، یادگیری و معلم دوباره شکل بگیرد.
اگر دانشآموز مدرسه را محیطی امن، قابل پیشبینی، شاد و حمایتگر تجربه کند، زمینه مناسبتری برای شکلگیری انگیزه و مشارکت در یادگیری فراهم خواهد شد.
مدرسه موفق فقط مدرسهای نیست که دانشآموز در آن نمرات خوبی کسب میکند؛ مدرسه موفق جایی است که دانشآموز در آن یاد میگیرد چگونه یاد بگیرد، چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند، چگونه با مشکلات روبهرو شود و چگونه پس از یک شکست دوباره تلاش کند.
*سخن پایانی*
بازگشت به مدرسه، برای دانشآموزان فقط بازگشت به یک ساختمان نیست؛ بازگشت به یک سبک زندگی، یک شبکه اجتماعی و یک مسیر تازه برای رشد است.
در این مسیر، خانواده، معلم، مشاور و مدرسه هرکدام نقشی دارند.
شاید بتوان دو هفته نخست سال تحصیلی را فرصتی برای *«آشتی دوباره دانشآموز با مدرسه»* دانست؛ دو هفتهای که در آن به جای عجله برای آموزش و ارزیابی، فرصت بیشتری برای ورزش، بازی، فعالیتهای پرورشی، ارتباط، شادی، شناخت و ایجاد احساس تعلق فراهم شود.
اگر به جای فشار، از حمایت؛ به جای مقایسه، از تشویق؛ به جای ترساندن، از گفتوگو و به جای تمرکز صرف بر نمره، بر رشد همهجانبه دانشآموز تأکید کنیم، بازگشت به مدرسه میتواند نه یک دوره اضطراب، بلکه فرصتی برای بازسازی انگیزه، اعتمادبهنفس و شوق یادگیری باشد.
و شاید بهترین پیامی که میتوان در آغاز سال تحصیلی به دانشآموزان داد این باشد:
*«قرار نیست از روز اول همهچیز را بلد باشی؛ قرار است قدمبهقدم یاد بگیری و بهتر شوی.»*
دکترای روانشناسی و فعال حوزه تعلیم و تربیت