کارنامه توسعه گلستان کجاست؟
یادداشت |
بهرام جرجاني
2169 پروژه و بيش از 52 هزار و 449 ميليارد تومان اعتبار؛ عددي که در هفته دولت امسال به عنوان يکي از مهمترين آمارهاي عملکردي استان گلستان اعلام شد. بر اساس گزارش ارائهشده از سوي مديريت استان، از اين تعداد 1907 پروژه با اعتبار 33 هزار و 500 ميليارد تومان در مرحله افتتاح قرار داشته و 262 پروژه با اعتبار 18 هزار و 949 ميليارد تومان وارد مرحله آغاز عمليات اجرايي شدهاند.
اين اعداد قابل توجهاند؛ اما درست از همينجا بايد يک سؤال جديتر مطرح شود:
کارنامه توسعه گلستان را بايد با تعداد پروژهها سنجيد يا با نتيجهاي که اين پروژهها براي مردم ايجاد ميکنند؟
پاسخ اين پرسش براي آينده استان اهميت زيادي دارد.
افتتاح با آغاز عمليات اجرايي يکسان نيست
در ميان 2169 پروژه، يک تفاوت مهم وجود دارد که نبايد در حجم بزرگ عدد کلي گم شود. 1907 پروژه در فهرست طرحهاي قابل افتتاح قرار گرفتهاند؛ اما 262 پروژه تازه وارد مرحله عمليات اجرايي شدهاند. بنابراين نميتوان همه 2169 پروژه را از نظر ميزان پيشرفت، اثرگذاري و زمان رسيدن به نتيجه در يک سطح قرار داد. پروژهاي که به بهرهبرداري رسيده، بايد با خروجي واقعي آن سنجيده شود. پروژهاي که تازه عمليات اجرايي آن آغاز شده، بايد با زمانبندي، اعتبار و تعهد مشخص براي تکميل سنجيده شود. اين تفکيک ساده، تصوير دقيقتري از وضعيت توسعه استان به مردم ميدهد.
يک سؤال مهمتر: تکليف پروژههاي نيمهتمام چه شد؟
اين موضوع زماني اهميت بيشتري پيدا ميکند که بدانيم در گزارشهاي هفته دولت، از وجود حدود 1200 پروژه نيمهتمام باقيمانده از گذشته در استان سخن گفته شده و همزمان تأکيد شده که اولويت، تکميل پروژههاي قديمي، مهم و ملي است.
پس اکنون يک مطالبه کاملاً روشن شکل ميگيرد: از ميان پروژههاي اعلامشده، چه تعداد مربوط به تکميل طرحهاي قديمي و نيمهتمام بوده و چه تعداد پروژه جديد محسوب ميشوند؟
اگر بخش قابل توجهي از اين سرمايهگذاري به تکميل پروژههاي سالهاي گذشته اختصاص يافته باشد، اين خود ميتواند يک شاخص مهم عملکردي باشد.
اما اگر پروژهاي جديد تعريف شده، مردم بايد بدانند چرا آن پروژه در اولويت قرار گرفته و چه مسئلهاي را قرار است حل کند.
52 هزار ميليارد تومان؛ خروجي اين سرمايهگذاري چيست؟
وقتي رقم سرمايهگذاري به بيش از 52 هزار ميليارد تومان ميرسد، انتظار طبيعي افکار عمومي اين است که تصوير روشني از محل هزينهکرد و نتيجه آن داشته باشد. نه فقط نام پروژهها؛ بلکه نتيجه آنها. مثلاً: کدام پروژه مشکل آب يک منطقه را کاهش داده است؟
کدام پروژه ظرفيت اشتغال پايدار ايجاد کرده است؟
کدام پروژه يک گلوگاه زيرساختي را برطرف کرده است؟
کدام پروژه نيمهتمام چندينساله را به سرانجام رسانده است؟
و در نهايت:
سهم هر شهرستان از اين سرمايهگذاري چقدر بوده و اين سهم بر چه مبنايي تعيين شده است؟
اينها پرسشهاي سياسي نيستند؛ پرسشهاي ساده و منطقي درباره شفافيت، اولويتبندي و اثربخشي منابع عمومي هستند.
يک پيشنهاد براي تکميل گزارش عملکرد
به نظر ميرسد مرحله بعدي پس از اعلام آمار 2169 پروژه، بايد انتشار يک فهرست شفاف و قابل ارزيابي از پروژهها باشد.
براي هر پروژه کافي است چند اطلاعات مشخص در اختيار مردم قرار گيرد:
نام پروژه، شهرستان، دستگاه اجرايي، اعتبار، وضعيت فعلي، درصد پيشرفت، تاريخ آغاز، زمان پيشبينيشده براي بهرهبرداري و هدف اصلي پروژه. در چنين شرايطي، مردم و رسانهها ميتوانند يک سال بعد دوباره به همان فهرست مراجعه کنند و ببينند:
چه چيزي وعده داده شد و چه چيزي محقق شد؟ اين همان نقطهاي است که گزارش عملکرد از يک فهرست آماري به کارنامه قابل سنجش تبديل ميشود.
توسعه را بايد در زندگي مردم ديد
گلستان براي توسعه به سرمايهگذاري، پروژههاي زيرساختي و تصميمهاي بزرگ نياز دارد؛ اما هيچ پروژهاي صرفاً به دليل داشتن يک عدد در جدول اعتبارات، «موفق» محسوب نميشود.
ارزش يک پروژه زماني مشخص ميشود که اثر آن در زندگي مردم ديده شود؛
در آبي که پايدارتر ميرسد،
در راهي که ايمنتر ميشود،
در برقي که پايدارتر تأمين ميشود،
در کارخانهاي که دوباره فعال ميشود،
در شغلي که پايدار ايجاد ميشود،
و در پروژهاي که پس از سالها انتظار بالاخره به نتيجه ميرسد.
بنابراين اکنون که آمار 2169 پروژه و بيش از 52 هزار ميليارد تومان اعلام شده، شايد مهمترين مطالبه رسانهاي اين نباشد که «چند پروژه افتتاح شد؟»
بلکه اين باشد:
«از اين 2169 پروژه، چند مسئله واقعي مردم گلستان حل شد؟»
اين سؤال، نه نفي اقدامات انجامشده است و نه کمرنگ کردن تلاش مديران.
اين، دعوت به مرحله بعدي حکمراني است: از اعلام عددها به ارائه نتيجهها.
چون در نهايت، مردم تعداد پروژههاي روي کاغذ را زندگي نميکنند؛
نتيجه پروژهها را زندگي ميکنند.
کارشناس حقوق