هشدار استاندار به مديران: اعتبار نبايد برگشت بخورد


تیتر اول |

فاطمه سراواني- استاندار گفته است حتي يک ريال از اعتبارات استان نبايد برگشت بخورد؛ اما پشت اين هشدار، يک پرسش مهم‌تر ايستاده است، چرا هنوز بايد نگران برگشت خوردن پولي باشيم که براي حل مشکلات مردم اختصاص يافته است؟ اعتبار دولتي، فرصتي محدود براي حل مسئله‌هاي انباشته يک استان است. وقتي براي گلستان منابع ملي و استاني اختصاص پيدا مي‌کند، معنايش اين است که بخشي از ظرفيت مالي کشور براي اجراي پروژه‌ها و رفع نيازهاي اين استان کنار گذاشته شده است. بنابراين اگر اين منابع به دليل تعلل، ضعف برنامه‌ريزي، ناهماهنگي يا ناکارآمدي اجرايي برگشت بخورد، موضوع فرق مي کند.

هر اعتبار برگشتي، اگر قابل پيشگيري بوده باشد، يک فرصت از دست‌رفته است. هشدار استاندار از همين منظر اهميت دارد؛ اما هشدار زماني ارزشمند است که به سازوکار نظارت و پاسخ گويي منتهي شود. مديران دستگاه‌هاي اجرايي بايد دقيقا بدانند چه ميزان اعتبار در اختيار دارند، چه پروژه‌اي براي آن تعريف شده، چه موانعي بر سر راه اجراي آن وجود دارد و براي رفع اين موانع چه اقدامي انجام داده‌اند. ديگر نمي‌توان پذيرفت که در ماه‌هاي پاياني سال، دستگاهي تازه متوجه شود پروژه‌اي آمادگي اجرا ندارد يا فرآيند اداري آن به سرانجام نرسيده است. مديريت اعتبار، مديريت دقيقه نود نيست. دستگاهي که از ابتداي سال برنامه روشن داشته باشد، پروژه آماده اجرا داشته باشد و موانع را به‌موقع شناسايي کند، نبايد در پايان سال براي جذب منابع به جنگ زمان برود. اما يک نکته مهم‌تر هم وجود دارد؛ نبايد جذب صددرصدي اعتبار به شاخصي مقدس و بدون رقيب براي ارزيابي عملکرد مديران تبديل شود.

 

هدف، فقط خرج کردن پول نيست

اگر مديري براي جلوگيري از برگشت اعتبار، منابع را با عجله و بدون اولويت در پروژه‌اي کم‌اثر هزينه کند، آيا واقعا موفق بوده است؟ اگر هزينه انجام شود اما پروژه سال‌ها نيمه‌تمام بماند چه؟ اگر منابع جذب شود اما خروجي آن متناسب با هزينه انجام‌شده نباشد، آيا مي‌توان آن را موفقيت مديريتي ناميد؟ پاسخ روشن است جذب اعتبار لازم است، اما کافي نيست.

آنچه اهميت دارد، زنجيره کامل تخصيص، جذب، هزينه‌کرد، اجرا و نتيجه است. حلقه آخر اين زنجيره، همان چيزي است که مردم مي‌بينند.

مردم گلستان با آمارهاي بودجه‌اي زندگي نمي‌کنند؛ با جاده‌اي که ساخته شده يا نشده، با آبي که به زمين کشاورزي رسيده يا نرسيده، با مدرسه‌اي که تکميل شده يا همچنان نيمه‌تمام مانده، با بيمارستاني که تجهيز شده يا همچنان با کمبود امکانات مواجه است، قضاوت مي‌کنند.بنابراين انتظار مي‌رود استانداري در کنار تاکيد بر جلوگيري از برگشت اعتبارات، يک گام مهم‌تر نيز بردارد. پيشنهاد نگارنده به جناب استاندار و تيم استاندار اين است که گزارش شفاف عملکرد دستگاه‌ها را بخواهيد و براي مردم منتشر کنيد. تا عملکرد هر مدير در معرض قضاوت قرار گيرد. کدام دستگاه بيشترين اعتبار در معرض برگشت را دارد؟ علت چيست؟ کدام پروژه‌ها عقب مانده‌اند؟ کدام موانع بايد در سطح استان يا ملي حل شوند؟ چه دستگاهي به تعهد خود عمل نکرده است؟ و در نهايت، چه مقدار از اعتبار جذب‌شده به خروجي واقعي تبديل شده است؟

اين پرسش‌ها بايد پاسخ داشته باشند.

اگر مانعي خارج از اختيار مدير است، بايد نام مانع و دستگاه مسئول رفع آن مشخص شود؛ اما اگر مشکل ناشي از ضعف پيگيري، بي‌برنامگي يا تاخير مديريتي است، نمي‌توان مسئوليت آن را پشت عبارت‌هايي مانند مشکلات فرآيندي و موانع اداري پنهان کرد.

پاسخ‌گويي يعني همين؛ مشخص باشد پول کجا بوده، چرا معطل مانده و سرانجام چه نتيجه‌اي براي مردم داشته است. گلستان به منابع بيشتري نياز دارد، اما پيش از آن به نظام دقيق‌تر و پاسخ‌گوتر براي مديريت منابع موجود نياز دارد. منابع محدودند و نيازها فراوان. در چنين شرايطي، هر ريالي که بي‌دليل برگشت بخورد، يک فرصت سوخته است و هر ريالي که بدون اولويت و اثربخشي هزينه شود نيز نوع ديگري از اتلاف منابع است.

پس در کنار جمله حتي يک ريال نبايد برگشت بخورد، بايد گفت حتي يک ريال از منابع مردم نبايد بدون برنامه، بدون نظارت و بدون نتيجه هزينه شود. اگر اين دو اصل همزمان جدي گرفته شوند، هشدار استاندار مي‌تواند از يک تذکر اداري به يک مطالبه واقعي براي اصلاح مديريت استان تبديل شود.

در غير اين صورت، ممکن است ارقام بودجه در پايان سال جذب شده باشند، اما پرسش اصلي مردم همچنان بي‌پاسخ بماند اين پرسش اساسي که از اين همه اعتبار، سهم واقعي مردم گلستان از توسعه کجاست؟